شبی که شاعران در حسینیه ارشاد جمع شدند؛خاطراتی از پیوند ادبی رهبر شهید
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در ماههای اخیر، پس از شهادت آقای شهید ایران، خاطرات متعددی درباره ایشان منتشر شد؛ خاطراتی که اگرچه زوایای مختلفی از ابعاد وجودی ایشان را پیش چشم مخاطب میگشاید، هرکدام ادای دینی است به مردی که دههها بی هیاهو و ادعا کوشید تا ایرانی قویتر داشته باشیم.
حسین شمسایی از آن آدمهای خوشصحبتی است که افتخار و مباهات برای سالها همراهی با رهبر شهید انقلاب را از میان خاطراتش میتوان احساس کرد. همراهی که از هیاتهای تهران در سالهای منتهی به پیروزی انقلاب آغاز شد و پس از آن با پیروزی انقلاب، در دوران ریاست جمهوری رهبر شهید ادامه یافت. شمسایی که خود دستی بر شعر دارد، خادمی در دستگاه اباعبدالله الحسین(ع) را از دوره نوجوانی با خوانش ابیاتی از محتشم کاشانی آغاز کرد.
همین حضور و فعالیت در هیأت و آشنایی با افرادی چون طیب حاج رضایی، کمکم او را وارد میدان مبارزه کرد و پیوند و آشنایی او را با شاعرانی که طبع خود را در خدمت اهل بیت(ع) و انقلاب قرار داده بودند، محکم کرد. این ارتباط سبب شد تا در مقام مدیریت روابط عمومی نهاد ریاست جمهوری در دوران شهید آیتالله سیدعلی خامنهای، به عنوان رابط شاعران با ایشان نیز فعالیت کند و انجمنهای ادبی اوایل انقلاب با حضور و همراهی او شکل بگیرد.
خبرگزاری تسنیم در ادامه سلسله گفتوگوهای خود با اهالی فرهنگ و ادب درباره آقای شهید ایران، با شمسایی به گفتوگو پرداخت که مشروح آن را در ادامه میخوانید؛
از انجمن فرخ تا پاستور
قبل از انقلاب، در سالهای 53-54 جلساتی در هیاتهایی از تهران داشتیم که حضرت آیتالله خامنهای از مشهد برای سخنرانی در این جلسات حضور پیدا میکردند، از جمله جلسات هیات خمسه طیبه در شبهای شنبه و یا انصار که در صبحهای جمعه برگزار میشد. من در این جلسات شعرخوانی داشتم و از همین طریق آشنایی ما شکل گرفت. تا اینکه من در دانشسرای عالی قبل از انقلاب(دانشگاه خوارزمی) دانشجو بودم و در آن ایام از برخی از آقایان روحانی روشنفکر مانند مرحوم آیتالله مطهری برای سخنرانی دعوت به عمل میآمد. من یکبار پیشنهاد دادم که حضرت آیتالله خامنهای را دعوت کنیم. به همراه یکی از دوستان به مسجد امام حسن مجتبی که یکی از پایگاههای مبارزاتی رهبر شهید در مشهد بود، رفتیم و از ایشان دعوت کردیم. ایشان نیز پرسیدند که چه کسانی در این جلسات سخنرانی کردهاند؟ ما هم گفتیم که آقای مطهری. ایشان پذیرفتند و جلسات متعددی را در دانشگاه با ایشان داشتیم.
کمیته استقبال از امام یک مسئولیت فوقالعادهای آیتالله خامنهای داشتند که مسئولت فرهنگی خود کمیته بودند. یکی از بخشهای این کمیته، سرود بود. سرودهای انقلابی که قبل از انقلاب اجرا شد، مانند سرودهای «خمینی ای امام»، «برخیزید ای شهیدان راه خدا» که شاعر اینها مرحوم حمید سبزواری بود، و سرود «جمهوری اسلامی آری، حکومت خودکامان هرگز» که شاعرش محمدحسن حاجعلی محمدی(زورق) بود. بعد از ورود حضرت امام نیز این کمیته فعالیت میکرد و برای راهپیماییهایی که داشتیم، کارهایی را ارائه میدادیم.

رهبر شهید از مؤسسان حزب جمهوری اسلامی بودند و بخش فرهنگی حزب تحت نظارت ایشان فعالیت میکرد و سرودها با نظر ایشان اجرا میشد. از سوی دیگر، ایشان جلسات مختلفی را نیز در منازل برخی از دوستان شاعر حضور داشتند.
شبی که شاعران انقلاب در حسینیه ارشاد جمع شدند
یک نکته اینکه، در سالهای قبل از انقلاب در پاسخ به شب شعر انجمن گوته شب شعری برگزار شد. ماجرا از این قرار بود که سفارت آلمان قبل از انقلاب این انجمن را فعال کرد. شاعران و روشنفکران زیادی آن موقع در شب شعر گوته حضور داشتند و این انجمن در آن ایام خیلی صدا کرد و توانست جوانان زیادی را جذب خود کند. اما در عین حال، از شعرای بسیار خوب مذهبی هیچ دعوتی نشده بود. به مجرب اینکه انقلاب پیروز شد، حلقهای را با حضور مرحوم سبزواری، بهجتی شفق، محمود شاهرخی، مشفق کاشانی و جمع دیگری از دوستان تشکیل و اولین شب شعر انقلاب اسلامی را به مدت پنج شب در میدان خراسان و پنج شب در حسینیه ارشاد برگزار کردیم. بسیاری از شاعران بزرگ امروز از قبیل یوسفعلی میرشکاک از جمله کسانی هستند که در این رویداد کشف شدند.
روحانی جوان و تکبیتهای شنیدنیاش در انجمن فرخ
بعد از آن جلساتی را در منازل با حضور بهترین شعرا برگزار میکردیم. آقا به من میفرمودند هر موقع این جلسات شعر را داشتید به من اطلاع بدهید، حتی اگر جای خاصی هم باشم، حتماً به جلسه شما میآیم. علامه جعفری هم به این جلسات میآمدند. این جلسات بارها در منزل آقای سبزواری و آقای زورق تشکیل شد و رهبر شهید نیز تشریف میآوردند. در این جلسات دوستانی چون مرحوم اوستا، مرحوم قدسی، خانم سیمیندخت وحیدی، خانم سپیده کاشانی، آقای علی معلم و دیگر شاعران بزرگ امروز نیز حاضر بودند. این جلسات نشان میداد که رهبر شهید چقدر به هنر فاخر شعر که نقش مهم و سابقه طولانی در تمدن ما دارد، اشراف و علاقه دارند؛ همانطور که به دیگر هنرها نیز اشراف داشتند.
.
انجمنی در مشهد بود به نام انجمن «فرخ» که بهترین شعرای مشهد و خراسان هر هفته در این انجمن شرکت میکردند و شاعرانی از تهران نیز به این جلسه میآمدند. بلاواسطه از ایشان شنیدم که آنها به من گفتهاند که ما منتظریم که شما بیایید و از تکبیتیهای معروفی که دارید، برایمان بخوانید. ایشان مشهور بودند به کسی که هم خودشان شاعر هستند و هم بهترین تکبیتیهای شعرای کل تاریخ ایران را جمعآوری کرده است. بعضی از آن تکبیتیها را در این انجمن میخواندند و آنها مشتاق به شنیدن این تکبیتیها بودند.
ارتباط ایشان با شعرا بسیار بسیار نزدیک بود؛ حتی وقتی به ریاست جمهوری آمدند و از من دعوت کردند که به عنوان مدیرکل روابط عمومی ریاست جمهوری حضور داشته باشم، به من گفتند که شما که آمدید خیالم راحت شد. بعضی از شعرایی مانند اوستا و امیری فیروزکوهی پیام داده بودند که من را ببینند، دستشان به من نمیرسد؛ این ارتباط میتواند با حضور شما برقرار شود. در واقع من واسطه بین شاعران با آقای شهید بودم که حرفهایشان را درباره حوزه فعالیتشان بزنند و یا اگر مشکلی دارند بگویند تا من با ایشان مطرح کنم. ایشان تأکید داشتند که حتماً به حرفهای شاعران و مشکلاتشان گوش دهید.
شهریار و شب شعر ماندگار تبریز
برای یک نمونه بخواهم بگویم، در سفری که به تبریز داشتیم، ایشان اصرار کردند که به شهریار سر بزنید؛ پیرمردی است در خانه نشسته. بگویید که ما میخواهیم به دیدار شما بیاییم، اگر مانعی وجود ندارد ما بیاییم و اگر با آمدن ما وبا حضور محافظان و پاسداران ممکن است زحمت ایجاد شود، شما تشریف بیاورید به محل اقامت تا شب شعری داشته باشیم. شهریار وقتی این را شنید گفت، نه، نه آقا نیایند من خودم میآیم. شب شعر فوقالعادهای بود که تصاویری هم از آن منتشر شد. یا در سفر به کرمانشاه گفتند که در اینجا شاعری به اسم بهزاد هست که گفتند اگر میشود ایشان را پیدا کنید تا من ایشان را ببینیم. از دوستانی مانند آقای محبت پرسیدم گفتند که هست ولی محل اقامتشان را نمیدانیم.

پیغام آقای رئیس جمهور به اخوان ثالث
یا مثلاً امیری فیروزکوهی در جلسهای که با رهبر شهید داشت، دو ساعت مباحث شعری با ایشان داشت. آقای اخوان ثالث از شاعران ورزیده و از روشنفکران قبل از انقلاب که با آقا دوستی قدیمی داشت از دیگر شاعرانی بود که رهبر شهید با ایشان ارتباط داشتند. یکبار حضرت آیتالله خامنهای به اخوان گفت که از شما انتظار میرود که برای مردم و انقلاب شعری بگویید. ایشان متأسفانه پاسخ داد که من بر سلطه هستم نه با سلطه. آقا فرمودند که بسیار خوب ما قبول داریم که شما بر سلطه هستید، آمریکا الان سلطه هست یا نه، شما علیه آمریکا شعری بگویید. اخوان انسان شریفی بود، اشعار خوبی داشت. اما بعضی از شاعران آن شجاعت لازم را برای بیان حرف دل خودشان را نداشتند. برخی از شاعران اما به خاطر این شجاعت سالهای سال در زندان بودند.
شب شعر نیمه رمضان از کجا شکل گرفت؟
شمسایی در بخشی از صحبتهای خود به چگونگی شکلگیری جلسات نیمه رمضان اشاره کرد و گفت: حوزه هنری مجموعه فاخری بود که شعرای زیادی را پرورش داده بود و رهبر شهید نیز گاه ارتباط نزدیکی با برخی از شعرای حوزه داشتند. آنها هم به دنبال این بودند که جلسه ویژه شعر داشته باشند. این جلسات در دوران رهبری آقا نیمه رمضان اجرا شد. این جلسات مایه برکات شد و اکثر شعرایی که در حوزه شعر امروز فعال هستند، دستاورد این جلسه بود.
همحجرهای خود را از شاعران انتخاب کردند
رهبر شهید از ابتدای دوران طلبگی مشخصه روشنفکری ناب دینی در ایشان وجود داشت. مثلاً هم حجره خود را فردی انتخاب کرده بودند که شاعر بود: محمدحسین بهجتی اردکانی متخلص به شفق. آقای شفق سالها همحجره آقا بود، شاعری که در 15 خرداد اشعار فراوانی را برای حضرت امام(ره) گفت. این خود نشان میدهد که ایشان علاقه داشت که مدام با کسی باشد که اهل شعر باشد تا بتوانند هم مباحثه و هم مشاعره کنند.
یکی از ویژگیهای ایشان این بود که دنبال شعرای خوب میگشت و با آنها همبحث میشد. معمولاً علما بیشتر پیگیر مسائل فقهی، فلسفی و احکام بودند اما یکی از نکات برجسته رهبر شهید این بود که ذوالفنون بودند؛ یعنی علاوه بر مسائل فقهی، فلسفی و احکام یک هنر ویژه داشتند و آن هنر شعر بود. البته ایشان به دیگر هنرها نیز علاقهمند بودند مانند هنر سینما؛ به طوری که در زمان ریاست جمهوری فلیمهای متعدد را میدیدند و راجع به آنها نظر میدادند. گاه برخی از کارگردانان و تهیهکنندگان را دعوت میکردیم، آنها میآمدند و نظرات آقا را میشنیدند که بخشی از این دیدارها تحت عنوان مستند در سالهای اخیر پخش میشود.
تأکید داشتند شعر عمومی شود
ایشان در جلسه با کارگردانان، در ارتباط با کارگردانی فیلم صحبت میکردند، با شاعران با بهترین ذوق شعر حرف میزدند، با نظامیان با برجستهترین اصول نظامیگری حرفهای آنها را میشنیدند و پاسخ میداند، با اهل عرفان، اخلاق، فلسفه و فکر و… با هرحوزهای از این حوزهها که مینشستند شاخص و صاحبنظر بودند. به همین خاطر این ویژگیها ایشان را کاملاً مجزا میکرد که فقط عالم دینی باشند. به شاخههای مختلف هنر اهمیت میدادند از جمله شعر که ایشان هم شاعر بودند و هم شعرشناس بسیار بسیار دقیق. برخی از شاعران میگفتند که برای شعری که میخواهند در محضر ایشان بخوانند، یک سال وقت میگذارند و در نهایت نیز میگفتند که با ترس و لرز این شعر را ارائه میدادند، چون میدانستند که در محضر کسی شعر را ارائه میدهند که استاد این فن است. در دیگر حوزهها نیز این اهتمام وجود داشت، مانند شبکه قرآن.
ایشان تأکید داشت که شعر به جامعه بیاید و در ذهن و دل مردم به عنوان یک درس جا بگیرد. از کنج محافل خصوصی به صورت عمومی درآید. ایشان بارها به شاعران تأکید داشتند که شعر را محکم بگویید و با مسائل زمانتان تطبیق دهید. زندگی رفتاری اباعبدالله(ع) را در شعر بیاورید.
انتهای پیام/
