نقش کنشگرانه نخبگان غیرسیاسی در تثبیت روانی جامعه در شرایط جنگی
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، جهان معاصر، عرصه بروز «بحرانهای چندوجهی» است؛ پدیدههایی که در آنها ابعاد سیاسی، نظامی، اقتصادی، اطلاعاتی و روانی در هم تنیده شده و مجموعهای پیچیده از چالشها را برای جوامع بشری رقم میزنند. در چنین بستری، «تابآوری روانی جامعه» – یعنی توانایی افراد و گروهها برای مقابله مؤثر با استرسها، حفظ عملکرد و بازگشت به حالت عادی پس از تجربه سختیها – نه تنها یک شاخص رفاه، بلکه یک سرمایه اجتماعی حیاتی و یک مزیت استراتژیک محسوب میشود. در شرایطی که تنشهای ژئوپلیتیک، بهویژه در ارتباط با معادلات منطقهای میان ایران، ایالات متحده و اسرائیل، فضایی از ابهام و نگرانی را تشدید میکند، «مرجعیت علمی» و «مرجعیت سیاسی» اغلب در معرض تداخل یا حتی تقابل قرار میگیرند. این یادداشت با هدف واکاوی نقش «نخبگان غیرسیاسی» – آن دسته از متخصصان، دانشگاهیان، هنرمندان، کنشگران مدنی و دیگر دانشورانی که در ساختار رسمی قدرت جایگاهی ندارند – به عنوان «معماران معنا» و «حافظان آرامش روانی» جامعه، تدوین شده است.
پدیدارشناسی اضطراب جمعی و «شکاف معنایی»
یکی از بارزترین پیامدهای روانی بحرانهای چندوجهی، ظهور و تشدید «اضطراب ناشی از نااطمینانی» است. این نوع اضطراب، برخاسته از عدم اعتماد و امید نسبت به آینده، پیامدهای احتمالی منازعات و ناتوانی در پیشبینی دقیق رویدادهاست. اضطراب مزمن میتواند به اشکال مختلفی بروز یابد؛ از «اضطراب وجودی» که ریشه در درک شکنندگی هستی دارد، تا «اضطراب استیصال» که از احساس ناتوانی در تغییر شرایط ناشی میشود.
در کنار این واکنشهای فردی، پدیدهای به نام «شکاف معنایی» شکل میگیرد. این شکاف زمانی بروز میکند که روایتهای رسمی یا رسانهای منتشر شده، با درک زیسته مردم و تفسیر شخصی آنها از واقعیت، همخوان نباشد. در شرایط بحران سیاسی-نظامی، این شکاف با انتشار گسترده اخبار جعلی و اطلاعات نادرست تشدید میشود. این اطلاعات آلوده، با هدف ایجاد سردرگمی، ترویج روایتهای خاص یا تحریک هیجانات منفی طراحی شده و با سرعت سرسامآوری در فضای مجازی منتشر میگردند. نتیجه این فرایند، از دست رفتن ملاکهای قابل اعتماد برای قضاوت، افزایش بیاعتمادی نسبت به منابع اطلاعاتی و در نهایت، تشدید اضطراب جمعی است؛ چرا که افراد نمیدانند به کدام منبع یا کدام روایت باید اعتماد کنند. این وضعیت، جامعه را در برابر «فاجعهانگاری»– یعنی تمایل به دیدن بدترین سناریوهای ممکن – آسیبپذیر میسازد.
نخبگان غیرسیاسی به مثابه «معمارهای معنا»
در چنین فضایی، نخبگان غیرسیاسی نقشی حیاتی ایفا میکنند. این گروه، شامل طیف وسیعی از افراد صاحبنظر در حوزههای مختلف علمی، فرهنگی، هنری و اجتماعی است که خارج از چرخه قدرت سیاسی رسمی فعالیت میکنند. جایگاه منحصربهفرد این نخبگان، آنها را به «معمارهای معنا» تبدیل میکند؛ افرادی که میتوانند با تکیه بر «مرجعیت علمی» خود، خلأهای ایجاد شده در «شکاف معنایی» را پر کنند.
مرجعیت علمی، برخلاف مشروعیت سیاسی که غالباً بر پایه قدرت یا رأی بنا میشود، از دانش، تخصص، اعتبار آکادمیک و توانایی تحلیل عقلانی پدیدهها نشأت میگیرد. نخبگان غیرسیاسی، با ارائه تحلیلهای مستند، مبتنی بر داده و دور از هیجانات سیاسی، به جامعه کمک میکنند تا میان واقعیتهای قابل مشاهده و روایتهای تحریفشده تمایز قائل شوند. این فرایند، در چارچوب «نظریه کنش عقلانی» قابل تحلیل است؛ جایی که افراد با اتکا به اطلاعات دقیقتر، تصمیمات منطقیتری اتخاذ کرده و از گرفتار شدن در دام واکنشهای هیجانی مخرب، اجتناب میکنند.
علاوه بر این، «سرمایه اجتماعی»– یعنی شبکههای روابط، هنجارها و اعتماد متقابل که همکاری را تسهیل میکنند – به نخبگان غیرسیاسی قدرت تأثیرگذاری بیشتری میبخشد. هنگامی که یک نخبه مورد اعتماد، تحلیل تخصصی خود را منتشر میکند، این پیام در شبکههای ارتباطی مختلف بازتاب یافته و میتواند بر ادراک جمعی تأثیر بگذارد. همچنین، «سرمایه فرهنگی» – یعنی دانش، مهارتها و موقعیت اجتماعی که فرد از طریق تحصیل و تجربه فرهنگی کسب میکند – به نخبگان کمک میکند تا زبان مناسب برای انتقال مفاهیم پیچیده را بیابند و پیام خود را به شیوهای مؤثر به مخاطبان گوناگون برسانند.
مکانیسمهای تثبیت روانی از منظر تخصصی
نخبگان غیرسیاسی با بهکارگیری دانش تخصصی خود، میتوانند مکانیسمهای متعددی را برای تثبیت روانی جامعه فعال کنند:
أ. کاهش شناختی ابهام:
ابهام، یکی از اصلیترین عوامل تشدید اضطراب است. نخبگان با ارائه تحلیلهای دقیق از وضعیت، تبیین احتمالات ممکن (نه قطعی) و مشخص کردن محدودیتها و فرصتها، به «کاهش شناختی ابهام» کمک میکنند. این امر به افراد اجازه میدهد تا تصویری شفافتر از موقعیت پیش رو داشته باشند و برنامهریزی مؤثرتری انجام دهند.
ب. توانمندسازی شناختی:
به جای آنکه جامعه را در موضع انفعال صرف قرار دهند، نخبگان میتوانند با آموزش روشهای تحلیل انتقادی، سواد رسانهای و ارائه ابزارهای مفهومی، افراد را توانمند سازند. این توانمندسازی، به مخاطب کمک میکند تا خود قادر به ارزیابی اطلاعات و اتخاذ تصمیمات آگاهانه باشد و احساس ناتوانی و استیصال را کاهش میدهد.
ج. تعدیل هیجانی:
هیجانات منفی مانند ترس و خشم، در شرایط بحرانی تشدید میشوند. روایتهای علمی و مستند که بر پایه منطق و شواهد بنا شدهاند، میتوانند به عنوان عاملی برای «تعدیل هیجانی» عمل کنند. این بدان معناست که افراد با درک عقلانیتر موقعیت، کمتر تحت تأثیر واکنشهای هیجانی آنی قرار میگیرند.
د. تقویت تابآوری شناختی:
«تابآوری شناختی» به توانایی فرد برای حفظ کارکرد ذهنی خود در شرایط استرسزا و بازگشت سریع به وضعیت عادی اشاره دارد. درک صحیح از ماهیت بحران، محدودیتهای آن و مسیرهای احتمالی پیش رو – که توسط نخبگان ارائه میشود – پایههای این تابآوری را مستحکمتر میسازد. جامعهای که نخبگان آن به طور فعال در حال تحلیل و تبیین وضعیت هستند، کمتر دچار فروپاشی روانی جمعی میشود.
اخلاق کنشگری نخبگان در شرایط بحرانی
کنشگری نخبگان غیرسیاسی در شرایط بحرانی، تنها یک وظیفه اجتماعی نیست، بلکه ریشه در «اخلاق حرفهای» و «مسئولیت اجتماعی دانش» دارد. در دورانی که اطلاعات به سلاحی مؤثر تبدیل شده است، نخبگان وظیفه دارند از «شفافیت معرفتی» پیروی کنند. این به معنای ارائه صادقانه اطلاعات، اذعان به محدودیتهای دانش و پرهیز از ارائه تحلیلهای قطعی و غیرمستند است.
چالش مهم در این میان، اخلاق سیاسی در مقابل اخلاق حرفهای است. نخبگان ممکن است تحت فشار روانی یا اجتماعی برای همسویی با روایتهای خاص قرار گیرند. اما پایبندی به اصول حرفهای، یعنی اولویت دادن به حقیقت، دقت علمی و منافع بلندمدت جامعه، وجه تمایز کنش مسئولانه یک نخبه است.
ایجاد ارتباط دوسویه با جامعه نیز امری حیاتی است. نخبگان باید فضاهایی برای گفتگو، شنیدن دغدغهها و پاسخگویی به ابهامات جامعه فراهم آورند. این تعامل، نه تنها اعتماد عمومی را افزایش میدهد، بلکه به نخبگان نیز کمک میکند تا درک عمیقتری از وضعیت زیسته مردم پیدا کنند و تحلیلهای خود را با واقعیتهای میدانی منطبق سازند.
در نهایت، نخبگان غیرسیاسی در شرایط بحرانی، به مثابه سیستم ایمنی روانی جامعه عمل میکنند. آنها با ارائه تحلیلهای عقلانی، کاهش ابهام شناختی، توانمندسازی افراد و تعدیل هیجانات، به جامعه کمک میکنند تا از گرداب اضطراب و نااطمینانی عبور کند. نقش آنها، نه تزریق امید واهی، بلکه ارائه «واقعگرایی امیدوارانه» است؛ یعنی ترسیم مسیری که در آن، با اتکا به دانش و تخصص، میتوان بر چالشها فائق آمد.
برای نهادینهسازی این نقش، ضروری است که فضایی امن و حمایتی برای کنشگری مستقل نخبگان فراهم شود و جایگاه مرجعیت علمی در سیاستگذاریهای کلان فرهنگی و اجتماعی، مورد توجه جدی قرار گیرد. جامعهای که دانش و تخصص را به عنوان لنگرگاه ثبات روانی خود میشناسد، قادر خواهد بود تا با هوشمندی جمعی، از پس دشوارترین بحرانها برآید و مسیر توسعه پایدار و آرامش پایدار را هموار سازد. این، چشمانداز آیندهای است که در آن، عقلانیت تخصصی، معماری آرامش جامعه را بر عهده دارد.
یادداشت از زهرا سلیمانپور گیلانده
انتهای پیام/
