» فرهنگ و تاریخ باستان » امام رضا(ع) و مدیریت بحران‌های اجتماعی
امام رضا(ع) و مدیریت بحران‌های اجتماعی

امام رضا(ع) و مدیریت بحران‌های اجتماعی

اردیبهشت ۹, ۱۴۰۵ 006

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، پس از آنکه محبوس بودن و مسجون بودن حضرت امام موسی کاظم (علیه‌السلام) در اواخر عمر شریف ایشان مداوم و ممتد شد، ارتباط شیعیان بطور عام و وکلا و نائبان حضرت به‌طور خاص برای چندین سال با امام قطع شد. بطوری که در چهارسال انتهای عمر شریف حضرت کاظم علیه‌السلام تقریبا هیچ‌گونه ارتباطی میان ایشان و شیعیان وجود نداشت. همین قطع ارتباط با امام و عدم حضور ایشان، به عنوان رأس تشکیلات تشیع سبب اجتماع قدرت در ید سازمان وکالت به  عنوان رهبران میانی تشکیلات شد. مردم برای سوالات و مشکلات فقهی و اعتقادی خود به وکلا مراجعه میکردند، خمس و زکات و تبرعات مالی را در اختیار آنها می‌گذاشتند و در غیاب امام، اختلافات خود را بر آنها عرضه میکردند.

اجتماع قدرت و انباشت ثروت و منابع کلان اقتصادی در خزائن وکلا باعث شد که در سال 183 و پس از شهادت امام موسی‌کاظم، برخی از وکلا در فرایند انتقال امامت به امام رضا به عنوان امام بعدی خلل و خدشه وارد کنند تا قدرت و ثروت همچنان در انحصار خودشان باقی بماند و ناگزیر از انتقال این منابع کلان به مدینه و اطاعت از امام جدید نباشند. آنها مدعی شدند که امام کاظم علیه‌السلام به شهادت نرسیده‌اند بلکه ایشان همان مهدی‌موعود بوده‌اند که پس از اتمام غیبت صغری(زندان)، اکنون به غیبت کبری رفته‌اند و جانشینی برای خود تعیین نفرموده‌اند. در زمان حیات و محبوس بودن حضرت موسی‌بن‌جعفر، امام رضا علیه‌السلام با عموم بلاد شیعه‌نشین نظیر کوفه و بغداد و مصر ارتباط گسترده‌ای برقرار نکرده‌بودند تا دستگاه اطلاعاتی خلافت را در تشخیص امام بعدی دچار خطا کنند؛ لذا در نتیجه‌ی این عدم ارتباط، کانون‌های جمعیتی مهم شیعه تحت نفوذ و سیطره وکلای ساکن در آن شهرها بود و مردم تابع‌ محض آن‌ها بودند. از همین رو در بدو آغاز امامت حضرت علی‌بن‌موسی‌الرضا (علیه‌السلام)، علی بن ابی‌حمزه‌بطائنی وکیل کوفه، زیاد بن مروان قندی وکیل بغداد، عثمان بن عیسی رواسی در مصر و برخی دیگر از وکلا در عراق یک عملیات سنگین و همه جانبه روانی را بر علیه امامت حضرت در شهرهای تحت امر خود آغاز و با القای شبهات، اذهان عموم شیعیان را نسبت به امامت امام رضا مخدوش ساخته و پایگاه اجتماعی ایشان در بین شیعیان را شدیدا تحت تأثیر قرار دادند. این فتنه؛ عمیق، چندبعدی، وسیع و همراه با ریزش خواص و نخبگان جامعه بود.«واقفیه» هر روز بر گستره نفوذ گفتمانی خود می‌افزود و هربار خبر انحراف و انحطاط یکی از خواص دهان به دهان میشد و عموم مردم تحت‌تاثیر این ریزش‌ها دچار شبهه و سستی می‌شدند و اقبال عمومی به امام رضا در بلاد مختلف کمتر میشد.

در چنین شرایطی امام رضا به عنوان «امام مفترض‌الطاعه» و «رأس رسمی تشکیلات شیعی» عملیات ضدفتنه را در چند راهبرد کلان، طوری طراحی و اجرا کردند که در سال‌های بعد نه تنها پایگاه اجتماعی ایشان به بالاترین حد رسید بلکه عموم شیعیان به چنان بینشی رسیدند که پس از شهادت امام هم، ائمه بعدی هیچ‌گاه با چنین بحران‌های جدی روبرو نشدند.

یکی از این راهبردها، راهبرد معرفتی بود. از آنجایی که عموم فتنه‌ها و من‌جمله فتنه واقفیه در عصر امامت حضرت امام رضا (علیه‌السلام) بر مدار معرفتی و شناختی اذهان عمومی گردش میکند لذا ایشان در طراحی عملیات ضدفریب در برابر واقفیه و برای اصلاح دیدگاه و بازگشت بدنه شیعیان بر طریق حقیقت، بار اصلی عملیات را بر راهبرد معرفتی تکیه‌ دادند.

مسئله اول در راهبرد معرفتی، «تمرکز بر مشترکات» برای خنثی‌سازی شبهات دشمن بود. مسئله‌ای که در غالب بحران‌های اجتماعی نقش کلیدی ایفا میکند. با توجه به مشترک بودن عقیده شیعیان از طرفی و واقفیه از طرفی دیگر به «امامت حضرت موسی کاظم»، حضرت برای ابطال ادعای واقفیه اقدام به نشر روایات امام کاظم در موضوعات «معرفی امام بعد از خود»،«پیش بینی ظهور واقفیه» و «مذمت برخی سران واقفیه در کلام امام کاظم» نمودند. استناد به اقوال و افعال شخصیت مورد اعتماد طرفین بحران همیشه تا حد زیادی راهگشاست. همین تاکتیک، بشدت تاثیر گذار بود و بخش زیادی از بدنه اجتماعی شیعیان را که تمایل به واقفیه پیدا کرده بودند، روشن ساخت. از آنجایی که فتنه واقفیه فتنه ریزش‌های خواص بود و انحطاط خواص و نخبگان سبب شک در پایه‌های اعتقادی مردم شده بود، امام رضا(علیه‌السلام) در تاکتیکی متقابل، خواص و نخبگان مخلص شیعه را به عنوان رؤوس «عملیات رسواسازی منحرفین» به میدان آوردند تا با تکیه بر مقبولیت عمومی خود و نفوذ کلامشان اقدام به تبیین مسائل و عقده‌ها کنند تا غبار فتنه فرونشیند و مردم حق را دریابند.

یونس بن عبدالرحمن و صفوان بن یحیی و علی بن اسماعیل میثمی از جمله این نخبگان و مشاهیر بودند که ضربات سخت معرفتی را بر شبهه‌اندازان وارد و بخش عظیمی از پایگاه اجتماعی امام را احیا کردند. یعنی حضرت با شناخت دقیق پاشنه آشیل فتنه(ریزش خواص) با رونمایی از نقطه قوت(رویش خواص) کمر فتنه را شکستند.

پس از فروکش کردن فتنه واقفیه و احیا و افزایش مقبولیت عمومی امام رضا علیه‌السلام در میان شیعیان و بازگشت حداکثری فریب‌خوردگان، ایشان در دوران پسا فتنه تا حد ممکن ته‌مانده فریب‌خوردگان را با گفتگوهای مداوم و منطقی اصلاح و با آغوش باز آنها را پذیرفتند. در گزارشات متعدد،ایشان شیعیان را با گفتگو و اقناع برخی از واقفیه دعوت نمونده‌اند. مثل سفارش به حسن بن علی وشاء برای هدایت دوست واقفی خود. همچنین حضرت در اقدام نهایی دوران پسافتنه و پس از روشن شدن خطوط و صف‌بندی‌ها، با بایکوت فعالان و موثرین فتنه اخیر، هرگونه تحرک سیاسی و معرفتی آنها را غیرممکن و عموم شیعیان را از بحران های بعدی بیمه ساختند. ایشان مجالست، غذاخوردن، ازدواج، امانت دادن و هرگونه ارتباط با واقفیه را حتی برای خانواده‌هایشان ممنوع اعلام نمودند. برای نمونه پس از اطلاع از ارتباط سلیمان بن جعفر با دایی واقفی خود او را به قطع ارتباط با دایی خود امر کردند. همین اقدام سبب اضمحلال پایگاه اجتماعی فتنه‌گران و جلوگیری از فتنه‌های آتی برای ائمه آینده شد.

پس امام رضا علیه‌السلام طی یک عملیات گسترده چهارساله در آغاز امامت خود، با به‌کارگیری شیوه‌های حساب‌شده و منطقی و قاطع اقبال عمومی به امامت را به‌خوبی اصلاح و از انشقاق و دودستگی شیعیان جلوگیری نمودند و الگویی قابل اتباع برای مدیریت فتنه‌ها و اصلاح اذهان عمومی برای آیندگان باقی گذاردند.

یادداشت از: دکتر مهدی مولایی

انتهای پیام/ 

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×