» فرهنگ و تاریخ باستان » پس «زن‌زندگی‌آزادی»ها کجا هستن؟/سردار چه‌کسانی را عزل می‌کرد؟
پس «زن‌زندگی‌آزادی»ها کجا هستن؟/سردار چه‌کسانی را عزل می‌کرد؟

پس «زن‌زندگی‌آزادی»ها کجا هستن؟/سردار چه‌کسانی را عزل می‌کرد؟

مهر ۵, ۱۴۰۵ 0016

فرهنگی

خبرگزاری تسنیم، گروه فرهنگی _ صادق وفایی: سردار امیرعلی حاجی‌زاده یکی از فرمانده‌ها و چهره‌های نظامی محبوب مردم ایران است که شهادتش در جنگ 12 روزه سال 1404 باعث بهت و حیرت و به تبع آن اندوه شدید مردم شد. سردار حاجی‌زاده ازجمله چهره‌های انقلابی و مذهبی بود که به‌واقع آبروی خود را با خدا معامله کردند و همین‌معامله هم باعث محبوبیت روزافزون او بین مردم است و مزارش در کنار شهید محمود باقری (فرمانده شهید یگان موشکی سپاه) در گلزار شهدای بهشت‌زهرا هر روز شلوغ‌تر از دیروز است.

یکی از وجوه این‌معامله با خدا، زمانی خود را نشان داد که سردار در ماجرای هواپیمای اوکراینی که بعدها مقصران اصلی‌اش در دادگاه محکوم شدند، مقابل مردم حاضر شد و گفت گردنش از مو باریک‌تر است! وقتی هم خبر شهادتش در جنگ 12 روزه‌ آمد، خیلی از کسانی که سر آن‌ماجرای مبهم و مرموز، او را هدف تهمت و ناسزا قرار داده بودند، افسوس خوردند و اشک ریختند.  

کتاب «مردی که می‌خواست زنده بماند؛ روایت‌هایی از زندگی شهید امیرعلی حاجی‌زاده فرمانده نیروی هوافضای سپاه» نوشته فائضه غفار حدادی که به‌تازگی در قالب یکی از عناوین مجموعه «آسمان‌دار» منتشر شده، درباره این‌فرمانده شهید است که تلاش و کوشش عجیبش، نقل محافل خاطره‌گویی همرزمانش است؛ فرماندهی‌ که در 2 ماه پایانی زندگی‌اش، 32 ابر پروژه را برای هوافضای سپاه تصویب و مسیر آینده این‌یگان را برای‌ سال‌ها و دهه‌ها ترسیم کرد.

سردار حاجی‌زاده که نام اصلی‌اش «امیر» بوده و بعدها نام «امیرعلی» را از بیان رهبر شهید انقلاب دریافت کرد، در بخش مهندسی سپاه تلاش کرد در مهندسی تلاش کرد مغار و شفت‌هایی طراحی شود که موشک‌ها از داخل تونل‌ها قابل پرتاب باشند. طرح سیلوهای زیرزمینی هم از دیگر ابداعات و برکات حضور او در جمع نظامیان ایران است.  

از مجموعه «آسمان‌دار» تا به حال 4 عنوان توسط انتشارات شهید کاظمی منتشر شده، که پیش‌تر به بهانه شروع هفته دفاع مقدس، کتاب «مردی که نمی‌خواست دیده شود» را با محوریت زندگی و خاطرات شهید محمود باقری فرمانده یگان موشکی سپاه مرور و بررسی کردیم. این‌مطلب در پیوند زیر در دسترس و قابل مطالعه است:

* «فرمانده موشکی جهان اسلام هستم/سردار از پهلو ترکش خورده بود»

در ادامه ایام هفته دفاع مقدس امسال، به مرور «مردی که می‌خواست زنده بماند» و خاطرات سردار شهید حاجی‌زاده می‌پردازیم؛

پس «زن‌زندگی‌آزادی»ها کجا هستن؟/سردار چه‌کسانی را عزل می‌کرد؟

مشروح این‌مطلب در ادامه می‌آید:

رفاقت؛ از هنرستان تا هوافضا

امیر حاجی‌زاده، جای دبیرستان وارد هنرستان فنی شد و رشته برق را انتخاب کرد. او در آن‌سال‌ها می‌توانست دو سیم یو شکل مفتولی زرد و قرمز را به هم بزند و با گرفتن اتصالی، برق هنرستان را قطع کند تا همکلاسی‌ها و هم‌مدرسه‌ای‌هایش راحت‌تر به تظاهرات‌های ضد شاه بروند. این‌کارا هم می‌کرد و هم همراه دوستانش در انجمن اسلامی هنرستان در تظاهرات شرکت می‌کرد و با همین‌دوستانش که تا آخر عمر با هم ماندند، از فرماندهان رده‌بالای هوافضای سپاه شدند. علی بلالی و رضا حیدری جوار ازجلمه این‌همکلاسی‌ها بودند.

دعوای بچه‌های محله فلاح با یهود بین‌الملل

سردار حاجی‌زاده به‌قول تهرانی‌ها، بچه ی محله فلاح بود و پس از عملیات وعده صادق 2 بود که شهرداری، بنری را با عکس او در خیابان‌های تهران نصب کرد که رویش نوشته بود: «دعوا بین بچه‌های فلاح و اسرائیله! لطفا باقی محله‌ها دخالت نکنن!»

در سال‌های نوجوانی امیر حاجی‌زاده هم مسجدهایی در محله فلاح بودند اما یا متعلق به جریان حجتیه بودند یا جریان خلق مسلمان. به همین‌دلیل او و بچه‌محل‌هایش تصمیم گرفتند مسجدی مطابق با اعتقادات شیعه بسازند و این‌کار را با جمع‌کردن پول‌های توجیبی خود انجام دادند و دیوارهای مسجد علویون را بالا آوردند.

یکی از اتاق‌های طبقه بالای این‌مسجد تبدیل به کتابخانه شد و بخش دیگری از فضای مسجد هم به پایگاه بسیج اختصاص داده شد. به گفته راویان و بچه‌محل‌های سردار حاجی‌زاده، قلب محله در این‌مسجد می‌تپید. کوپن‌ها آن‌جا توزیع می‌شدند و گشت‌زنی‌های شبانه برای حفظ امنیت محل از آن‌جا سازماندهی می‌شد. بچه‌های این‌مسجد حتی در گرفتن دزد و قاچاقچی هم به خودکفایی رسیده بودند و با شروع جنگ تحمیلی، کار ثبت‌نام بسیج و اعزام نیروها و کمک‌های مردمی به جبهه را هم انجام می‌دادند.

عقد و ورود به سپاه

امیر حاجی‌زاده بهار سال 1360 عقد کرد و چندماه پیش‌تر، تصمیمش را برای ورود به سپاه گرفته بود. به همین‌دلیل پیش از خواستگاری، سپاهی شده بود و انجمن اسلامی مسجد علویون را هم تاسیس کرده بود که خروجی‌اش کارهای فکری و فرهنگی در محله بود.

تحقیقات گزینش سپاه طول کشید و شروع دوره آموزشی حاجی‌زاده، به روزهای پس از مراسم عقد موکول شد.

حاجی‌زاده پس از گذراندن دوره آموزشی‌ اولیه، به لانه جاسوسی آمریکا اعزام شد و ابتدا دژبان بود. بعد هم مسئول تکثیر واحد ارزیابی نیروی انسانی یکی از قسمت‌های ستاد مشترک شد. کمی بعد تالاری گرفت و جشن عروسی‌اش را برگزار کرد تا پس از آن عازم جبهه شود.

 

محافظان محسن رضایی چه‌اسلحه‌ای داشتند؟/اخلاق آقامحسن در کلام محافظش

 

اولین‌ملاقات با حسن‌آقا

حاجی‌زاده جوان به‌عنوان ارزیاب بخش پرسنلی قرارگاه کربلا به جبهه اعزام شد. قرار بود با نیروها مصاحبه کند و تحقیقات لازم را انجام دهد تا آن‌ها با از نظر قابلیت برای سپاهی‌شدن ارزیابی کند. از آن‌جا که توپخانه سپاه به‌تازگی با فرماندهی حسن طهرانی‌مقدم تاسیس شده بود، حاجی‌زاده به این‌بخش منتقل شد و برای اولین‌بار حسن‌آقا را دید.

 یکی از خاطرات جالب این‌مقطع از زندگی او، خشم طهرانی‌مقدم از شرایطی است که برای گزینش در نظر گرفته شده بود. به عنوان مثال شهید حسن شفیع‌زاده در ابتدای امر به‌خاطر داشتن فامیلی که عضو گروهک‌ها بود، رد شد اما طهرانی‌مقدم او و دیگران را در واحد خود پذیرفت و گفت با چنین‌رویکردی، باید اول از همه پیامبر اعظم (ص) را در گزینش رد کنند چون عمویش ابولهب بوده و فامیل‌های مشرک داشته است.

حسن طهرانی‌مقدم از حاجی‌زاده می‌خواست وضعیت پرسنلی اعضای بسیجی توپخانه را پس از بررسی‌ لازم، به سپاهی تبدیل کند. فهرستی که حسن‌آقا داده بود، شامل حسن شفیع‌زاده، سید مجید موسوی، مجید نواب، رضا گودرزی و چند نفر دیگر می‌شد.

در این‌مقطع از زندگی، امیر حاجی‌زاده، تبدیل به رئیس ستاد حسن طهرانی‌مقدم شده و مسئول پیدا کردن پادگان و جذب نفرات مطمئن برای شروع به کار واحد موشکی بود.

پس «زن‌زندگی‌آزادی»ها کجا هستن؟/سردار چه‌کسانی را عزل می‌کرد؟

شهیدان حسن شفیع‌زاده، حسن طهرانی‌مقدم و امیرعلی حاجی‌زاده در قاب

عضو تک‌نفره گروه حدید

پس از صحبت‌های اولیه تشکیل واحد موشکی، حسن طهرانی‌مقدم و گروهش برای دیدن آموزش کار با موشک اسکاد بی به سوریه رفتند و حاجی‌زاده تبدیل به تنها عضو گروه حدید توپخانه سپاه شد. او باید بدون این‌که ماجرای تشکیل این‌گروه لو برود، هماهنگی‌های لازم را برای ورود گروه اعزامی به سوریه انجام می‌داد. به این‌ترتیب از بچه‌محل‌های خود یعنی بچه‌های فلاح کمک گرفت و همراه آن‌ها شروع به ساخت تونل در دل کوه‌های پادگان شهید منتظری کرمانشاه کرد.

امیر حاجی‌زاده در آن‌مقطع، جانشین حسن طهرانی‌مقدم در تیپ حدید بود و دستش راستش محسوب می‌شد.

کمی بعد مجموعه موشکی سپاه توسعه پیدا کرد و تبدیل به 3 تیپ شد که طهرانی‌مقدم فرمانده هر سه تیپ و امیر حاجی‌زاده فرمانده تیپ 7 حدید شد. طهرانی‌مقدم، حاجی‌زاده را به سردار محمدباقر قالیباف فرمانده وقت نیروی هوایی سپاه معرفی کرده بود تا ساخت تونل‌های موشکی سرعت بگیرد.

جناب‌سرهنگ، فرماندهی واحد مهندسی و مکانیزه‌کردن پروژه‌ها

با پایان جنگ تحمیلی اول علیه ایران، حاجی‌زاده در سال 1371 برای ادامه تحصیل اقدام کرد و مهندس عمران شد. بعد هم قالیباف، در سال 1376 حکم فرماندهی مهندسی را به نام حاجی‌زاده امضا کرد و درجه سرهنگی گرفت.

از آن‌جا که مسئولیت مهندسی و قرارگاه سازندگی نیروی هوایی سپاه (قرب) با هم بود، امیر حاجی‌زاده باید پروژه‌های مشترک مهندسی نیروی هوایی با مجموعه‌های خارج از سپاه را هم مدیریت می‌کرد. یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهای این در این‌پست، این بود که موفق شد پروژه‌های عمرانی ایران را به دستگاه‌های مکانیزه مجهز کند.

 

گنده‌لاتی که محافظ محسن رضایی شد/روزی که از بهروز وثوق بدم آمد!

 

از گدافند تا پدافند!

احمد کاظمی که پس از قالیباف فرمانده نیروی هوایی سپاه شده بود، امیر حاجی‌زاده را مسئول واحد پدافند کرد؛ واحدی که آن‌روزها یک‌واحد فراموش‌شده و بی‌امکانات بود و به شوخی «گدافند» خوانده می‌شد.

حاجی‌زاده نیروهای پدافند را برای آموزش کار با سامانه تور به روسیه و همچنین کار با سامانه سام به سوریه فرستاد. او با وجود امکانات کم، در کنار مرکز تعمیرات پدافند، یک‌مرکز تحقیقات تاسیس کرد و توانست اولین موشک بومی ایران را تولید کند.

واحد پدافند، طی 8 سال مدیریت حاجی‌زاده از گدافندی درآمد و کارش به جایی کشید که فرمانده‌اش، طرح بهبود پدافندهای سوریه را در دیدار با بشار اسد به او پیشنهاد داد. بشار هم به وزیر دفاعش دستور داد از طرح «فرمانده جوان پدافند سپاه ایران» استفاده کند.

آینده‌نگری سردار؛ پهپاد از موشک مهم‌تر می‌شود!

دوستان و همرزمان سردار حاجی‌زاده می‌گویند وقتی هنوز روی دیوارها شعار «موشک‌ها خدایگان جنگ‌اند» نوشته می‌شد، او افق‌های دورتری را می‌دید و می‌گفت: روزی می‌آد که پهپاد از موشک مهم‌تر می‌شه!

برادرم حق همکاری ندارد!

وقتی سردار امیرعلی حاجی‌زاده فرمانده هوافضای سپاه شد، نامه‌ای به مجموعه متبوعش نوشت و چنداسم را با این‌توضیح فهرست کرد: «از این به بعد افراد زیر، به دلیل نسبت یا ارتباط با این‌جانب، حق همکاری با نیروی هوافضا را ندارند.» اولین نام فهرست هم حمید حاجی‌زاده برادر سردار بود که تراشکاری می‌کرد و از زمان تاسیس توپخانه سپاه، مورد وثوق شهید طهرانی‌مقدم بود.

توضیحی که درباره این‌رفتار سردار حاجی‌زاده داد می‌شود، این است که می‌دانست پارتی‌بازی که سهل است، حتی شائبه و احتمالش هم روی اعتماد نیروها به فرمانده تاثیر می‌گذارد. به همین‌دلیل اصلا اجازه بروز و ظهور و شکل‌گیری زمزمه درباره این‌موضوعات را نمی‌داد.

پس «زن‌زندگی‌آزادی»ها کجا هستن؟/سردار چه‌کسانی را عزل می‌کرد؟

رویکرد سردار در مواجهه با تاخیرکنندگان!

سردار امیرعلی حاجی‌زاده، همیشه چنددقیقه زودتر، در اتاق جلسات یا محل برپایی جلسه حاضر می‌شده و حتی اگر خیلی‌ها به جلسه نرسیده بودند، آن را سر ساعت شروع می‌کرده است. راویان خاطرات او می‌گویند در ماموریت‌هایی هم که با هواپیما می‌رفتند، سردار دستور داده بود خلبان سر ساعت مقرر پرواز کند و منتظر کسی نماند. به همین‌دلیل چندمرتبه پیش آمد که فرماندهان رده‌بالای تحت امرش جا ماندند. این‌رفتار و چارچوب در حالی رعایت می‌شد که سردار خبر داشت فرد مورد نظر در ترافیک مانده و تا چند دقیقه دیگر می‌رسد.

وقتی عصبانی می‌شد!

همرزمان و نزدیکان سردار حاجی‌زاده می‌گویند هیچ‌چیز به اندازه پیش‌نرفتن کار، عصبانی‌اش نمی‌کرد. موقعیت عصبانیت هم کسی را توبیخ کتبی یا بازداشت نمی‌کرد. تبیه هم برایش در نظر نمی‌گرفت اما یک‌تشر یا چشم‌غره‌اش کافی بود تا حساب کار دست فرد خاطی بیاید.

امیر محله فلاح تهران، با وجود اعتمادی که به نیروهایش داشت، نتایج کار محول‌شده را از چند مسیر متفاوت پیگیری می‌کرد تا به مخیله کسی خطور نکند گزارش اشتباه یا اغراق‌شده تحویل دهد.

چه‌کسانی را عزل می‌کرد؟

نزدیکان سردار حاجی‌زاده می‌گویند اگر به کسی تشر می‌زد، کمی بعد با شوخی یا تعریف از آن‌فرد، جبران کرده و از دلش درمی‌آورد اما اگر خطای فرد، به‌خاطر قصور و کوتاهی نبود و فرد مورد نظر، به دروغ و تخلف متوسل می‌شد، دیگر شوخی و خنده در کار نبود.

نمونه این‌رویکرد جدی سردار حاجی‌زاده مربوط به یکی از بازدیدهای او از یک‌مجموعه است که خودروی مدل‌بالایی را با پلاک سپاه مشاهده کرد و علت وجود چنین‌خودرویی را پرسید. جوابی که سردار شنید این‌بود: «موقعی که در یکی از مناطق آزاد بودیم برای یگان خریدیم و بعد هم که برگشتیم پلاک زدیم و با خودمان آوردیم.»

پاسخی که زیرمجموعه سردار حاجی‌زاده از او شنیدند، این بود: «غلط کرده‌اید با خودتون آوردید!»

فرمانده آن‌مجموعه، فردای روز بازدید عزل شد.

نمونه دیگر عزل‌های سردار حاجی‌زاده، مربوط به فرمانده دیگری است که برای گسترش ساختمان‌های پادگانش، درختان توت را قطع کرده بود. یک‌بار که سردار مقابل ساختمان نیمه‌کاره آن‌مجموعه ایستاده بود، جای پرسیدن از میزان پیشرفت کار، سراغ درختانی را گرفت که در بازدید قبلی، آن‌جا دیده بود. فرمانده مجموعه هم جای معذرت‌خواهی و بیان علت، منکر وجود درختان توت شده بود. همین‌مساله باعث شد فردای آن‌روز، نامه عزلش بیاید.

 

چه‌طور خلبان شدم؛ روزی که فکر کنی بلدی باختی!/مقایسه‌ای بین F5 و F7

 

خط اتوی همیشگی و اندام برازنده

امیرعلی حاجی‌زاده در مقام فرمانده، همیشه کفش واکس‌زده به پا می‌کرد و لباس فرمش، خط اتوی همیشگی و ثابت داشت. لباس‌های خوش‌فرم و اندازه‌ای هم که به تن می‌کرد، برایش دوخته می‌شدند.

فرمانده شهید هوافضای سپاه، کم غذا می‌خورد و می‌گفت خوب نیست یک‌نظامی شکم داشته باشد.

پس «زن‌زندگی‌آزادی»ها کجا هستن؟/سردار چه‌کسانی را عزل می‌کرد؟

شوخی در حضور سردار؟

وقتی لباس نظامی تن سردار حاجی‌زاده بود، کمتر شوخی می‌کرد و کسی در حضورش جرات نداشت حرف بی‌مورد بزند، پرچانگی کند و جوک بگوید. البته همرزمان او می‌گویند حکم لطیفه و حکایت بامعنایی که منظور فرد را برساند، فرق داشت.

خلبانی هلی‌کوپتر و آموزش زبان

همرزمان سردار حاجی‌زاده می‌گویند همیشه از آموزش و تحصیل استقبال می‌کرده و به همین‌دلیل هم خلبانی هلی‌کوپتر را آموخت و هم دستور داد معلم زبانی را برای آموزش زبان همه نیروهای تحت امرش استخدام کنند.

پیشنهاد همکاری به ایران‌خودرو و دولت

فعالیت و تلاش بالای سردار حاجی‌زاده باعث شد به ایران‌خودرو پیشنهاد کند از مجموعه‌شان بازدید کند و برای بهتر شدن عملکردشان مشورت دهد. او چندبار از خط‌های تولید این‌کارخانه بازدید کرد و مواردی را گوشزد کرد اما دوستانش می‌گویند ایران‌خودرو از طرح‌های پیشنهادی‌اش استقبال نکرد.

سردار حاجی‌زاده ایده‌های جسورانه‌ای هم برای حل مشکلات اقتصادی کشور داشته که آن‌ها را به دولت ارائه کرده بود.

چادر زدن در دل طبیعت

فرمانده شهید نیروی هوافضای سپاه به گفته دوستان و نزدیکانش، اهل مهمانی، پارک‌رفتن، بدمینتون‌بازی‌کردن و مسافرت‌های ناگهانی بوده است. توضیح بیشتر آن‌که به محض پیداشدن یک‌روز تعطیل، با خانواده خود و برادرهمسرش راهی مسافرت – به ویژه شمال – می‌شد و اگر خانه یا ویلایی برای اجاره و اسکان پیدا نمی‌شد، چادر مسافرتی برپا کرده و در طبیعت استراحت می‌کردند.

پس «زن‌زندگی‌آزادی»ها کجا هستن؟/سردار چه‌کسانی را عزل می‌کرد؟

حاجی‌زاده یا ناجی‌زاده؟

سردار امیرعلی حاجی‌زاده، به‌جز نظامیان تحت امرش، در چندصحنه از زندگی، جان چندشهروند را نجات داده است. یکی از این‌افراد، پسربچه‌ای است که در دریای شمال در حال غرق‌شدن بود و پدر و مادرش نیز متوجه ماجرا نشده بودند. حاجی‌زاده که از دور دست و پا زدن پسر را دیده بود، به دریا زده و او را به ساحل رساند و با تنفس مصنوعی و ماساژ قلبی، او را به زندگی برگرداند.

یکی دیگر از افرادی که حاجی‌زاده خارج از معرکه نبرد جانش را نجات داده، نیرویی است که برای مانور شنا و غواصی پشت سد دز، در حال تمرین بوده است.

نجات یکی از بچه‌های فامیل که در جوی آب یک‌روستا افتاده بود، از دیگر موارد کارنامه سرداری است که دوستانش به‌دلیل همین‌کارها او را «ناجی‌زاده» هم خطاب کرده‌اند.

پس «زن‌زندگی‌آزادی»ها کجا هستن؟

سردار حاجی‌زاده طبق روایت نزدیکانش، عادت داشته در اعیاد و مناسبت‌ها، کتاب عیدی دهد. در دورانی هم که محدودیت محافظتی و امنیتی نداشت، هفته‌ای یک‌بار همراه با خانواده‌های نیروهای پدافند سپاه برای کوهنوردی به کلکچال می‌رفت.

به‌دلیل تاکیدی که رهبر شهید انقلاب بر کرسی‌های آزاداندیشی دانشگاه‌ها داشت، سردار همیشه دعوت دانشجویان را برای سخنرانی قبول می‌کرد. ایده تشکیل اردوهای راهیان پیشرفت هم از این‌فرمانده شهید است که در این‌اردوها برای دانشجویان دختر و پسر سخنرانی می‌کرد و یکی از خاطرات به جا مانده از این‌اردوها این است که اگر می‌دید همه دانشجویان از نظر پوشش، یک‌شکل هستند، به اعتراض خطاب به برگزارکنندگان اردو می‌گفت: «پس زن‌زندگی‌آزادی‌ها کجان؟» مسئولان اردو هم ناچار بودند برایش قسم بخورند که «به خدا روز اول بودن اما بعدش خودشون خواستن شال‌شون روی سرشون باشه!»

دلیل و برهان سردار برای نخبه‌های معترض

بعد از اغتشاشات زن زندگی آزادی، چند دانشجوی نخبه که با مجموعه هوافضا همکاری می‌کردند، به دیدار سردار حاجی‌زاده رفتند و گفتند «چرا نخبگان را دستگیر کرده‌اند؟ دو نفر از همکلاسی‌ها ما در زندان‌اند.» سردار حاجی‌زاده نیز با دادن قول پیگیری وضعیت دو فرد مورد نظر، هفته بعد دانشجو را دعوت کرد و پرونده همکاری آن‌دو فرد نخبه را با سرویس‌های جاسوسی نشان داد. آن‌ها نیز با گرفتن پاسخ مطمئن و محکم، سر کار خود بازگشتند.

هدیه‌های سردار برای روز زن

یکی از عادت همیشگی سردار حاجی‌زاده این بود که هرسال، روز زن چنددسته‌گل سفارش می‌داد و برای مادر، همسر و دخترهایش گل می‌برد. در سال‌های پایانی عمر دنیایی‌اش نیز که عروسش به جمع خانواده اضافه شده بود، نام او نیز به فهرست دریافت‌کنندگان گل افزوده شد.

سردار به هر مناسبتی به همسرش می‌گفت برای دخترها هدیه بخرد. این‌توصیه از نظر اعیاد و مناسبت یا روزهای عادی، تفاوتی نداشته و فرقی نداشت روز تولد دخترهای خانواده باشد یا شب چله، عید نوروز یا عید غدیر. روز عید غدیر هم مناسبتی بود که سردار در آن سنگ تمام می‌گذاشت و به همه عیدی می‌داد.

 

500 خمپاره بعثی در جواب یک‌خمپاره/ضربه کمترگفته شده ایران به منافقین

 

بله که خانم‌ها هم می‌تونند!

در سال‌های اخیر، تعدادی از دانشجویان و نخبه‌های دختر درباره کار در حوزه‌های نظامی به سردار حاجی‌زاده گلایه کرده و حرف‌هایی زده بودند. او هم گفته بود: «بله که خانم‌ها هم می‌تونن در تحقیقات نظامی وارد بشن. من حتما بسترش رو آماده می‌کنم بیایین به ما کمک بدین!»

به این ترتیب پردیس نوآوری شهید طهرانی مقدم با همت سردار حاجی‌زاده ساخته شد و راویان و همرزمان شهید می‌گویند با این‌که این‌پردیس داخل محیط پادگان قرار داشت، سخت‌گیری مرسوم نوع پوشش و زمان ورود و خروج را نداشت.

پس «زن‌زندگی‌آزادی»ها کجا هستن؟/سردار چه‌کسانی را عزل می‌کرد؟

هزینه‌ای که با پهپادهای سپاه بازگشت

تحقیقات و پژوهش‌های نیروی جوان، یکی از موارد تاکید همیشگی سردار حاجی‌زاده در روش فرماندهی‌اش بوده است. او چند قطعه از زمین‌های نیروی هوافضای سپاه را فروخت و درآمد آن را به‌طور کامل برای تحقیقات هزینه کرد. همین‌رویکرد باعث شد پردیس نوآوری شهید طهرانی‌مقدم طی چندسال، 3 هزار نخبه و دانشمند را تحت حمایت درآورد.

نکته‌ای هم که همرزمان شهید حاجی‌زاده درباره بازگشت هزینه‌های او در زمینه تحقیقات بیان کرده‌اند، این است که پول زمین‌های هوافضا که حاجی‌زاده برای تحقیقات فروخت، با صادرات پهپاد جبران شد و برگشت.

محافظ‌هایش جا می‌ماندند

راه‌رفتن سردار حاجی‌زاده به‌حدی سرعت داشته که محافظانش از او جا می‌ماندند. آمادگی جسمانی و سرعت او در راه‌رفتن باعث شده بود محافظانش برنامه ورزش اضافه در نظر بگیرند تا در اجرای امر حفاظت، جا نمانند.

ساعت کاری سردار نیز از زمانی که بیست‌سی‌ساله بود تا روز آخر زندگی‌اش که 10 سال از بازنشستگی‌اش می‌گذشت، به‌صورت تصاعدی افزایش پیدا می‌کرد. او از صبح زود در دفتر کار یا محل ماموریت حاضر می‌شد و زودتر از ساعت 21 یا 22 شب به منزل برنمی‌گشت.

سالن ورزشی و مدرسه؛ میراث فرهنگی سردار

سردار حاجی‌زاده با توجه به محبوبیتی که بین پرسنل و نیروهای تحت امرش داشت، هنگام عبور و مرور در شهرک اسکان نیروهای هوافضا، به مشکلاتی که خانواده‌ها برایش طرح می‌کردند گوش می‌داد و درخواست عکس سلفی را با علاقه‌مندانش رد نمی‌کرد.

مجتمع فرهنگی‌ورزشی امام رضا (ع) یکی از میراث‌های فرهنگی اوست که در شهرک هوافضایی‌ها ساخته شد تا جوان‌های خانواده‌های این‌نیرو، شبیه بچه‌های اول انقلاب و مسجد علویون محله فلاح بزرگ و تربیت شوند.

مجموعه مدارس آفتاب هشتم هم که با دستور حاجی‌زاده ساخته شدند، از دیگر میراث‌های فرهنگی این‌سردار سپاه هستند که پس از رفتن‌اش همچنان به خدمات‌رسانی مشغول‌اند.

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×