هالیوود و فیلم عملیات نجات خلبان؛ پنهان کردن یک آبروریزی تاریخی!
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، زمانی که «تاپ گان 2» ساخته شد، از نگاه بسیاری روشن بود که هدف فیلم اشاره به حمله به مراکز نظامی و هستهای ایران است، هرچند آمریکا از بیان مستقیم آن و نام بردن از ایران پرهیز میکرد. مهمتر از آن، عدم نمایش توان نظامی ایران در حوزه آفندی و پدافندی بود؛ بلکه مخاطب با روایتی مرسوم در هالیوود مواجه میشد که در آن گروهی از نیروهای نظامی با تجهیزات پیشرفته، بدون مانع جدی و با کمترین هزینه وارد کشوری شده و مأموریت خود را انجام میدهند. اما تحولات جنگ اخیر نشان داد که واقعیتهای میدانی الزاماً با این تصویرسازیهای سینمایی منطبق نیست. گزارشها حاکی از آسیب دیدن یا انهدام چندین فروند هواپیما و بالگرد آمریکایی در جریان این درگیریها بود؛ تا جایی که دو خلبان نیز در خاک ایران زمینگیر شدند.
در روزهای منتهی به آتشبس، خبر ساخت «تاپ گان 3» بهطور رسمی از سوی کمپانی پارامونت منتشر شد؛ خبری که در ابتدا این گمانه را ایجاد کرد که ممکن است با عملیات نظامی آمریکا برای نجات خلبانانش مرتبط باشد. اما پس از انتشار اخبار رسمی ساخت فیلم سینمایی نجات خلبان جنگنده آمریکایی در روزهای گذشته، مشخص شد که هالیوود قصد تولید دو اثر جنگی را دارد که یکی از آنها به عملیات نجات خلبان آمریکایی مربوط است؛ خلبانی که هنوز جزئیات وضعیت و سرنوشت او بهصورت شفاف مشخص نشده و حتی برخی ابعاد این ماجرا همچنان در هالهای از ابهام قرار دارد. عملیاتی دروغین که مشخص شد در حقیقت پوششی برای یک عملیات دیگر بود که آن هم ناکام ماند و با شکست فجیعی در دشت مهیار اصفهان به پایان رسید.

نمایی از تاپگان 2؛ روایتی پوشالی از جنگ آمریکا علیه ایران
فیلمی که گفته میشود مایکل بی، کارگردان آثاری مانند «پرل هاربر» (2001) و «13 ساعت: سربازان مخفی بنغازی» (2016)، در حال ساخت آن است، برخلاف برخی آثار گذشته دیگر درباره یک سناریوی فرضی یا آیندهنگرانه نیست، بلکه بر پایه رویدادی شکل میگیرد که بخشهایی از جزئیات آن در فضای رسانهای منتشر شده است. عملیاتی که بنا بر برخی روایتها، در جریان آن نیروهای آمریکایی با واکنش سریع نیروهای مسلح ایران مواجه شدند و با شکست مفتضحانه روبهرو شدند. تا جایی که خود آمریکاییها مجبور شدند هواپیماها و هلیکوپترها و تجهیزات چندصد میلیون دلاری خود را در ایران بمباران کنند.

هالیوود قرار است مانند گذشته فیلمی پنتاگونی و قهرمانانه از خود بسازد تا روایتگر عظمت خودساخته و پوشالی خود باشد. روایتی که دیگر مانند دوران جنگ سرد با فیلمهای رامبویی توان مدیریت افکار عمومی را ندارد زیرا رسانهها و جنگ روایتها حقیقتهای غیرقابل کتمانی را درباره وجهه منفی، یاغی و استعمارگرای آمریکا به جهان نشان دادند. خصوصاً درباره جنگ علیه ایران پردههای زیادی افتاد و تصویر ضدانسانی و کودککش آنان تماماً نمایان شد؛ تا جایی که رسانههای خود آمریکایی این حقیقت را با صدای بلند بیان کردند و مورد خصم و خشونت ترامپ قرار گرفتند و از آنها با عنوان رسانههای در حال سقوط و بدنام عنوان میکند.

بنابراین هالیوود هرچه تلاش کند نمیتواند افکار عمومی را نسبت به شکست خود تغییر دهد و روایت مطلوب خود را درباره این عملیات نشان دهد؛ آمریکا نمیتواند آبروی ریخته را جمع کند. چراکه ضایعهای که برای آن در جنوب اصفهان رخ داد، در سطح جهانی منتشر و نشانهای آشکار بر ضعفهای درونی ارتش آمریکا و قدرت نظامی، مردمی و الهی ایران بود.
اما در هر حال آمریکا چارهای ندارد مگر اینکه هرچه زودتر فیلمی درباره عملیات نظامی خود برای نجات خلبانان بسازد تا آن سمت دیگر را پوشش دهد. ابعاد رسانهای و تبعات این رخداد برای آمریکا اهمیت قابل توجهی دارد و همین مسئله میتواند یکی از دلایل تلاش برای تولید سریع آثار سینمایی مرتبط با آن باشد. آغاز روند این پروژهها در فاصلهای کوتاه از رخدادهای اخیر، این تصور را تقویت میکند که آمریکا در تلاش است باتوجه به دست برتر ایران، روایت این ماجرا را زودتر در اختیار بگیرد و از شکلگیری روایتهای رقیب جلوگیری کند.

ولی نباید تمام این قضایا نیز باعث شود که ایران نیز با این فرضیه که آمریکا دست پایین افتاده، زمین هنر-رسانه سینما را رها کند. بلکه اتفاقاً باید پیشدستانه وارد عمل شود و ساخت فیلمی با موضوع شکست آمریکا در جنوب اصفهان و در نگاهی کلیتر توان بالای نظامی ایران در زمینه آفندی و پدافندی را نشان بدهد.
ایران در سالهای اخیر با ساخت فیلمهای باکیفیت در زمینه جنگی و همچنین آثاری که با جنبه صنعتی سینما مانند فیلمهای تاریخی در ارتباط است، توانست نشان بدهد که توانایی ساخت آثار روز را نه شاید در حد هالیوود اما در منطقه دارد. انتخاب سوژه و روایت درست و جذاب و فیلمنامهای قوی و کار شده میتواند در کنار مؤلفههای یاد شده به فیلمی خوشساخت و ماندگار را درباره مقابله و توانایی نظامی ایران در مقابل ارتش آمریکا در عملیات واقع شده در جنوب اصفهان، منجر شود.
سال گذشته برخی از ارگانهای نظامی و حتی غیرنظامی اقدام به تولید فیلمهای سینمایی دست زدند که نه در جذب مخاطب و نه از نظر منتقدان قابلیت و توانایی خاصی نداشتند و صرفاً به یک اثر برای بایگانی در اتاق مدیران سازمانی تبدیل شدند.
اما امیدواریم با در نظر گرفتن اهمیت این پروژه سینمایی، سطح تولید این پروژه در سطح بالایی در نظر گرفته شود تا شاهد فیلمی آبرومند درباره افتخار نیروهای مسلح در اینباره باشیم.
انتهای پیام/
