آیا «اسرائیلیسم» مذهب دولت آمریکاست؟/ واکاوی ادعای جنجالی تاکر کارلسون
خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: تاکر کارلسون، مجری و فعال رسانه آمریکایی در بخشی از صحبتهای خود به نکتهی مهمی اشاره کرد که پرده از حقیقت سیاستمداران کاخ سفید به ویژه رؤسای جمهور آن بر میدارد. او گفت «مذهب مدنی دولت آمریکا چیست؟ به وضوح که مسیحیت نیست. صادقانه بگم که مذهب دولت ترامپ اسرائیلیسم است. دفاع از اسرائیل.»
پرسش از «مذهب مدنی» ایالات متحده از دیرباز در میان جامعهشناسان و پژوهشگران دین مطرح بوده است. آمریکا بهطور رسمی دولتی سکولار دارد و قانون اساسی آن از تأسیس دین رسمی جلوگیری میکند. با این حال، بسیاری از پژوهشگران معتقدند که در کنار ادیان سنتی، نوعی «مذهب مدنی» در فرهنگ سیاسی آمریکا شکل گرفته است؛ مجموعهای از نمادها، آیینها و باورهای مشترک که به هویت ملی معنا میدهد. سوگند به قانون اساسی، احترام به پرچم، ارجاع مکرر به مفاهیمی مانند آزادی و سرنوشت تاریخی ملت، و حتی استفاده از زبان دینی در سخنرانیهای سیاسی، همگی بخشی از این پدیده تلقی میشوند.
مفهوم «مذهب مدنی» را بهطور مشهور جامعهشناس آمریکایی رابرت بلّا در دههٔ 1960 صورتبندی کرد. از نگاه او، آمریکا دارای نوعی سنت معنویِ عمومی است که نه کاملاً دینی است و نه صرفاً سیاسی. این سنت نوعی روایت اخلاقی دربارهٔ مأموریت تاریخی کشور، ارزشهای بنیادین آن و مسئولیتهای شهروندان ارائه میدهد. در این چارچوب، ارجاع به خدا در سخنرانیهای رسمی یا مراسم یادبود ملی لزوماً به معنای پیروی از یک دین خاص نیست، بلکه بخشی از زبان نمادین مشترک جامعه محسوب میشود.
در کنار این چارچوب عمومی، جریانهای مذهبی خاصی هم در آمریکا شکل گرفتهاند. یکی از شناختهشدهترین آنها «صهیونیسم مسیحی» است. این اصطلاح به برخی گروههای پروتستان انجیلی اشاره دارد که باور دارند بازگشت یهودیان به سرزمین تاریخیشان بخشی از برنامه الهی در کتاب مقدس است.
در نگاه این جریان، تحولات خاورمیانه میتواند معنایی دینی داشته باشد و حتی به پیشگوییهای آخرالزمانی مرتبط شود. آنها معمولاً برای قوم یهود نقش خاصی در طرح نهایی خداوند قائلاند. البته این دیدگاه فقط مربوط به بخشهایی از انجیلیهاست و همهٔ مسیحیان چنین برداشتی ندارند. از این روست که تاکر کارلسون با درک همین موضوع میگوید «مذهب دولت ترامپ اسرائیلیسم است؛ دفاع از اسرائیل.»
ترامپ با تفسیر آخرالزمانیِ خود، خویش را یکی از فرماندهان این میدان میبیند؛ کسی که گویی وظیفه دارد زمینهٔ برپایی «معبد سوم» را فراهم کند. در این برداشت، وی خود را صرفاً یک عامل زمینی نمیداند، بلکه احساس میکند در مسیری قرار گرفته که با طرحی بزرگتر و ماورایی پیوند دارد. او هر رخداد را نشانهای میبیند و هر تصمیم را گامی در مسیری که به باور او باید نهایتاً به ظهور رویدادهای سرنوشتساز ختم شود. چنین نگرشی سبب میشود که اقدامات معمول و روزمرهاش، در نگاه خودش و پیروانش، معنایی آیینی و پیشگوییگونه پیدا کند؛ گویی در حال حرکت در داستانی است که پایان آن از پیش نوشته شده است.
در تفسیر آنان، معبد سوم نه صرفاً بنایی سنگی، بلکه نمادی از آغاز مرحلهای تازه در مسیر تاریخ مقدس است. آنان باور دارند که بازسازی این معبد، زمینهساز تحقق وعدههای الهی و رویدادهای عظیمِ آخرالزمانی خواهد بود؛ جایی که مرز میان امر زمینی و امر الهی از میان برداشته میشود. در این نگاه، برپایی معبد سوم مقدمهای است بر ظهور منجی و آغاز عصر تازهای از حاکمیت معنوی، و هر حرکت سیاسی یا مذهبی که به آن نزدیک شود، بهمنزلهٔ بخشی از نقشهای الهی تلقی میشود.
انتهای پیام/
