» سیاسی و اجتماعی (ورزشی، استانی، حقوقی و گردشگری) » بن‌بست ترامپ در خلیج فارس؛ مذاکره یا تشدید محاصره؟
بن‌بست ترامپ در خلیج فارس؛ مذاکره یا تشدید محاصره؟

بن‌بست ترامپ در خلیج فارس؛ مذاکره یا تشدید محاصره؟

مهر ۸, ۱۴۰۵ 0030

خبرگزاری مهر، گروه سیاست – عبدالرحیم انصاری در یادداشتی نوشت: تقابل ایران و آمریکا این روزها بحث داغ محافل مختلف سیاسی و رسانه ای است؛ ایالات متحده در جنگ موفق به تحقق اهدافش نشده و ترامپ حالا خود را در موقعیت نامناسبی میبیند؛ محاصره دریایی بدون شک تاثیرات منفی زیادی بر اقتصاد ایران و معیشت مردم خواهد داشت؛ اما کارشناسان غربی درباره اینکه آیا محاصره میتواند سبب موفقیت ترامپ و شکست جمهوری اسلامی شود تردید دارند و معتقدند اگر آمریکا به نتیجه نرسد، ناکامی هایش ضریب میگیرد و کار را برای ترامپ سخت تر مینماید.

شدت اثرات محاصره بر روی ایران یک مسئله، و آثار مقاومت و تاب آوری ایران مسئله دیگری است؛ ادامه این روند بی شک کار را برای ایرانی ها سخت تر میکند، لیکن همزمان، انسداد تنگه هرمز و عدم انتقال نفت و سایر اقلام از خلیج فارس نیز فشار فزاینده ای به اقتصاد جهانی از جمله آمریکا وارد کرده است؛ یکی از راهکارهایی که برخی مشاوران ترامپ برای رهایی از این وضعیت به او پیشنهاد میدهند پیش کشیدن بحث مذاکره است؛ آنها بر این باورند که ورود به فضای مذاکره و کاهش تنش باعث کاهش التهابات اقتصادی و قیمت نفت در بازار میشود؛ اما از آن طرف با ایرانی مواجه هستند که شروط مهمی را تعیین کرده و سرسختانه بر آن پافشاری میکند؛ در واقع مذاکره میتواند به نتیجه برد-برد برای دو طرف درگیری برسد که هم ایران به خواسته هایش برسد، و هم آمریکا از این وضعیت نجات یابد، ولی مشکل آنجا است که چنین توافقی با ایران، به لحاظ تبلیغاتی یک شکست بزرگ برای ترامپ و حزب جمهوری خواه تلقی میشود.

طرف دیگر ماجرا اما نتانیاهو است که حیات و ممات سیاسی اش به این جنگ گره خورده است؛ از آنجا که توافق آمریکا و ایران با در نظر گرفتن شروط جمهوری اسلامی بازتابی از شکست طرف های متجاوز خواهد بود، اوضاع نتانیاهو در انتخابات آتی رژیم صهیونیستی را از این که هست نیز بدتر خواهد کرد؛ حال آنکه در آمریکا رفتن به سمت توافق و بهبود شرایط اقتصادی میتواند بهبود جایگاه ترامپ را در پی داشته باشد.

بنابراین آنچه امروز از جنگ در خلیج فارس و غرب آسیا میبینیم، صرفا معادلات بین ایران و آمریکا نیست؛ این وسط نتانیاهو و رژیم صهیونیسنی هم ملاحظات مستقلی دارد. پیش بینی درباره این تقابل اما، علیرغم پیچیدگی هایی که در رویکردها دارد، در نتیجه چندان دشوار نیست؛ یا آمریکا مطابق خواسته صهیونیست ها یک درگیری دیگر را آغاز میکند که البته عواقب سیاسی و اقتصادی بسیار سنگینی برای ترامپ و حزب جمهوری خواه خواهد داشت، یا به خواسته های ایران تن میدهد که ترامپ آن را هم یک شکست مطلق میداند، و یا به محاصره و تقویت آن ادامه میدهد که نتیجه ی این آخری باخت برای همه است.

تشدید محاصره، ادامه انسداد تنگه هرمز، و اخلال در باب المندب، با توجه به نزدیک شدن به فصل زمستان و نیاز فوری جهان به انرژی اوضاع اقتصاد آمریکا و غرب را وخیم میکند؛ و از آن طرف نیز ایران را با فشار بی سابقه ای مواجه میسازد. لذا در شرایطی که هیچ کدام از طرفین قرار نیست از مواضع خود عقب بنشینند، تاب آوری یک مسئله جدی و اساسی خواهد بود که قطعا مورد توجه هر دو طرف درگیری است. با این وجود ایران، آنگونه که از مواضع برخی مسئولان بر می آید، قرار نیست دست روی دست بگذارد و صرفا به تاب آودی دولت و ملت خود دل خوش نماید؛ بنابراین احتمال آنکه برای شکست حصر تدابیری بیندیشد و دست به یک سری اقدامات تهاجمی بزند وجود دارد.

در این خصوص میشود به اظهارات برخی فرماندهان ارشد و سخنان اخیر دکتر قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی اشاره کرد که در جلسه علنی مجلس، با اشاره به عملیات شکست حصر آبادان در سال ۶۰ اظهار داشت: “تلاش‌های امروز آمریکا برای تحمیل محاصره‌ دریایی، بستن کریدورهای هوایی و اعمال فشار حداکثری بر شریان‌ های تجاری کشور با برنامه ریزی و مدیریت جدی در حوزه‌های اقتصادی و پاسخ های نظامی مشابه سال ۶۰ شکست‌ خواهد خورد”. از این رو و با در نظر گرفتن جمیع جهات، شاید بتوان اینگونه نتیجه گرفت که حتی اگر آمریکا نیز دست به حمله نظامی نزند، احتمال حمله ایران برای شکست این حصر ظالمانه دور از ذهن نمینماید.

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×