» فرهنگ و تاریخ باستان » «لباس شخصی»؛ قصه‌ای جاسوسی از نفوذی‌های توده
«لباس شخصی»؛ قصه‌ای جاسوسی از نفوذی‌های توده

«لباس شخصی»؛ قصه‌ای جاسوسی از نفوذی‌های توده

مرداد ۴, ۱۴۰۵ 2014

فرهنگی

خبرگزاری تسنیم، حمید صنیعی منش:

«لباس شخصی» برای نخستین تجربه بلند امیرعباس ربیعی، فیلمی خوش‌ساخت و قابل‌قبول است؛ اثری که با وجود برخی کاستی‌ها، نشان می‌دهد فیلمساز شناخت مناسبی از قواعد تریلر سیاسی داشته و در روزگاری که فیلم‌های بی‌ارزش فراوانی تولید می‌شود، این فیلم ارزش تماشا کردن دارد.

فیلم مدت زمان تقریبی 7 سال را در توقیف بوده و واقعاً سؤال است که چرا باید یک فیلم این همه مدت در توقیف به سر ببرد؟ البته شاید خیر همین بوده که این فیلم در زمانی اکران شود که موضوع اصلی آن با روزگار ما عجین شده است؛ خائن! البته حذفیات فیلم ارتباطی به موضوع خائن در فیلم ندارد و برای همین با وجود اعمال برخی حذفیات، آسیب جدی به پیکره اصلی روایت وارد نشده است. با این حال، اگر امکان تحمل بیشتری وجود داشت، احتمالا برخی خطوط داستانی و جزئیات شخصیت‌پردازی فرصت بسط بیشتری پیدا می‌کردند و فیلم بهتری را شاهد بودیم.

فیلم , سینما ,

فیلم‌ در ژانر تریلر جاسوسی و در فضای تعقیب و گریز است. فیلم‌هایی از این دست بیشترین بار خود را روی فیلمنامه و اجزایی مانند پرداخت شخصیت‌ها، خطوط داستانی و دیالوگ‌ها دارند. از این منظر داستان فیلم با بهره‌مندی از ایجاد معما و حس تعلیق کشش و جذابیت را ایجاد کرده است خصوصاً اینکه بخش رد گم‌کنی و فریب مخاطب با جریان تفتیش خانه کیانوری و پیرنگ‌های دیگر بهتر شده است. البته دادوبیدادهاکمی زیادی است. هرچند با توجه به اینکه این اثر نخستین فیلم بلند کارگردان است، چنین لغزش‌هایی تا حدی قابل چشم‌پوشی است.

فیلم , سینما ,

فیلم از نظر ریتم روندی صعودی دارد. هرچه به پایان نزدیک‌تر می‌شویم، ضرباهنگ روایت تندتر و تعلیق مؤثرتر می‌شود. اوج فیلم، فرآیند شناسایی و شکار خائن و به‌ویژه لحظه رونمایی از اوست؛ سکانسی که به‌خوبی موفق می‌شود مخاطب را غافلگیر کند و هیجان قابل‌توجهی ایجاد کند. خصوصاً اسلوموشن باعث شده تا تصویر خائن با حس نفرت بیشتری برای مخاطب در ذهن او تصویربرداری شود. بطوری که برای نگارنده که 7 سال قبل این فیلم را دیده بود، هنگامه رونمایی از خائن را لحظه شماری می‌کرد و این تصویر را به خوبی به خاطر دارد.

ژانر تریلر سیاسی همواره ظرفیت بالایی برای جذب مخاطب داشته است. اگرچه امروز این الگو در فضای دهه 60 تا حدی تکرارشده، اما باید در نظر داشت که فیلم حدود 7 سال پیش ساخته شده و در زمان تولید، چنین فضایی تازگی بیشتری داشت. البته امروز نیز با توجه به محوریت «خائن» در فضای کشور، این مضمون همچنان قابلیت جذب مخاطب را دارد و شاید بهتر باشد تبلیغات فیلم نیز بیش از هر چیز بر همین کلیدواژه و عنصر تعلیق ناشی از آن تأکید کند. 

فیلم , سینما ,

با این حال، احساس می‌شود فیلم می‌توانست از ظرفیت‌های ژانر جاسوسی و تریلر بهره بیشتری ببرد. معمولاً بار اصلی چنین آثاری بر دوش تقابل روان‌شناختی میان قهرمان و ضدقهرمان است. در «لباس شخصی»، اگرچه هویت دشمن تا پایان باید پنهان بماند، اما حضور او بیش از حد غایب است. اگر فیلمساز ضدقهرمان را به‌صورت نیمه‌پنهان و با نشانه‌هایی محدود در طول روایت وارد بازی می‌کرد، مثلاً در صحنه‌هایی او را می‌دیدیم که در رفت و آمد است و در عملیات‌های تجسس از دور به صورت نیمه‌پنهان یا مبهم دیده می‌شود، تنش و تعقیب‌وگریز و درگیری ذهنی میان دو سوی ماجرا پررنگ‌تر و فیلم به تریلری جذاب‌تر و نفس‌گیرتر تبدیل می‌شد. البته مشخص نیست این انتخاب حاصل تصمیم فیلمساز بوده یا محدودیت‌های تاریخی و روایی عامل این شیوه شده است.

فیلم , سینما ,

در نهایت، ربیعی ترجیح داده تمرکز اصلی خود را بر پرداخت فضای سیاسی و نفوذ فعالیت‌های حزب توده در ابتدای انقلاب در میان دستگاه‌های کشور و شکل‌گیری جاسوس و خائنین بگذارد؛ نفوذی که با تلاش و زحمت نیروهای باهوش امنیتی تا حد چشمگیری از بین رفت اما امکان آن خیر. این انتخاب هویت تاریخی فیلم را تقویت کرده و آگاهی تاریخی مخاطب را درباره فعالیت‌های احزاب سیاسی و پرورش خائنین از طریق آنان را در نظر گرفته است. اما در مقابل، تاحدی از ظرفیت‌های ژانر جاسوسی و تعلیق کمرنگ شده است.

در مجموع، «لباس شخصی» اثری است  که به‌ویژه برای مدیران و مسئولین امنیتی حرف‌های زیادی برای گفتن دارد…اینکه خائن کیست و کجا باید دنبال او بگردیم؟

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×