» فرهنگ و تاریخ باستان » صدسال دیگر هم به سرنوشت حاج‌احمد پی نخواهیم برد/رفتن حاجی مشکوک بود!
صدسال دیگر هم به سرنوشت حاج‌احمد پی نخواهیم برد/رفتن حاجی مشکوک بود!

صدسال دیگر هم به سرنوشت حاج‌احمد پی نخواهیم برد/رفتن حاجی مشکوک بود!

مرداد ۵, ۱۴۰۵ 003

فرهنگی

به گزارش خبرنگار خبرگزاری تسنیم، سرنوشت حاج احمد متوسلیان فصلی مبهم از تاریخ انقلاب و دفاع مقدس ایران است؛ فصلی که هنوز هم پس از گذشت دهه‌­ها، پرسش‌­ها و روایت­‌های ناگفته بسیاری پیرامون آن باقی مانده است.

 

درباره شخصیت و سرنوشت این فرمانده بزرگ کتاب­های مختلفی در بازار نشر عرضه شده که «همپای صاعقه» و «در هاله­ای از غبار» به قلم گلعلی بابایی و «عروج از شاخه زیتون» نوشته جواد کلاته عربی از جمله آن‌ها هستند و توسط نشر 27 بعثت منتشر شده‌اند. کتاب­های «سی­ وهفت سال» و «راز احمد» نوشته حمید داوودآبادی هم از جمله کتاب­هایی هستند که به طور متمرکز درباره حاج احمد متوسلیان و سرنوشتش نوشته و منتشر شده‌اند.

 

14 تیر سالروز ربایش حاج احمد متوسلیان و آغاز بی خبری از سرنوشت این فرمانده بهانه ای بود تا این کتاب ها را وسط گذاشته و به بحث و گفتگو درباره آن‌ها و سرنوشت شخصیت محوری شان بپردازیم. این نشست صمیمی با حضور عابدین وحیدزاده مسئول فرهنگی قوای محمد رسول‌الله(ص) اعزامی به سوریه و لبنان، محمدعلی صمدی پژوهشگر دفاع مقدس، جواد کلاته عربی پژوهشگر و مدیر نشر 27 بعثت و صادق وفایی روزنامه‌نگار همراه بود.

 

انتشار گزارش این نشست، به احترام برگزاری مراسم تشییع و تدفین رهبر شهید انقلاب، به روزهای پس از مراسم‌های یادشده موکول شد. تا امروز 2 قسمت از گزارش مشروح این‌جلسه منتشر کردیم که در پیوندهای زیر قابل دسترسی و مطالعه هستند:

 

حاج احمد متوسلیان اجازه نمی‌داد منافقین حرفی را به ما دیکته کنند

 

حلقه مفقوده سرنوشت حاج‌احمد دست کسی است که پاسخگو نیست

 

در ادامه گزارش مشروح قسمت سوم و پایانی این‌نشست را می‌خوانیم:

 

وفایی: آقای وحیدزاده نظر شما درباره اینکه خبر شهادت حاج احمد متوسلیان از قول حاج قاسم در برخی محافل و کتاب‌ها مطرح شده چیست؟

 

وحیدزاده: با همه گسترش اطلاعات حزب‌الله قطعا اگر قاسم سلیمانی خبری از سرنوشت حاج احمد داشت، اعلام می‌کرد. سیدحسن نصرالله هم در این زمینه فعالیت‌هایی داشت اما به نتیجه نرسید. به نظر بنده شما اگر صد سال دیگر هم دنبال پاسخ این سوال باشید به جوابی نخواهید رسید.

 

کلاته: بالاخره حاج قاسم به قدری عشق به حاج احمد داشته که اگر خبر دقیقی داشت اعلام می‌کرد تا این خبر به یک روایت رسمی تبدیل شود.

 

یکی از مطالب رونین برگمن این است که فهرستی در خرداد سال 65 از کشته‌شدگان غیرقانونی به دست اسرائیل منتشر شده و نام چهار دیپلمات ایرانی در این فهرست بوده است.

 

وحیدزاده: برای پاسخ دقیق باید با برگمن صحبت کنید.

 

صمدی: حرف برگمن هم سند رسمی محسوب نمی‌شود و این صحبت از طرف او صرفا یک تحلیل است. برگمن تحلیل‌گر نظامی اسرائیل است.

 

کلاته: در دوره‌ای زمان طلایی پیگیری سرنوشت این چهار دیپلمات را از دست دادیم.

 

از این‌حرف که «اگر صدسال دیگر هم دنبال پاسخ باشیم به چیزی دست پیدا نمی‌کنیم»، احساس می‌کنم حقیقت لابه‌لای ناگفته‌هایی است که گفته نمی‌شوند و اگر بیان شوند کاملا معلوم می‌شود.

 

صمدی: هیچ حقیقتی که گفته نشده باشد نیست.

 

به نظر می‌رسد آن زمان اراده‌ای در سپاه برای یافتن حقیقت سرنوشت حاج احمد متوسلیان  نبوده است.

 

صمدی: بله نبوده است. پرداختن به این مباحث هیچ تاثیری در سرنوشت ماجرا نداشته است.

 

کلاته: نقش فرماندهان سپاه در پیگیری سرنوشت حاج احمد قابل بررسی است.

 

صمدی: علاقه من به حاج احمد متوسلیان به دلیل ویژگی‌های این فرمانده بوده امااز گفتن آن‌ها پرهیز می‌کنم چون طبق تجربه‌ای که داشتم مطلب به قول معروف شهید می‌شود و فقط حاشیه پررنگ می‌شود. عده‌ای هم که دنبال حاشیه‌اند، آن‌ را پررنگ می‌کنند و جان کلام از دست می‌رود.

 

کلاته: این‌که مسئولین سپاه برای سرنوشت حاج احمد متوسلیان چه کار کرده‌اند به تنهایی یک جلسه و پرونده مجزا نیاز دارد.

 

صمدی: برداشت من این است؛ براساس شناختی که از آقایان محسن رضایی و علی شمخانی دارم، بخشی از فعالیت‌های این افراد معطوف به عملیات‌های نظامی دفاع مقدس در آن زمان بود و دوم اینکه وزارت امور خارجه در آن زمان تعهد داده بود پیگیر سرنوشت دیپلمات‌ها باشد. سوم این‌که معتقدم اگر سپاه ورودی به ماجرا داشته، از طریق سید حسین موسوی بوده است. حتما حسین موسوی انحصار ماموریت خواسته و ایشان در هماهنگی با چند فرمانده سپاه از جمله آقای دهقان و عسگری که به نوبت مسئولیت داشتند کارهای سنگینی انجام داده و به جایی نرسیده است.

 

ضمنا شهید سیدحسن نصرالله در چند مصاحبه اعلام کرد تحویل چهار دیپلمات در تمام عملیات‌های تبادل‌مان؛ جز خواسته‌های‌‌مان بوده و نتیجه‌ای نگرفتیم. بحث دیگر این است که تقریبا تمام افرادی که از جزئیات ماجرا مطلع بودند کشته شدند و فقط سمیر جعجع زنده مانده است. جعجع همین الان پرونده بمب‌گذاری دارد و با عفو آزاد است. طبیعی است حقیقت را بیان نمی‌کند. تصور می‌کنم خبر موثقی هم ندارد.

 

هیچ شکلی که به این صحبت‌ها ارزش سند بدهد وجود ندارد. شکل روایت‌ها به صورتی نیست که به آن سند بگوییم.

 

صدسال دیگر هم به سرنوشت حاج‌احمد پی نخواهیم برد/رفتن حاجی مشکوک بود!

 

به نظر شما سیستم فالانژها در لبنان به قول معروف سیستم با حساب و کتابی بوده است؟

 

صمدی: هیچ سیستمی تا پیش از حزب‌الله در لبنان، با حساب و کتاب محسوب نمی‌شود. حزب‌الله هم اخیرا با حساب و کتاب شده است. در تاریخ دهه 1980 لبنان 20 هزار مفقود وجود دارد. حاج احمد و همراهانش چهار نفر از این 20 هزار نفر اند.

 

کلاته: می‌توان نتیجه گرفت فالانژها تصمیمی گرفتند و آن را عملی کردند و حتی به رده‌های بالاتر هم اعلام نکردند.

 

صمدی: بله این هم احتمالی است.

 

کلاته:  خودم هم به این نتیجه رسیدم که اتفاقی افتاده که بیان نشده است.

 

صمدی: فقط می‌توانیم با باید و شاید صحبت کنیم.

 

پس تلاش آقای داوودآبادی برای دادن یک پاسخ به دوست‌داران حاج احمد متوسلیان ستودنی است.

 

وحیدزاده: آنچه که ما به همراه آقای کوچک‌محسنی به آن رسیدیم این است که طرف مقابل از زمانی‌که حاج احمد می‌خواست حرکت کند؛ می‌دانست چه کسی قرار است برود و حتی ماشین‌شان هم شناسایی شده بود. خلاف نظر آقای کلاته و صمدی فکر نمی‌کنم تشکیلات فالانژها انقدر بی‌قواره باشد. من معتقدم که حرکت حاج احمد از ابتدا مشکوک بود.

 

حاج احمد خودش می‌گوید من می‌روم، اما همه دوستانش مخالف بودند اما اینکه پشت قضیه چه بوده مشخص نیست. من و کوچک‌محسنی به این نتیجه رسیدیم که حضور حاج احمد در آن‌زمان و مکان یک اتفاق از پیش تعیین شده است. رده‌هایی از نفوذ در ماجرا وجود دارد که متاسفانه نمی‌توانیم به نتیجه برسیم.

 

پس اتفاقاتی که برای حاج احمد رخ داده یک اتفاق از پیش تعیین شده بوده است.

 

صمدی: با شناختی که از شیدایی‌های حاج احمد دارم هیچ بعید نیست گفته باشد من باید به بیروت بروم و ببینم چه خبر است.

 

وحیدزاده: با همین تحلیل هم رفت.

 

کلاته: به نظر من نقل‌هایی از قبیل اینکه آقای محسن رضایی داخل یک قرآن نوشت حاج احمد شهید شده، دور از شأن مخاطب است و به نوعی توهین هم محسوب می‌شود. چراکه آقای محسن رضایی تاکید کرده مقام حاج احمد مقام شایسته شهادت است نه اینکه گفته باشد او شهید شده است.

 

بیایید تکلیف رو روشن کنیم! مخاطب این سوال را دارد که خب سرنوشت حاج احمد چه شد؟ حاج‌احمد شهید شده یا نه؟

 

وحیدزاده: حاج احمدی که ما می‌شناختیم فردی نبود که به سادگی اسیر شده باشد. شاید همان‌جا شهید شد یا شاید مجروح شده باشد. همه این تفاسیر به نظر خود ما بستگی دارد و همه محققان هم از ظن خود مباحثی را مطرح کرده‌اند. این را که حاج احمد زنده باشد یا خیر نمی‌دانم. نه می‌توانم بگویم زنده است نه می‌توانم بگویم شهید شده.

 

صمدی: من هم نمی‌توانم صحبتی کنم و فقط تحلیل می‌کنم. با توجه به اتفاقات در لبنان و سوابقی که وجود دارد همچنین تغییرات قوا در نیروهای کتائب که الان وارد فاز سیاسی شده‌اند، به نظرم حاج احمد را کشته‌اند.

 

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×