شفافیت در اقتصاد هنر گامی بزرگ در برابر امپریالیسم فرهنگی
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، سیده محبوبه کاظمی از فعالان عرصه هنرهای تجسمی در بخش خصوصی است. او در یادداشتی اختصاصی که در اختیار خبرنگار تسنیم قرار داده به مشکلاتی پرداخته که در راه برگزاری حراجهای بخش خصوصی با محوریت آثار ایرانی اسلامی قرار دارد. در حالی که حراجهای آزاد هنری در ایران فعالیت رسمی و گستردهای دارند، حراج تخصصی هنرهای ایرانی اسلامی گویا مجوزهای لازم را از نهادهای مربوطه دریافت نمیکند!
شاید در ظاهر این گونه به نظر بیاید که فعالیتهای مربوط به هنرهای ایرانی اسلامی در زیر سایه جمهوری اسلامی ایران، باید رونق بیشتری داشته باشند و مسیری راحتتر برای عملی شدن در پیش داشته باشند؛ اما گویا اینگونه نیست.
برای آشنایی بیشتر با این فضا توصیه میشود متن یادداشت محبوبه کاظمی را بخوانید:
امپریالیسم فرهنگی، همیشه از بیرون مرزها آغاز نمیشود. هرگاه ملتی نتواند برای تولید، عرضه، گردش و ارزشگذاری سرمایه فرهنگی خود، ساختارهایی شفاف، رقابتی و قابل اعتماد پدید آورد، بخشی از توان فرهنگی خویش را واگذار کرده است. در چنین وضعی، مسئلهی فروش یک اثر یا برگزاری یک حراج مطرح نیست، مسئله، کاهش ظرفیت یک کشور متمدن برای روایت مستقل از خویش است.
هنرهای ایرانی و اسلامی، از مهمترین منابع قدرت نرم ایران و از ارکان هویت تمدنی این سرزمیناند. با این حال، قدرت نرم تنها از مسیر آفرینش اثر هنری شکل نمیگیرد، به محیط نهادی سالم، امنیت حقوقی، رقابت حرفهای و اعتماد سرمایهگذار نیز وابسته است. هرگاه این زیرساختها فرسوده شوند، بازار هنر ایران بهتدریج توان رقابت خود را از دست میدهد و میدان برای نظامهای مسلط ارزشگذاری و بازارهای بیرونی گشودهتر میشود. در همین نقطه است که اقتصاد هنر، به مسئلهای راهبردی در قلمرو استقلال فرهنگی تبدیل میشود.
در سالهای اخیر، در ادبیات رسمی کشور بارها بر توسعه اقتصاد خلاق، مشارکت بخش خصوصی، مردمیسازی اقتصاد فرهنگ و تقویت صنایع فرهنگی تأکید شده است. این جهتگیری، درست و آیندهنگر است، اما تحقق آن، پیش از هر چیز، به کیفیت حکمرانی فرهنگی وابسته است. هیچ اقتصاد فرهنگی پویایی بدون امنیت حقوقی، شفافیت اداری و اجرای یکسان قانون شکل نمیگیرد. هر اندازه ظرفیتهای تمدنی ایران عظیم باشد، اگر محیط نهادی از اعتماد و پیشبینیپذیری برخوردار نباشد، این ظرفیتها به مزیت اقتصادی پایدار تبدیل نخواهند شد.
در ادبیات توسعه، یکی از نشانههای بلوغ حکمرانی، توانایی دولت در تنظیمگری منصفانه است. وظیفه نهادهای عمومی، انتخاب برنده و بازنده بازار نیست وظیفه آنها تضمین رقابت سالم، اجرای قانون، صیانت از حقوق فعالان اقتصادی و ایجاد محیطی است که در آن بازیگران حرفهای بتوانند بر پایه ضوابط روشن فعالیت کنند. هرگاه این تعادل برهم بخورد، نخستین آسیب متوجه اعتماد عمومی خواهد شد و اعتماد، مهمترین سرمایه اقتصاد هنر است.
اگر ساختارهای حکمرانی فرهنگی بهگونهای عمل کنند که امکان شکلگیری بازارهای رقابتی برای هنر ایرانی کاهش یابد، نتیجه آن، تضعیف استقلال فرهنگی و افزایش آسیبپذیری اقتصاد هنر در برابر جریانهای مسلط جهانی خواهد بود. در چنین شرایطی، بازارهای داخلی قدرت مرجعیت خود را از دست میدهند و نظامهای بیرونی، نقش پررنگتری در تعیین ارزش، اعتبار و گردش آثار هنری ایرانی پیدا میکنند. این وضعیت، نه تنها یک مسئله اقتصادی است که با امنیت فرهنگی و قدرت نرم کشور پیوند مستقیم دارد.
تجربه حراج تخصصی هنرهای ایرانی ـ اسلامی باران را میتوان در همین چارچوب فهم کرد. این تجربه، مطالعهای موردی درباره نسبت میان حکمرانی فرهنگی و اقتصاد هنر با فعالیت و سرمایه گذاری بخش خصوصی، در ایران است. پس از برگزاری چهار دوره تخصصی، این مجموعه کوشید فعالیت خود را همچون گذشته حرفهای خویش، در چارچوب قوانین و مجوزهای رسمی توسعه دهد. در این سالها مکاتبات متعددی با دستگاههای مسئول انجام شده است، مکاتباتی که تمامی آنها با شماره ثبت، تاریخ و سوابق اداری نزد نگارنده موجود و قابل ارائهاند. این اسناد نشان میدهد مسیر قانونی طی شده، اما در بخشهایی از این مسیر، عدم پاسخگویی بی دلیل، تأخیرهای طولانی، ارجاعهای مکرر میان مراجع مختلف و نبود پاسخ روشن، برنامهریزی حرفهای یک نهاد خصوصی را با چالش مواجه کرده است. اهمیت این مطالعه موردی در آن است که نشان میدهد مسئله، محدود به یک درخواست خاص نیست و به نحوه مواجهه ساختار حکمرانی با بخش خصوصی حرفهای در اقتصاد فرهنگ بازمیگردد.
طرح این تجربه، معطوف به کیفیت فرآیندهاست. مسئله این نیست که یک درخواست پذیرفته شود یا نشود، مسئله آن است که فعال فرهنگی و سرمایهگذار باید بداند پرونده او در چه مرحلهای قرار دارد، مرجع نهایی تصمیمگیری کدام است و بر اساس چه معیارهایی درباره آن تصمیم گرفته میشود. در اقتصاد هنر، زمان و پیشبینیپذیری تصمیمات، بخشی از امنیت سرمایهگذاری است.
در این میان، نقش کمیتهها و شوراها اهمیت ویژهای دارد. هیچ نظام حرفهای بدون کارشناسی اداره نمیشود، اما اعتبار هر شورا در گرو شفافیت آن است. انتظار میرود ترکیب، حدود اختیارات، مسئولیتها و مبانی تصمیمگیری کمیتهها و شوراهایی که در فرآیند بررسی درخواستها نقش دارند، برای متقاضیان روشن و قابل ارزیابی باشد. هرگاه این فرآیندها برای ذینفعان شفاف نباشد، این پرسش شکل میگیرد که مسئولیت نهایی تصمیمات دقیقاً بر عهده کدام مرجع است و چگونه میتوان مسئولیتپذیری اداری را سنجید.
چنین وضعی با اصول حکمرانی مطلوب، شفافیت اداری و پاسخگویی نهادی سازگار به نظر نمیرسد.
پیامد این ابهام، فرآیندهای تصمیمگیری، ریسک ادراکشده سرمایهگذاری در اقتصاد هنر را افزایش میدهد. سرمایهگذار، مجموعهدار، هنرمند و فعال فرهنگی، زمانی وارد یک عرصه میشوند که بتوانند بر پایه قانون، زمانبندی و رویههای روشن برنامهریزی کنند. هرچه این اطمینان کاهش یابد، سرمایه نیز از بازار فاصله خواهد گرفت و اقتصاد فرهنگ بخشی از ظرفیت رشد خود را از دست خواهد داد.
ایران از معدود کشورهایی است که هنر، میراث فرهنگی و صنایع خلاق آن، پشتوانهای چند هزار ساله دارند. این مزیت تمدنی، زمانی به قدرت اقتصادی و فرهنگی تبدیل میشود که میدان رقابت برای همه بازیگران حرفهای باز باشد. بازار هنر با رقابت سالم رشد میکند، با انحصار، ابهام یا فرسایش اداری، قدرت خود را از دست میدهد. هر بازار رقابتی، به کشف استعدادهای جدید، تنوع روایتهای هنری، افزایش اعتماد عمومی و تقویت جایگاه بینالمللی فرهنگ ملی یاری میرساند.
از این رو، امروز مطالبه اصلی، ارتقای حکمرانی فرهنگی است. انتظار میرود ادارهکل هنرهای تجسمی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در چارچوب مسئولیتهای قانونی خود، فرآیندهای رسیدگی، معیارهای کارشناسی، زمانبندی پاسخگویی و حدود اختیارات مراجع تصمیمگیر را بهصورت شفاف تبیین کنند و همچنین اداره کل موزه ها در وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در مواجهه با آثار مرتبط و مجاز.
شفافیت، نه فقط به سود یک نهاد بخش خصوصی ، که به سود اعتبار نهادهای عمومی، امنیت حقوقی سرمایهگذاری و آینده اقتصاد هنر و فرهنگ ایران است.
اقتصاد هنر، امروز به یکی از ارکان قدرت نرم کشورها تبدیل شده است. هر تصمیم اداری که به تقویت شفافیت، رقابت و اعتماد بینجامد، در عمل به تقویت استقلال فرهنگی کمک میکند. در مقابل، هر ابهامی که مسیر فعالیت حرفهای را دشوار سازد، حتی اگر ناخواسته باشد، ظرفیت اقتصاد هنر را کاهش میدهد و امکان اثرگذاری جریانهای مسلط جهانی بر بازار فرهنگ را افزایش میدهد.
استقلال فرهنگی، در توان یک ملت برای ایجاد نظامی عادلانه، شفاف و رقابتی در تولید، عرضه و ارزشگذاری فرهنگ اصیل خود معنا پیدا میکند. اگر ایران در پی تثبیت جایگاه تمدنی خویش در جهان است، اصلاح حکمرانی اقتصاد هنر و فرهنگ، ضرورتی راهبردی برای صیانت از هویت فرهنگی، تقویت قدرت نرم و آینده اقتصاد خلاق کشور است. بیتردید، دفاع از شفافیت نهادی در اقتصاد هنر، دفاع از حق ایران برای حفظ مرجعیت فرهنگی خویش در جهان معاصر است و نخستین سنگر در برابر امپریالیسم فرهنگی و پیششرط حفظ مرجعیت تمدنی ایران در جهان معاصر است.
نوشته: سیده محبوبه کاظمی دولابی؛ بنیانگذار حراج تخصصی هنرهای ایرانی اسلامی باران
انتهای پیام/
