آتشبس یا نقد کردن چک پیروزی در میدان دیپلماسی؟
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، محمد دلاورجور، پژوهشگر حوزه علوم انسانی، در یادداشتی تحلیلی به بررسی ابعاد پیچیده آتشبس در مقطع کنونی پرداخته است. وی معتقد است این رویداد را نباید به خودی خود سرافکندگی یا فتحی بیهمتا دانست؛ بلکه واقعیت ماجرا «نقد کردن دستاوردهای سخت میدان» در بازارهای سیاست، امنیت و اقتصاد است. به باور این پژوهشگر، همانطور که نیروهای مسلح در میدان نظامی برای حفظ تفوق بر دشمن از ترکیب نیروهای هوافضا و دریایی بهره میگیرند، امروز نیز کلانساختار تصمیمگیری کشور با حفظ راهبردهای اصلی، در حال تعویض تاکتیک از عرصهای به عرصه دیگر است تا منافع ملی را تثبیت کند.
دلاورجور در تحلیل خود به سه دغدغه اصلی تودههای انقلابی یعنی «تحمیلی بودن صلح»، «تجربه تلخ دهه نود» و «فرصت بازسازی دشمن» پاسخ میدهد. وی تأکید میکند که برخلاف دوران مذاکرات دهه نود که «میدان» رقیب «دیپلماسی» پنداشته میشد، در پارادایم امروز نظام، مذاکره بخشی از پازل میدان است. اگر در دهه نود عدهای معتقد بودند برای پیشرفت باید از میدان گذشت، امروز دیپلماسی در امتداد اسلحه و برای صیانت از دستاوردهای رزمندگان عمل میکند. این تحلیلگر خاطرنشان میسازد که موافقت دشمن با کلیات شروط دهگانه ایران، نشاندهنده دست برتر جمهوری اسلامی و امتداد منطقی پیروزیهای نظامی در پوشش دیپلماتیک است.
نقطه ثقل یادداشت دلاورجور، ضرورت تبدیل دستاوردهای میدانی به محصولات ماندگار است. وی هشدار میدهد که نباید دستاوردهایی که با خون هزاران شهید به دست آمده را ارزانفروشی کرد. مأموریت اصلی دستگاه دیپلماسی در این مقطع، تبدیل این اقتدار نظامی به «امنیت پایدار»، «ایجاد نظم جدید در منطقه» و «توسعه سیاسی و اقتصادی» برای نظام اسلامی است. او با استناد به تجربه جنگ 33 روزه لبنان یادآور میشود که مقاومت توانست علیرغم داشتن دست بالاتر در میدان، خواسته های خود را در میز مذاکره به دشمن دیکته کند؛ الگویی که امروز پیش روی ایران است.
این پژوهشگر علوم انسانی با تبیین نقش حیاتی مردم، تأکید میکند که جنگ تمام نشده بلکه تنها زمین آن تغییر کرده است. به باور دلاورجور، حضور مردم در خیابانها همانطور که سوخت موشکها را در میدان جنگ تأمین میکرد، امروز «سوخت موتور محرک دیپلماسی» برای احقاق حقوق ملت است. دشمن در میز مذاکره، نگاهی مستقیم به میزان پشتیبانی مردمی در کف خیابان دارد. خالی کردن میدان توسط مردم این پیام را به دشمن مخابره میکند که پشتوانه دستگاه دیپلماسی تضعیف شده و در نتیجه، امکان نقد کردن دستاوردهای میدانی از بین خواهد رفت.
بخش پایانی یادداشت دلاورجور به جنبههای امنیتی و نظامی آتشبس اختصاص دارد. او معتقد است با توجه به احتمال فریبکاری دشمن برای تجهیز لجستیک و بهروزرسانی بانک اهداف، باید بدترین سناریو را در نظر گرفت. وی پیشنهاد میدهد نیروهای مسلح از این فرصت برای اقدامات زیر استفاده کنند:
1. تجهیز نقاط حساس کشور به سامانههای پدافند اپتیکی-حرارتی که کارایی خود را در نبرد اخیر ثابت کردند.
2. ساماندهی جمعیت عشایر به عنوان لایه شناسایی و عملیاتی در پدافند غیرعامل.
3. تجزیه و تحلیل دقیق عملیاتهای دشمن برای کشف نقاط ضعف و افزایش تابآوری در درگیریهای احتمالی آینده.
در نهایت، دلاورجور تأکید میکند که نسبت به این آتشبس نه باید گریست و نه آن را فتحی بیهمتا نامید. عقلانیت اقتضا میکند که با احتیاط راهبردی و اتکال به قدرت الهی، منتظر ماند تا مشخص شود این تغییر تاکتیک چگونه منافع بلندمدت جمهوری اسلامی را تأمین خواهد کرد. آنچه مشخص است، ایران امروز نه از موضع ضعف، بلکه از موضع قدرتی که محصول مقاومت است، وارد این کارزار دیپلماتیک شده است.
انتهای پیام/
