» فرهنگ و تاریخ باستان » پیوند توحید، فقه و سیاست در حکمرانی دینی امام خمینی (ره)
پیوند توحید، فقه و سیاست در حکمرانی دینی امام خمینی (ره)

پیوند توحید، فقه و سیاست در حکمرانی دینی امام خمینی (ره)

خرداد ۱۵, ۱۴۰۵ 2015

فرهنگی

 به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، اندیشه‌های سیاسی امام خمینی (ره) را نمی‌توان یک نظریه انتزاعی یا محصول مقطعی از تاریخ دانست؛ بلکه این اندیشه‌ها برآمده از یک منظومه معرفتی جامع و منسجم است که ریشه در ابعاد مختلف فکری ایشان در حوزه‌های عرفان، فلسفه، کلام و فقه دارد. برای درک عمیق از ماهیت جمهوری اسلامی و سیاست‌ورزی امام، ناگزیر باید از سطوح ظاهری عبور کرد و به لایه‌های زیرین فکری ایشان دست یافت. نظام فکری امام خمینی (ره) یک کل به هم پیوسته است که اجزای آن، از توحید تا احکام جزایی، در یک ساختار نظام‌ند با یکدیگر ارتباطی منطقی و دیالکتیکی دارند.

توحید؛ بنیاد هستی‌شناختی سیاست

بنیاد تمامی اندیشه‌های امام خمینی (ره) بر محور «توحید» استوار است. در نگاه ایشان، سیاست نه به معنای ماکیاولیستی آن (قدرت برای قدرت)، بلکه شعبه‌ای از توحید است. از منظر امام، «حاکمیت مطلق بر جهان و انسان از آنِ خداوند است» و هرگونه اقتداری که در طول این حاکمیت نباشد، غاصبانه و طاغوتی است. این رویکرد هستی‌شناسانه، سیاست را از یک فعالیت دنیوی سکولار به یک «تکلیف الهی» ارتقا می‌دهد.

در این نظام فکری، هستی عدالت‌محور و هدفمند است. جهان، صحنه بازی‌های تصادفی نیست، بلکه مسیر تکامل به سوی لقاء‌الله است. بنابراین، سیاست و حکمرانی نیز باید در همین راستا قرار گیرد؛ یعنی ایجاد بستری که در آن انسان بتواند به کمال معنوی و اخلاقی برسد. ارزش‌های متعالی اخلاقی، در این اندیشه، نه اموری حاشیه‌ای، که در متن سیاست قرار دارند.

 جامعیت دین و پیوند دنیا و آخرت

یکی از نوآوری‌های امام خمینی (ره)، شکستن دوگانه کاذب «دین‌داری» و «سیاست‌ورزی» بود. ایشان با تأکید بر جامعیت اسلام، بر این باور بودند که دین برای تمام شئون فردی و اجتماعی انسان، از تولد تا مرگ، برنامه دارد. در اندیشه ایشان، تفکیک میان سیاست و دیانت، توطئه‌ای استعماری برای جدا کردن دین از عرصه عمل اجتماعی است.

امام به صراحت بیان می‌دارد که احکام سیاسی، حقوقی، اقتصادی و جزایی اسلام بسیار گسترده‌تر از احکام عبادی فردی است. این دیدگاه، اسلام را به عنوان یک «مکتب رهایی‌بخش» معرفی می‌کند که هدف آن نه تنها رستگاری اخروی، بلکه بهبود وضعیت معیشتی، عدالت اجتماعی و کرامت دنیوی انسان‌هاست. دنیا در نگاه امام، مزرعه آخرت است؛ لذا هر تلاشی برای بهبود عدالت در زمین، مستقیماً به نتایج اخروی می‌انجامد.

سیاست به مثابه مسئولیت سه ‌گانه

امام خمینی (ره) در تعریف سیاست، محورهای سه‌گانه‌ای را ترسیم می‌کنند که پایه اصلی عمل سیاسی در اندیشه ایشان است:

رابطه حاکم و مردم: برخلاف الگوهای استبدادی که حاکم را مالک رقبه مردم می‌داند، در اندیشه امام، حاکم (ولی‌فقیه) خادم و امین مردم است. مشروعیت عملی حاکمیت در گرو مقبولیت و رضایت مردم است و این رابطه بر پایه «نصیحت ائمه مسلمین» و نظارت عمومی استوار است.

 رابطه حاکم و دولت‌های خارجی: اصل «نفی سبیل» و «استقلال‌طلبی»، محور سیاست خارجی امام است. ایشان بر این باور بود که مؤمن نباید هیچ‌گاه زیر سلطه غیرمسلمین برود. این به معنای انزوا نیست، بلکه به معنای عزت، حکمت و مصلحت در روابط بین‌الملل است.

 جلوگیری از مفاسد: امام سیاست را ابزاری برای «اصلاح» جامعه می‌دانست. از مبارزه با استبداد داخلی تا مقابله با استعمار خارجی، همگی در ذیل وظیفه «امر به معروف و نهی از منکر» و «جلوگیری از فساد» تعریف می‌شوند.

 فقه سیاسی و کارآمدیِ اجرایی

اندیشه امام خمینی (ره) یک نظریه در کتابخانه‌ها باقی نماند، بلکه در «فقه حکومتی» تجلی یافت. فقه در نگاه ایشان، تئوری اداره انسان و جامعه است.

ایشان فقه را از دایره محدود به مسائل فردی خارج کرد و به عنوان ابزاری برای تنظیم روابط اجتماعی، اقتصادی و سیاسی به کار گرفت. وجود احکام مالی، حقوقی و جزایی در اسلام، گواهی بر این مدعاست که دین برای اداره یک تمدنِ بزرگ برنامه دارد.

مبارزه و جهاد در این منظومه، نه یک استثنا، بلکه یک ضرورت برای صیانت از حریم عدالت است. احکام حکومتی در نگاه امام، دارای انعطاف‌پذیری لازم (در چارچوب اصول ثابت اسلام) برای پاسخگویی به مقتضیات زمان و مکان هستند. این همان جوهره‌ی «مصلحت» در فقه سیاسی امام است که به نظام اسلامی قدرت مانور در چالش‌های پیچیده جهانی را می‌دهد.

کرامت انسان و عدالت‌خواهی

در اندیشه امام، عدالت، روحِ قانون است. هیچ قانونی نباید بر پایه تبعیض یا تحقیر انسان‌ها استوار باشد. ایشان با تأکید بر حقوق مستضعفان و محرومان، به صراحت اعلام می‌کرد که ولی‌نعمتان انقلاب، پابرهنه‌ها هستند. این نگاه، کاملاً با اومانیسم غربی متفاوت است؛ زیرا کرامت انسانی در اندیشه امام، نه در بی‌آزاری لیبرالی، بلکه در «رشد انسانی» و «رهایی از بندهای اسارت (درونی و بیرونی)» تعریف می‌شود. انسان در حکمرانی امام، موجودی دارای اراده و انتخاب است که باید در فضای عادلانه به کمال برسد.

 میراثی برای تمدن‌سازی

اندیشه سیاسی امام خمینی (ره) در واقع یک پروژه‌ی «تمدن‌ساز» است. ایشان با احیای مفاهیم اصیل اسلامی و گره زدن آن‌ها به ابزارهای مدرنِ مدیریت جامعه، طرحی نو در انداخت. نظام اندیشه‌ای امام، سیستمی است که در آن «عقلانیت»، «معنویت» و «عدالت» در کنار هم قرار دارند. بدون توحید، سیاست به استبداد می‌انجامد و بدون فقه و برنامه اجتماعی، معنویت به انزوا و گوشه‌نشینی می‌رسد.

در نهایت، فهم دقیق اندیشه امام خمینی (ره) مستلزم نگاهی جامع است. ایشان نه یک سیاستمدار به معنای متعارف بود و نه یک عارف منزوی؛ او یک «فقیه حکیم» بود که توانست آرمان‌های بلند عرفانی را در ظرفِ سیاست به اجرا بگذارد. امروز، بررسی این منظومه فکری برای پاسخگویی به چالش‌های

حکمرانی، بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد؛ چرا که این اندیشه، راهکاری برای پیوند زدن ایمان قلبی به عمل اجتماعی و تحقق جامعه‌ای است که در آن «عدالت» و «اخلاق» سکه رایج باشند.

این میراث، نه تنها متعلق به یک ملت یا یک عصر، بلکه گشودن دریچه‌ای جدید به روی بشریت سرگشته در جهانِ مدرن است؛ بشریتی که تشنه‌ی عدالت و معنویت است و امام خمینی (ره) به عنوان اندیشمندی جامع‌نگر، این دو را در یک نظام سیاسی توحیدی به هم پیوند زد.

یادداشت از حیدرعلی رستمی

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×