تفکر رهبر شهید به سینما متشکل از مبانی فقهی، هنری و مدیریتی بود
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، امام شهید انقلاب اسلامی، در تمام سالیان عمر پر برکتشان به خبره بودن در حوزههای فرهنگی شهرت داشتند. به طوریکه ایشان را بیش از هر چیز به عنوان یک عالم دینی در فرهنگ میشناسند. شاید بتوان مهمترین حوزه فرهنگی را سینما عنوان کرد. هنر هفتم، که مجموعهای از هنرهای قبل از خود مانند موسیقی، معماری، ادبیات و… است. سینما که به تعبیر ایشان کلید پیشرفت کشور و همچنین بهترین ابزار برای رساندن مفاهیم و پیامها است، در این میان جایگاه ویژه و متمایزی از دیگر اقسام هنر دارد و البته مدرنتر. در این میان جالب اینکه رهبر شهید انقلاب با این حوزه نه تنها بیگانه نیست بلکه، دارای نگاه عمیق و مبنایی بر حوزه هنرهای تصویری متحرک مانند فیلم، سریال و مستند است.
از این رو دکتر پرویز فارسیجانی استاد دانشگاه و از مدیران سابق فرهنگی در سازمان صداوسیما و سازمان سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اقدام به نگارش و چاپ کتابی با عنوان «منشور سینما» در بیانات رهبر شهید انقلاب و همچنین امام راحل رضوان الله تعالی علیه پرداخت. در ادامه گفتگو ما با این نویسنده و فعال فرهنگی را درباره این کتاب میخوانیم:
هیچ نگاهی مانند امام خمینی و رهبر شهید در سینما قابلیت حل اختلافات را ندارند
* درباره جریان نگارش و شکل گیری کتاب بفرمایید. در واقع از علت نگارش و اینکه هدف شما چه بود؟
در زمان فعالیت در حوزه مدیریت و سیاستگذاری سینمایی، بهویژه در دورهای که مسئولیت مرکز مطالعات سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را بر عهده داشتم، با یک مسئله جدی و ریشهدار مواجه شدم؛ و آن هم نبود یک مبنای واحد و فصلالخطاب در حوزه قوانین، آییننامهها و ضوابط مربوط به «سینمای مطلوب انقلاب» بود. آنچه در عمل جریان داشت، بیشتر مبتنی بر سلیقههای فردی و جمعی شوراها بود تا یک چارچوب منسجم و مورد توافق.

در شوراهای مختلف از جمله پروانه ساخت، نمایش و اکران، بارها مشاهده میشد که درباره یک اثر واحد، اختلافنظرهای جدی وجود دارد؛ اختلافهایی که نه لزوماً بر پایه اصول ثابت، بلکه عمدتاً متأثر از نگاهها و سلیقههای متفاوت اعضا شکل میگرفت. اگرچه آییننامههایی وجود داشت، اما بخشی از آنها مبهم، برخی قدیمی و بعضی دیگر ناقص بود و پاسخگوی نیازهای روز سینما نبود.
همین مسئله باعث شد به این فکر بیفتم که باید یک مرجع روشن، معتبر و مورد اجماع تعریف شود؛ مرجعی که هم مدیران و هم فیلمسازان بتوانند در تولید آثار خود به آن اتکا کنند و اختلافنظرها به حداقل برسد. در این مسیر به این نتیجه رسیدم که هیچ منبعی جامعتر و قابل اتکاتر از دیدگاههای امام خمینی و رهبر شهید انقلاب وجود ندارد؛ چراکه این دیدگاهها هم مبنای نظری انقلاب را شکل دادهاند و هم درباره هنر و سینما، بهویژه در سالهای پس از انقلاب، بهصورت مستقیم و مستمر بیان شدهاند.
با این رویکرد، یک کار پژوهشی جدی آغاز شد. بههمراه تیمی از پژوهشگران، استخراج و فیشبرداری از بیانات امام خمینی از منابعی مانند «صحیفه نور» و «کوثر» انجام گرفت. سپس بیانات رهبر معظم انقلاب از آغاز رهبری تا سال 1390 بهصورت کامل جمعآوری، مطالعه و دستهبندی شد. این مطالب بهصورت موضوعی، از مباحث کلان هنر تا جزئیات مرتبط با ایده، فیلمنامه، تولید و کارکردهای سینما، طبقهبندی و تنظیم شد تا پاسخگوی نیازهای واقعی فضای سینمایی کشور باشد.

پس از تدوین، متن برای بررسی و اخذ نظر به مؤسسات مرتبط ارسال شد؛ از جمله مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی و مجموعه مرتبط با آثار مقام معظم رهبری. بازخوردهای بسیار مثبتی دریافت شد و حتی از این اقدام بهعنوان یک خلأ جدی که بالاخره به آن پرداخته شده، استقبال کردند. اصلاحات شکلی و محتوایی نیز بر اساس همین نظرات اعمال شد و در نهایت جلد اول «منشور سینما» منتشر شد.
مسیر انتشار البته ساده نبود و با تغییرات مدیریتی در حوزه سینما، امکان چاپ از مسیر سازمان سینمایی وقت فراهم نشد و احساس کردم که علاقهای به این کار ندارند. در نهایت با پیگیری، کتاب بهصورت مستقل و با همکاری هیأت اسلامی هنرمندان منتشر شد و خوشبختانه با استقبال قابل توجهی مواجه شد. بازخوردها نشان میداد بسیاری از مخاطبان، حتی از میان مسئولان و هنرمندان، تا پیش از آن با گستره دیدگاههای امام خمینی و رهبر شهید انقلاب درباره سینما آشنایی نداشتند و این اثر توانسته این خلأ را تا حدی جبران کند. حتی فکر نمی کردند که امام راحل (ره) 60 صفحه بیانات درباره سینما داشته باشند و گمان میکردند که تنها بیانات ایشان درباره سینما همان جملاتی است که در بهشت زهرا (س) هنگام ورود به ایران در بهمن 1357 داشتند است.

در ادامه، با توجه به حجم گستردهتر بیانات رهبر معظم انقلاب در سالهای بعد، جلد دوم این مجموعه تدوین شد که بهطور خاص به دیدگاههای ایشان از سال 1390 تا 1400 به بعد اختصاص دارد. همچنین تلاش شد مجموعهای از پیامها و دیدارهای خصوصی ایشان با هنرمندان و همچنین عکسهای این دیدارها نیز گردآوری شود که حاوی نکات مهم و کاربردی در حوزه هنر و سینماست که در انتهای جلد دوم آورده شده است.
بنده دوست داشتنم که از سال 1400 تا سالیانی که عمر پربرکت ایشان ادامه داشته باشد، این توفیق را داشته باشم که باقی دیدگاههای سینمایی ایشان را گردآوری کنم و در جلد سوم منتشر شود که ایشان به شهات رسیدند. برای همین احتمالا باقی بیانات ایشان ازسال 1400 تا 1404 را به جلد دوم در چاپ جدید اضافه کنم.
در مجموع، هدف اصلی از نگارش این کتاب، ارائه یک چارچوب فکری منسجم، مستند و قابل اتکا برای مدیران، سیاستگذاران و فعالان سینما بود؛ چارچوبی که بتواند هم در تدوین آییننامهها و هم در فرآیند تولید آثار، نقش راهنما و گرهگشا ایفا کند.
مبانی اندیشه رهبر شهید درباره سینما چندلایه دینی، هنری و مدیریتی است
درباره رویکرد ایشان بفرمایید؛ رهبر شهید انقلاب در اندیشه و نگاهی که به سینما داشتند چه مبنایی رو مد نظر قرار میدادند: فقهی-دینی، زیبایی شناسی و هنری، سیاستگذاری فرهنگی و یا …؟
در بررسی رویکرد رهبر معظم انقلاب نسبت به سینما، با یک نگاه تکبعدی مواجه نیستیم؛ بلکه با منظومهای جامع و چندلایه روبهرو هستیم که همزمان ابعاد فقهی-دینی، هنری، زیباییشناختی و سیاستگذاری فرهنگی را در بر میگیرد. بهندرت میتوان نمونهای از یک مجتهد، عالم دینی و در عین حال آشنا و صاحبنظر در عرصه هنر را یافت که تا این اندازه با جزئیات و دقت وارد حوزه سینما شده باشد.

ایشان سینما را صرفاً یک ابزار سرگرمی نمیدانند، بلکه آن را بخشی از مسیر پیشرفت کشور تلقی میکنند. در نگاه ایشان، هنر ماهیتی پیچیده و حتی قدسی دارد؛ اگر درست بهکار گرفته شود، به «هنر متعالی» تبدیل میشود؛ هنری که از جان هنرمند برمیآید و بر جان مخاطب مینشیند. بر همین اساس، تأکید دارند که هنر باید واجد «پاکی»، «سلامت» و در عین حال «انسانساز» باشد.
این نگاه، صرفاً نظری یا انتزاعی نیست؛ بلکه نگاهی است که از چند زاویه بهصورت همزمان شکل گرفته است: از منظر دین، از منظر هنر، و همچنین از منظر یک ولیفقیه و حاکم اسلامی که مسئولیت هدایت یک نظام را بر عهده دارد. همین جایگاه باعث شده که ایشان به سینما و تلویزیون توجهی ویژه و کمنظیر داشته باشند؛ چه در برگزاری جلسات مستمر با سینماگران، مدیران و فیلمسازان، و چه در زمانی که برای دیدن و ارزیابی آثار نمایشی صرف میکنند.
با حفظ احترام به سایر مراجع و بزرگان، باید گفت کمتر فقیه و مجتهدی را میتوان یافت که تا این حد، هم علاقهمند به هنر باشد، هم شناخت دقیق از آن داشته باشد و هم بهصورت جدی و مستمر آن را دنبال کرده و در آن صاحبنظر شده باشد. به همین دلیل، منظومه فکری ایشان در حوزه هنر، بهویژه سینما، ظرفیت آن را دارد که بهصورت آکادمیک در دانشگاهها تدریس شود و برای مدیران و سیاستگذاران فرهنگی بهعنوان یک مرجع جدی مورد استفاده قرار گیرد.

در این چارچوب، ایشان بر شکلگیری «سینمای ایرانی-اسلامی» تأکید دارند؛ همانگونه که در حوزههای نظامی، فضایی و علوم پایه بر خودکفایی تأکید شده، در حوزه سینما نیز معتقدند باید به یک الگوی بومی و متناسب با ارزشهای انقلاب اسلامی رسید. در عین حال، نسبت به وضعیت موجود سینما نیز نقدهایی جدی مطرح کردهاند و بارها از اینکه هنوز این الگوی مطلوب بهطور کامل محقق نشده، گلایه داشتهاند. حتی به این نکته اشاره شده که برخی مدیران فرهنگی در دورههایی، نسبت به پیگیری جدی «سینمای مطلوب انقلاب اسلامی» دچار تردید یا احتیاط بودهاند درحالی که ایشان در بیاناتشان حتی مؤلفههای آن را برشمردند.
در نقد سینمای هالیوود نیز نگاه ایشان دقیق و مبتنی بر شناخت است؛ نه صرفاً یک موضعگیری کلی. بهخوبی ساختارها، کارکردها و حتی برخی مصادیق آن را میشناسند. حتی آثاری از سینمای چین و کره را میشناختند و نام میبردند. ایشان این پرسش را مطرح میکنند که چرا پس از چند دهه، هنوز هویت مستقل سینمایی متناسب با فرهنگ ایرانی-اسلامی بهطور کامل شکل نگرفته است. این نگاه، عملاً برای همه سطوح -قانونگذاری تا اجرا- تکلیف ایجاد میکند و انتظار میرود نهادهایی مانند مجلس، دولت و مجموعههای فرهنگی، این دیدگاهها را بهعنوان یک مبنای راهبردی و فصلالخطاب مورد توجه قرار دهند.
در مجموع، این منظومه فکری، صرفاً یک مجموعه توصیه نیست، بلکه یک چارچوب راهبردی منسجم است؛ بهگونهای که مطالعه بیانیات ایشان و امام خمینی (ره) که در «منشور سینما» تقریر شده است برای مدیران، سیاستگذاران و فعالان حوزه سینما، یک ضرورت جدی و غیرقابل انکار است.
ادامه دارد…
گفتگو از محمدباقر صنیعی منش
انتهای پیام/
