بعثت نخبگان و رسالت اهالی فکر و اندیشه
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در نشست تبیینی برنامه «جریان»، اساتید برجسته علوم اجتماعی به کالبدشکافی نسبت میان نهاد علم و واقعیتهای خرد خیابان پس از نبرد 100 روزه اخیر پرداختند. در این گفتگو، فرزاد جهانبین، علی فتوتیان و مهدی حسینزاده به تحلیل چرایی عصبانیت جریان روشنفکری و ظهور قدرت تئوریک نسل جدید نخبگان انقلابی پرداختند.
دکتر جهانبین، استاد دانشگاه، با تاکید بر اینکه جریان نیروی اجتماعی انقلاب اسلامی، پاسبان اصیل ایران است، تصریح کرد که این جریان برخلاف ادعاهای روشنفکران، فهم دقیقی از دشمن و ماهیت ضد استعماری دارد. وی خاطرنشان کرد: یکی از ضربات جدی که مقاومت مردم در خیابان به جریان روشنفکری زد، درهم شکستن دوگانهسازی کاذبی بود که “امر ملی” را در برابر “امر امت” قرار میداد.
به گفته این تحلیلگر، حضور مردم در میدان ثابت کرد که دلسوزترین نیروها برای خاک ایران، همانهایی هستند که به آرمانهای انقلاب دلبستهاند. وی علت عصبانیت این روزهای جریان روشنفکری را همین ابطال نظریاتشان توسط تودههای مردم دانست.
فرزاد جهانبین با نگاهی به تاریخ معاصر، جریان روشنفکری غربگرا را جریانی توصیف کرد که «اساساً بیمار متولد شد، بیمار ماند و بیمار به حیاتش ادامه داد.» وی این جریان را جریانی عقبمانده از تحولات واقعی جامعه دانست که همواره در مقام جادهصافکن دشمن عمل کرده و در تمامی قراردادهای ننگین تاریخ معاصر، ردپای آن دیده میشود.
وی با اشاره به 38 شب بمباران سنگین کشور، پرسشی چالشبرانگیز را مطرح کرد: در آن 38 شبی که مردم زیر بمباران بودند و صدای موشکهای اف-35 در آسمان تهران میپیچید، از این جریان غربگرا خبری نبود و به مناطق امن پناه برده بودند؛ اما حالا که خطر نظامی رفع شده، مجدداً شروع به نسخهپیچیهای دموده برای ملت کردهاند.
یکی از کلیدیترین بخشهای اظهارات دکتر جهانبین، تبیین موشکهای فکری بود. وی معتقد است دشمنان و روشنفکران وابسته، یک تقسیمکار راهبردی دارند: آن زمانی که موشک نظامی بر سر ملت میبارد، اینها ساکتاند؛ اما به محض برقراری سکوت نظامی، موشکهای فکری خود را روانه ملت میکنند.
وی هدف این موشکها را تخریب اعتماد اجتماعی، ایجاد فرسایش اجتماعی و ساختن «دوقطبیهای کاذب» دانست. جهانبین تاکید کرد که این موشکهای فکری به دلیل هدف قرار دادن ذهن و اعتماد جامعه، چه بسا از موشکهای نظامی تخریبگرتر و پراثرتر باشند.
این استاد دانشگاه با استناد به بیانات امیرالمؤمنین (ع)، به اهمیت جنگ نرم اشاره کرد و گفت: حضرت علی (ع) هیچ جنگ نظامی را نباخت، اما در جنگ نرم شکست خورد؛ چرا که شکستهای حضرت نه از زمان حذف مالک اشتر، بلکه از زمان حذف عمار شروع شد. وی عمار را نماد تبیین و پدافند در برابر موشکهای فکری دانست. همچنین با استفاده از تعبیر نهجالبلاغه درباره نفوذ شیطان، هشدار داد که شیطان در وجود برخی از این افراد تخم میگذارد و جوجه میکند تا جایی که سیستم محاسباتی و ادراکی آنها با شیطان یکی میشود. وی این افراد را پیادهنظام فکری دشمن نامید که حتی اگر خودشان متوجه نباشند، در مسیر اهداف بیگانه حرکت میکنند.
این پژوهشگر، جریان روشنفکری را قماربازانی نامید که همواره به دنبال مصادره پیروزیهای ملت هستند. وی با یادآوری تجربه تلخ مشروطه، خاطرنشان کرد که در آن زمان، با مبهم کردن مفهوم عدالتخانه و تبدیل آن به مشروطه غربی، در نهایت کشور را به سمت دیکتاتوری رضاخان و اشغال ایران سوق دادند. وی افزود: امام خمینی (ره) با درک همین تجربه، راه را بر ابهام بستند و فرمودند “جمهوری اسلامی؛ نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد”. جهانبین تاکید کرد که امروز هم این جریان با طرح مفاهیم مبهمی چون «تغییر پارادایم»، به دنبال مصادره ایستادگی مردم است، اما نظام اسلامی به دلیل برخورداری از پشتوانه مردمی، در برابر این قمار ایستاده است.
دکتر جهانبین در بخش پایانی سخنان خود، پیامی قاطع به جریانهای وابسته صادر کرد: دوران بزن در رو در مباحث علمی و فکری تمام شده است. امروز پاتکهای فکری و تبیینی به قدری قدرتمند شده است که هر نکته انحرافی با صدها نقد مستدل علمی مواجه میشود.
وی تاکید کرد که عصبانیت و پرخاشگری امروز این جریان، نشاندهنده آن است که حقایق میدان (مانند شهادت رهبر و بعثت مردم) راه نفس را بر نظریات باطل آنها بسته است. از نظر جهانبین، این شادیهای سخیف و توهینها (مشابه شادی آلزیاد در زیارت عاشورا)، تنها باعث روشنتر شدن مسیر حق از باطل در دوران آخرالزمان میشود. ایستادگی صد روزه ایران ثابت کرد که نظم اجتماعی دینی، ساختاری فراتر از افراد است و قدرت بازتولید دارد. در این میان، وظیفه نخبگان، شناسایی و خنثیسازی موشکهای فکری جریانی است که تلاش میکند پیروزیهای ملی را به شکستهای ادراکی تبدیل کند.
در ادامه دکتر فتوتیان، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، با اشاره به ریشههای دانش جامعهشناسی در غرب، تصریح کرد که این دانش بر اساس روایتی از یک «نظم اجتماعی سکولار» شکل گرفته است. وی تاکید کرد: این دانش به لحاظ طبیعی، راه هر نوع نظم اجتماعی دیگری را که بخواهد مبانی سکولاریسم را به چالش بکشد، سد میکند. در واقع، ماهیت این دانش و شخصی که به این گفتمان باور دارد، در برابر هر تحول اجتماعی که ضد نظم سکولار غربی باشد، میایستد و اجازه صورتبندی به آن نمیدهد. نبرد صد روزه اخیر در واقع تقابل عینی این دو نظم بود؛ نظمی که از دل انقلاب اسلامی برآمده و نظم مستقر جهانی را به مبارزه طلبیده است.
این استاد علوم اجتماعی، منشأ اصلی خطای محاسباتی مسئولان را پناه بردن به نظریههای غربی دانست. وی خاطرنشان کرد: خطای محاسباتی دقیقاً آنجایی اتفاق میافتد که شما بخواهید مردم ایران را بر اساس نظریههای نظم اجتماعی سکولار درک کنید؛ یعنی مردم را موجوداتی صرفاً “اهل هزینه و فایده” ببینید.
فتوتیان با طرح این پرسش که کجای این یکصد شب، مردم ایران بر اساس منطق هزینه و فایده مادی در صحنه بودند؟، این حضور حماسی زیر بمباران را جنون عقل نامید؛ عقلی که فراتر از معاشافزاری، به تمناهای قدسی متصل است. وی هشدار داد که اگر مسئولان مردم را با عینک انسانِ معاشافزار ببینند، ویژگیهای رفیع اجتماعات دینی را هرگز نخواهند دید.
دکتر فتوتیان در بخش دیگری از تحلیل خود، به ابطال یکی از قدیمیترین شبهات جریان روشنفکری و ملیمذهبی پرداخت. وی یادآور شد که از ابتدای انقلاب، مدام تبلیغ میشد که ولایت فقیه صرفاً وابسته به شخصیت و کاریزمای حضرت امام (ره) است؛ بعدها همین ادعا را درباره رهبر شهید مطرح کردند. وی تاکید کرد: اتفاقات پس از جنگ و استمرار مقتدرانه مسیر نظام پس از شهادت رهبر عالیقدر، ثابت کرد که ما وارد یک نظم اجتماعی دینی نوین شدهایم که به شخص قائم نیست. این نظم قدرت تولید و بازتولید خود را دارد و نشان داد که برخلاف ادعای نهاد دانش سکولار، این ساختار نهتنها فرو نمیپاشد، بلکه در پیوند میان امام و امت، استمرار مییابد.
این استاد دانشگاه با اشاره به کلیپها و شواهد میدانی از تجمعات مردمی از یک تحول شگرف تئوریک سخن گفت. وی اظهار داشت: بمبارانهای فرهنگی متعدد دشمن با هدف تبدیل کردن انسان ایرانی به یک مهره مصرفکننده انجام شد؛ اما واقعه اسفند 1404 و شهادت رهبر عزیز باعث شد حجابهای دنیای مدرن کنار برود و چهره واقعی استکبار دیده شود.
وی ثمره این تحول را انسانی دانست که کنشگریاش نه بر اساس الگوی سوژه مادی غربی، بلکه بر مبنای پیوند با خدا و حقیقت شهادت شکل گرفته است. به گفته وی، صدها دانشجوی دکتری و پژوهشگر علوم اجتماعی که در این سالها تربیت شدهاند، اکنون میتوانند این پدیده را به صورت چارچوبمند تئوریزه کنند.
دکتر فتوتیان در پایان به تلاشهای اخیر روشنفکران غربگرا در فضای رسانهای اشاره کرد و گفت: در این دو سه شب اخیر شاهد اوجگیری فعالیت این جریان هستیم. آنها با روایتسازی به دنبال تثبیت مجدد نظم اجتماعی سکولار و سد کردن روایتگری نظم اجتماعی دینی هستند. وی با تحسین تعبیر موشکهای فکری، تاکید کرد که نخبگان انقلابی وظیفه دارند این سدِ روایتی را بشکنند و اجازه ندهند حقیقت این بعثت ملی که به سمت تثبیت بیشتر نظم اجتماعی دینی حرکت میکند، توسط نهاد دانش وابسته به غرب سانسور یا تحریف شود.
در ادامه مباحث مهدی حسین زاده یزدی، هیئت علمی دانشگاه تهران، با تأکید بر تغییر موازنه قدرت در فضای دانشگاهی تصریح کرد: امروز به صراحت میگویم که دوران بزندررو در مباحث علمی تمام شده است. وی تشریح کرد که در گذشته، جریانی خاص با طرح ادعاهای شاذ نظری، فضا را به نفع خود مصادره میکردند، اما اکنون وضعیتی پدید آمده که به ازای هر نکتهای که مطرح کنند، صدها نقد علمی و مستدل از سوی بدنه نخبگانی دریافت میکنند. وی این تحول را ثمره مجاهدت اساتید انقلابی شاخصی همچون دکتر کچوئیان، خانم دکتر سهیلا صادقی، دکتر شجاعیزند و دکتر انتظاری دانست که در سالهای گذشته صبورانه به تربیت نسلی جوان، متخصص و انقلابی در حوزههای علوم اجتماعی، جامعهشناسی و علوم سیاسی همت گماشتهاند.
حسینزاده در واکنش به توهینهای اخیر برخی چهرههای دانشگاهی به مقدسات و رهبری، این رفتارها را ناشی از عصبانیت شدید دانست. وی با بیانی کنایهآمیز خطاب به این جریان گفت: باید دید شما با این مردم چه کردهاید و پایتان را کجای خرخرهی آنها گذاشتهاید که اینگونه آتش گرفتهاند و پرخاش میکنند؟ به عقیده وی، جریانی که سالها دم از فروپاشی میزد و خود را تنها مرجع ارائه راه حل و «تغییر پارادایم» معرفی میکرد، اکنون با دیدن حضور مردم در خیابان و ایستادگی ملی، خود را بازنده میدان میبیند. او تأکید کرد که مسائل مطرح شده توسط این اساتید، دیگر مسئلهی مردم نیست و جامعه هیچ نسبتی با این روایتهای وارونه برقرار نمیکند.
دکتر حسینزاده با بازخوانی یک پرونده تاریخی، به شباهت عجیب رفتارهای اخیر با وقایع پیش از انقلاب 57 پرداخت. وی یادآور شد: در دی ماه 1356، روزنامه اطلاعات مقالهای توهینآمیز علیه امام خمینی (ره) نوشت که منجر به قیام 19 دی قم و در نهایت انقلاب 22 بهمن شد. امروز نیز پس از ترور و شهادت رهبری، شاهد همان الگو هستیم. وی تأکید کرد که واکنش امروز مردم به این توهینها، از جنس همان جوششهای انقلابی است. به گفته حسینزاده، این جریان روشنفکری با توهین به امامی که شهید شده، عملاً تیشه به ریشه خود میزند و باعث برانگیختگی بیشتر جامعه میشود.
این استاد دانشگاه در بخشی تأملبرانگیز از سخنان خود، به واکنشی که در فضای دانشگاه نسبت به شادی دشمنان از شهادت رهبری مشاهده کرده بود، اشاره کرد. وی با استناد به فرازی از زیارت عاشورا (هذا یومٌ فَرِحَت بِه آلُ زیاد و آلُ مروان بقَتلِ الحسین)، خاطرنشان کرد: من در پاسخ به همکاری که از شادی این افراد حالش بد شده بود، لبخند زدم و گفتم اگر اینها نمیخندیدند، من به مسیرمان شک میکردم.
حسینزاده معتقد است این شادیها و توهینها، لازمهی «شفافیت آخرالزمانی» است. وی تاکید کرد که اگر این جریان خباثت خود را نشان ندهد، غبارِ مسیر روشن نمیشود؛ لذا شادی دشمنان، خود گواهی بر حقانیت راه رهبر شهید و ملت ایران است.
دکتر حسینزاده در پایان، بر ضرورت تغییر نگاه به نهاد علم تأکید کرد و گفت: ما دیگر با “یک دانشگاه” روبرو نیستیم، بلکه با “دانشگاهها” (به معنای لایههای متعدد و متضاد فکری) مواجهیم. این نسل جدید که به برکت حمایتهای امام شهید تربیت شدهاند، اکنون قادرند به جای تبعیت از الگوهای مادی و انسانِ معاشافزار، روایتی اصیل و علمی از نظم اجتماعی دینی ارائه دهند و در برابر هرگونه تلاش برای مصادره پیروزیهای ملت، مقتدرانه بایستند.
انتهای پیام/
