» فرهنگ و تاریخ باستان » «یوسف‌تر از ماه»؛ سوگ‌یادی از شهادت رهبر شهید
«یوسف‌تر از ماه»؛ سوگ‌یادی از شهادت رهبر شهید

«یوسف‌تر از ماه»؛ سوگ‌یادی از شهادت رهبر شهید

خرداد ۳, ۱۴۰۵ 207

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، کتاب «یوسف‌تر از ماه»، مجموعه اشعار  حجت‌الاسلام والمسلمین محمدحسین انصاری‌نژاد از سوی انتشارات زمزم هدایت منتشر شده است. این اثر دربردارنده مجموعه‌ای از سروده‌های شاعر در وصف رهبر شهید انقلاب است که با یادداشتی از حجت‌الاسلام والمسلمین رشاد و علیرضا قزوه منتشر شده.

رضا اسماعیلی، شاعر و پژوهشگر، در یادداشتی به مرور اشعار این اثر پرداخته است. این یادداشت که برای انتشار در اختیار خبرگزاری تسنیم قرار گرفته، به این شرح است:

سوگ‌یادی حماسی
 

«بیت» است پر از شور شبانگاهی تو
در هر نَفسش عطر «هُواللَّهی» تو
بنگر چه پریشان، عَلَم افراشته‌اند
جمعیت شاعران به خونخواهی تو

استاد محمدحسین انصاری‌نژاد، بی هیچ چون و چرایی، شاعر است و معاصر. و معاصر بودنش نه فقط به خاطر همزیستی زمانی با ما، بلکه بیشتر به این اعتبار است که «حال‌اندیش» است و فرزند زمانه خویش. او به گزارشگری هوشمند می‌ماند که تمام اتفاقات زمانه خویش را – با ذکر جزئیات – به صورتی هنرمندانه بازآفرینی می‌کند. بازتاب رخدادها در جان و جهان شعرش، بیرون از دایره انفعال، و همراه با تأمل و تفکر است. او واژه‌ها را به گونه‌ای تراش می‌دهد که روایتگر اندیشه‌های انسانی‌اش باشد. او تن‌پوشی از معنا بر اندام واژه‌ها می‌دوزد و زمانی زبان به سخن باز می‌کند که حرفی برای گفتن و داغی برای شکفتن داشته باشد؛ چنان که در جدیدترین مجموعه شعرش با پیشانی نوشت «یوسف تر از ماه» شاهد این طراوت و تازگی هستیم.

و اما بعد…، اجازه بدهید بی‌مقدمه بروم سر اصل مطلب. حجت‌الاسلام محمدحسین انصاری‌نژاد در شمار شاعرانی است که تعلق خاطر عاطفی فراوانی به رهبر شهید انقلاب دارد؛ البته امین شعر انقلاب نیز به ایشان علاقه داشتند و در زمان حیات مبارک خویش بر مجموعه شعر چهار مجلدی ایشان تقریظی قابل تامل و شایسته قلمی فرمودند.

چاپ مجموعه شعر «یوسف تر از ماه» که دربردارنده سروده‌هایی در ستایش رهبر شهید انقلاب است، گواه صادقی بر این ارادت و تعلق خاطر است. تا آنجا که اطلاع دارم، این مجموعه شعر اولین مجموعه شعر مستقلی است که در فاصله زمانی «شهادت تا اربعین» آن رهبر حکیم به دست چاپ سپرده شده است. خالق مجموعه‌های ارزشمند «شمس الشرف» و «روی شانه اروند» در این دفتر، بخش مستقلی را به «قصیده» اختصاص داده که اتفاقی امیدبخش و مبارک است. مبارک از آن جهت که بر خلاف رأی و نظر عده‌ای، عصر قصیده‌سرایی به پایان نرسیده است و هنوز هم می‌توان در این قالب ادبی نگاهی نو داشت و حرف‌هایی «از جنس زمان» زد.

یک دیدار باورنکردنی با رهبر شهید/ شاه‌کلید نظرات آقا درباره جنگ

قصیده‌های فاخر و ساختارمند شاعر توانمند و مستعدی چون انصاری‌نژاد مؤید این نکته است که قصیده هنوز زنده است و نَفس می‌کشد؛ زیرا نقطه قوت قصیده‌های این عزیز که الهه قدسی شعر تمام وجودش را تسخیر کرده است، دقیقاً «روز آمد» کردن قالب قصیده و بهره‌مندی آن از زبان و ساختاری با طراوت و امروزین است که خواننده را به شوق می‌آورد و از فرو افتادن در دامچاله «ملالت و کسالت» حفظ می‌کند.

شعر , کتاب , نمایشگاه کتاب , رضا اسماعیلی , شهید ,

به دور از هرگونه تعریف و تعارف، شاعر دقیقه‌یاب و نازک‌خیالی چون انصاری‌نژاد که از تبار شاعران روحانی است و لهجه شعرش قدسی، انصافاً در سرودن غزل و قصیده دستی توانا و طبعی روان دارد و از قدیم گفته‌اند که «حاجت مشّاطه نیست روی دلارام را». بخش‌های دیگر این مجموعه شعر به غزل، مثنوی، رباعی و دوبیتی اختصاص یافته است.

اگر بخواهیم مجموعه شعر «یوسف تر از ماه» انصاری‌نژاد را در یک جمله توصیف کنیم، باید بگوییم این مجموعه شعر «سوگ‌یادی حماسی» است. سروده‌های از دل برآمده این دفتر، روایتگر قلب شکسته و چشمان به خون نشسته شاعری است که در آتش فراق پیر و مُراد خویش می‌سوزد، ولی با وقوف به این نکته که «زمانه بر سر جنگ است»، از هرگونه شِکوه و شکایتی لب بر می‌دوزد.

سرودن اشعار استوار و فاخری که جانمایه همه آنها عرض ارادت شاعرانه و تأکید بر ادامه راه روشن امام شهید و بیعت با جانشین صالح ایشان حضرت آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای است در فاصله شهادت تا اربعین آن بزرگمرد حسینی مرام و عاشورایی قیام، بشیر گشایش و درخور ستایش است. اشعاری که سیره معنوی و سیمای نورانی آن عالِم جان‌آگاه را بر بومی از عشق و سوگ و حماسه به زیبایی به تصویر کشیده است. اشعاری سرشار از تمثیلات قرآنی و اشارات عرفانی که دست خواننده اهل دل را می‌گیرد و به تماشای ملکوت می‌برد.

شعر , کتاب , نمایشگاه کتاب , رضا اسماعیلی , شهید ,

«یوسف تر از ماه» حکایت مؤمنانه و عاشقانۀ جان دردمندی است که در آتش فراق می‌سوزد و گدازه‌های دلش را در کالبد کلمات می‌دمد تا “مثنوی معنوی” دیگری را به نظم درآورد. شعرهای این صحیفه نورانی، آمیزه‌ای از عشق و سوگ و حماسه است، چنان که شاعر در قصیده‌ای به صراحت گفته است:

سوگ امام آینه‌ها هم حماسی است
این گونه از امام، اشارت رسیده است(قصیده سوره، سوره زخم، ص 41)

شاعر در «بیت»های عمارت استواری که با خشت، خشت کلمات بنا کرده است، شاعران بزرگ را از چهار گوشه جهان به تماشای شهادت بشکوه آن مجاهد نستوه دعوت می‌کند. در این عمارتِ استوار، «کُمیت»، «فرزدق» و «دِعبل» در گوشه‌ای، و فردوسی، سنایی، عطار و مولانا در گوشه‌ای دیگر، شاهد و مخاطب حماسی سروده‌های این شاعر انقلابی و آیینی‌اند:

با «دِعبل» از آن جاده شبی گوش به چاووش
تا صبح نشابور غزل خوان شده بودی

در باد رها، زلف «کُمیت اسدی» بود
بی تاب از آن جلوه کماکان شده بودی(قصیده دست بهارآور، ص 32)

همچنان که اشاره شد، شاعر در نهایت دلشکستگی، به این نکته واقف است که «شهادت، سعادت است» و شهید «زنده جاوید». بر اساس همین باور، به خوبی می‌داند که نباید از نزول این داغ، گریبان چاک کند و دامن خویشتن داری را رها. شاعر با یادآوری آخرین وصیت رهبر و مقتدای خویش که “ایستادگی” است، بر خویش نهیب می‌زند که نباید در سوگ امام و محبوب خویش مرثیه‌ای دشمن شادکن سر کند.

او به این آموزه قرآنی مؤمن است که «زنده جاوید، کُشته شمشیر دوست است». از همین رو با کیمیای زبان، اشک را به آتش و سوگ را به حماسه تبدیل می‌کند، و به روایت زیبایی‌های شهودی واقعه بعثت‌آفرین «شهادت» می‌نشیند:

جانم به فدای تو و آن خشم خدایی
آری، پس از آن واقعه توفان شده بودی(قصیده دست بهارآور، ص 36)

انصاری‌نژاد در بیت، بیت «شهادت سروده»های این مجموعه همچون پیام‌آوران کربلا – امام سجاد(ع) و حضرت زینب(س) – به جای «گریستن» مخاطب خود را به «نگریستن» دعوت می‌کند و به جای کوبیدن بر طبل «عزاداری»، بر طبل «هوشیاری» و «بیداری» می‌کوبد تا از این سوگ، برای نسل امروز و فردا حماسه‌ای ماندگار و نامیرا بسازد.

بی‌هیچ تردیدی بعثت و حضور حماسی ملت مقاوم ایران در جنگ رمضان و در عرصه میدان و خیابان، از برکات شهادت پاکان و صالحانی همچون رهبر حکیم انقلاب است. شهادتی که امروز در ذهن و زبان شاعران، به منظومه هایی عزت نشان برای سربلندی ایران تبدیل شده است:
خوشا «فردوسی» و یک «شاهنامه» در دل از «ایران»
حماسه در حماسه زخمه‌های حکمت و پندش

«تهمتن» تیغ بر مشت ایستاده بر شیار کوه
ببین یک شاهنامه دیو را هر لحظه در بندش(قصیده وطن، ص 46تا 49)

مؤلف کتاب ارزشمند «امین شعر انقلاب»، در چامه‌ها و چکامه‌های این صحیفه معنوی و روشن، امام شهید را با عناوینی چون: «امام آینه ها»، «امین شعر انقلاب»، «سید خورشیدجبین» و «سیدالشهید» مخاطب قرار می‌دهد که همه این عناوین منبعث از سلوک اخلاقی و سیره عملی آن اسوه حسنه است.

شعر , کتاب , نمایشگاه کتاب , رضا اسماعیلی , شهید ,

نکته قابل تأمل دیگر این که شاعر در سرتاسر این مجموعه، توصیه‌ها و دغدغه‌های انقلابی امام شهید را مبنی بر «ایستادگی» و «پایداری» در برابر اهریمنان بدسیرت ارج می‌نهد و در قصیده ارجمندی که برای «ایران» سروده است، ضمن اشاره به نمادهای فرهنگ ایرانی و اسلامی، همچون مولانا «شیر خدا» و «رستم دستان» را همزمان می‌ستاید.

به راستی نیز در روزگاری که دجالان خرافه‌فروش و ضحاکان مار بر دوش، ایران را بار دیگر مورد تهاجم وحشیانه خود قرار داده و ایرانیان آزاده و یکتاپرست را به نابودی تهدید کرده‌اند، برای حفظ فرهنگ و هویت ایرانی و مقاومت در برابر دشمن خونخوار چه پناهگاهی بهتر از شاهنامه فردوسی می توان پیدا کرد؟

به فتح قلعه خیبر می‌اندیشد در این میدان
کسی که می‌نشاند نام حیدر را به سربندش

شاهنامه پیش چشمانت رقم می‌خورد باز
محو پژواک رجزهای تهمتن دیدمت

کاشکی نذر نگاه سید آیینه‌پوشان
باز «ای ایران و ای ایران و ای ایران» بخوانی

با آرزوی شکوفایی و پویایی هر چه بیشتر برای دوست و برادر عزیزم استاد انصاری‌نژاد، این یادداشت را با زمزمه غزلِ «برای وطن» که عنوان زیبای مجموعه شعر «یوسف تر از ماه» نیز از آن وام گرفته شده است، به پایان می‌برم:

با جذبه‌ «امَن یُجیب» از راه می‌آیم
یا دست در شرح امین‌الله می‌آیم

چون گِردبادی تشنه از آشفته حالی‌ها
دورِ خودم می‌پیچم و ناگاه می‌آیم

در چشمِ من «یوسف تر از هر ماه» می‌آید
بیش از تمامِ شهر خاطرخواه می‌آیم

جای شکایت نیست از این راه ناهموار
خونین دل از یاران ناهمراه می‌آیم

کفرم در آورده‌ است ایمان دروغ شیخ
در میکده با «آمنوا بالله» می‌آیم

نهج‌البلاغه می‌شکوفد تا در آهنگش
با او به جنگ کوفه‌ای اشباه می‌آیم

پیراهنی خونین مرا لای سفرنامه‌ است
با حُسنِ یوسف‌های سرخ از چاه می‌آیم

کوهِ گناهم نیست اینجا جز پَر کاهی
چون در خروش از غربتی جانکاه می‌آیم

در چشمِ او گُل‌ها شهادتنامه در دست‌اند
با روضه‌ای پرپر به قربانگاه می‌آیم

شُکرِ تماشای «امین» فرض‌ است و از این روست
در مظلمه اینجا اگر کوتاه می‌آیم

انتهای پیام/

 

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×