» فرهنگ و تاریخ باستان » ادبیات مکتب‌خانه‌ای عصر قاجار؛ حافظه پنهان فرهنگ تربیتی ایران
ادبیات مکتب‌خانه‌ای عصر قاجار؛ حافظه پنهان فرهنگ تربیتی ایران

ادبیات مکتب‌خانه‌ای عصر قاجار؛ حافظه پنهان فرهنگ تربیتی ایران

مرداد ۶, ۱۴۰۵ 002

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، طی سال‌های اخیر، بازخوانی متون آموزشی و فرهنگی دوره‌های تاریخی ایران، به‌ویژه عصر قاجار، توجه بسیاری از پژوهشگران را به خود جلب کرده است. یکی از عرصه‌های کمتر شناخته‌شده در این میان، ادبیات و متون مکتب‌خانه‌ای است؛ بخشی از فرهنگ عامه که نه‌ تنها در تربیت نسل‌های گذشته نقش اساسی ایفا کرده بلکه ردپای آن را می‌توان در شکل‌گیری زبان، روایت و هویت فرهنگی ایرانیان مشاهده کرد.

صائمه خراسانی، نویسنده و پژوهشگر فرهنگستان زبان و ادب فارسی، در کتاب خود «تبیین انواع ادبی در ادبیات مکتب‌خانه‌ای ایران (با تکیه بر روشی نظام‌مند)» با رویکردی روش‌مند به بررسی «انواع ادبی» در این متون پرداخته و الگویی بومی و علمی برای تحلیل ژانرهای ادبی در ادبیات فارسی عرضه کرده است.

اهمیت انواع ادبی و نیز آثار پژوهش بر مطالعات تاریخی، جامعه‌شناسی و زبان‌شناسی و تأثیر آنها بر تحلیل ادبیات مردمی و تربیتی ایران ازجمله موضوعاتی بودند که به بهانه بررسی کتاب «تبیین انواع ادبی در ادبیات مکتب‌خانه‌ای ایران» درباره آن‌ها با خراسانی گفتگو کردیم.

مشروح این‌گفتگو در ادامه می‌آید؛

خانم خراسانی شما مکتب‌خانه را یکی از حلقه‌های آموزش در ایران معرفی می‌کنید. مطالعه متون درسی قدیمی در عصر قاجاریه چه درک تازه‌ای از نظام آموزشی و فرهنگی آن دوره به ما می‌دهد که در منابع دیگر کمتر یافت می‌شود؟

داستان‌ها و متون درسی مکتب‌خانه‌ای قاجار بخش مهمی از حافظه جمعی و گنجینه زبانی ایرانیان را شکل دادند، این متون موجب به جا ماندن روایت‌ها، ضرب‌المثل‌ها، ادبیات تمثیلی و حتی قالب‌های وزنی برای شعر کودک شدند که بعدها نیز در ادبیات کودک معاصر ادامه یافتند و هویت فرهنگی را منتقل کردند. در مجموع مطالعه متون مکتب‌خانه‌ای قاجار دریچه‌ای به زندگی واقعی آموزشی، لایه‌های پنهان فرهنگ تربیتی، و تحولات ذهنیت جمعی ایرانیان می‌گشاید که در متون دیگر کمتر یافت می‌شود.

با توجه به تأکید بر اهمیت فرهنگ و ادبیات عامه، تعیین دقیق «انواع ادبی» در این حوزه چه کمکی به غنای پژوهش‌های ادبی معاصر می‌کند؟ چرا تشخیص نوع ادبی در ادبیات مکتب‌خانه‌ای تا این حد اهمیت دارد؟

تبیین انواع ادبی در حوزه فرهنگ و ادبیات عامه نقشی اساسی در غنای مطالعات ادبی معاصر و فهم دقیق‌تر متون ادبی مکتب‌خانه‌ای دارد زیرا طبقه‌بندی، تحلیل، و شناخت این انواع به پژوهشگران این امکان را می‌دهد که ساختارها، مضامین، کارکردها و تحولات فرهنگی و زیبایی‌شناختی این آثار را به درستی دریابند. همچنین شناخت و طبقه‌بندی انواع ادبی در متون عامه و مکتبخانه‌ای سبب می‌شود خواننده زمینه اصلی روایت، موضوع مسلط و هدف ضمنی متن که آموزش، سرگرمی، انتقال فرهنگ، تقویت اخلاق جمعی و … است را بهتر و دقیق‌تر تشخیص دهد.

در حقیقت بررسی و تعیین دقیق انواع ادبی در میراث مکتب‌خانه‌ای و فرهنگ عامه، به ایجاد یک نظام علمی و قابل اتکا برای تحلیل آثار ادبی غیررسمی و مردمی می‌انجامد و ابزار لازم را برای تحلیل تحولات فرهنگی، سلیقه ادبی و روحیات جامعه ایرانی در طول سده‌ها فراهم می‌کند. تبیین و طبقه‌بندی این نوع ادبی در ادبیات عامه، به‌ویژه متون مکتب‌خانه‌ای نقش بنیادینی در عمق و کیفیت پژوهش‌های ادبی معاصر ایفا می‌کند زیرا پژوهشگر را قادر می‌سازد در پرتو انتظاری که از نوع ادبی مسلط بر متن برای او ایجاد می‌شود مضامین، ساختار و کارکرد این متون را با دقت بیشتری تشخیص داده و ارتباط آنها را با فرهنگ، هویت، و زیباشناسی عامه نشان دهد.

مسئله اصلی پژوهش شما تعیین و تشخیص محتوای ادبیات مکتب‌خانه‌ای با ابزار نوع ادبی بود. این پژوهش دقیقاً چه خلأ یا ابهامی را در شناخت ما از این متون برطرف کرده‌؟

تعیین و تشخیص محتوای ادبیات مکتب‌خانه‌ای یا متونی از این دست سبب شده‌است ماهیت این آثار، هدف تولید و کارکرد واقعی‌شان با وضوح بیشتری درک شود. پیش از این بسیاری از متون مکتبخانه‌ای به دلیل نبود دسته‌بندی ادبی روشن با متون کلاسیک یا آثار تعلیمی و دینی اشتباه گرفته می‌شدند یا جایگاه خاصی در مطالعات ادبیات فارسی نمی‌یافتند؛ لذا تشخیص نوع ادبی بخش مهمی از ابهام موجود دربارۀ هدف نگارش، مخاطب، و زمینۀ اجتماعی متون مکتبخانه‌ای را رفع کرده‌است و با نگاهی عمیق‌تر می‌توان دریافت که این متون ابزار تربیتی بوده‌اند نه صرفاً آثار ادبی یا دینی. با این دسته‌بندی پژوهشگر می‌تواند نظام آموزشی، مقولات علمی و اجتماعی و تحول زبان و ادبیات در دورۀ قاجار را بهتر تحلیل کند و جایگاه این متون را در تاریخ آموزش ایران دقیقتر بفهمد.

شما دنبال «روش تعیین نوع ادبی متناسب با ادبیات ایران» بوده‌اید. نظریه‌های انواع ادبی غربی که غالباً به‌عنوان ابزار استفاده‌ می‌شوند به تنهایی برای تحلیل متون ایرانی مکتب‌خانه‌ای کافی نبودند؟ چگونه این ابزار را بومی‌سازی یا تعریف کردید؟

اتفاقاً این روشی که برای تعیین نوع ادبی ، عرضه شده در تمام ادبیات جهانی کاربرد دارد. در مقیاس کلی آنچه در ادبیات غربی تحت عنوان ژانر نامیده می‌شود به مقدار زیادی با نوع ادبی مصطلح در ادبیات فارسی منطبق هست. آنچه در هر دو ادبیات غربی و ایرانی به‌عنوان مشکل مشترک بیان می‌شود چگونگی تشخیص نوع ادبی غالب در متونی که بیش از یک نوع ادبی در آن استفاده شده‌، است. تحقیق و پژوهش حاضر در این کتاب به ارائه راهکاری نظام‌مند برای تعیین نوع ادبی یک متن می‎پردازد که مسبوق به سابقه نبوده است. آنچه در این روش از اهمیت به سزایی برخوردار است و حتی از نتایج تحقیق در ادبیات مکتب‌خانه‌ای می‌تواند مهمتر باشد تغییر ذهنیت از مطلق‎انگاری به کثرت‌انگاری (غالب) است که با ساختارهای نوین جامعه و ذهنیت مسلط نسل معاصرن یز هم‌راستاست. این روش برای رسیدن به نوع ادبی، ناگزیر به شمارش و استفاده کاربردی از مفهوم اکثریت در تعیین آن است.

از دیگر ویژگی‌های این روش ساخت‌یافتگی و نظام‌مند بودن آن است. بر مبنای این روش ابتدا متون به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم شده و سپس نوع ادبی هر بخش به روشی که در کتاب آورده شده تعیین می‌شود. آنگاه نوع ادبی متن اصلی و میزان فراوانی آن بر مبنای حضور بیشترین نوع موجود مشخص می‌شود.

در فصل چهارم، نتایج ساختاری شامل سه متغیر اصلی مضمون و محتوا، لحن و شیوۀ ارائه ذکر شده‌ است. چه‌طور تعریف این متغیرهای اصلی و (زیر عامل‌هایشان) به شما کمک کرد وجه غالب نوع ادبی را تعیین کنید؟

اگر بخواهیم کتاب را به دو قسمت اصلی تقسیم کنیم بخش اول و مهم‌تر آن ارائه الگو و تبیین روش استفاده از آن در تعیین نوع ادبی بوده و قسمت دوم آن به‌کارگیری این الگو در یکی از سخت‌ترین و پبچیده‌ترین متون عصر حاضر از نظر تعیین نوع ادبی بوده ‌است. در نگاه اول شاید قریب به اتفاق محققان، نوع ادبی ادبیات مکتب‌خانه ای را نوع تعلیمی تصور ‌کنند و این مهم باتوجه به آنکه متون برای تعلیم و تربیت کودکان استفاده می‌شده خیلی هم دور از انتظار نیست اما با استفاده از این روش مشخص گردید که در ادبیات مکتب‌خانه‌ای، تعداد زیادی از منابع آن در انواع دیگر ادبی (حماسی و غنایی) دسته‌بندی می‌شوند. واضح است انتظاری که از یک متن غنایی می‌رود با انتظاری که از یک متن تعلیمی و یا حماسی می‌رود یکسان نبوده و این انتظار و توقع، خود موجب تفسیر و توضیح متفاوت می‌گردد.

با توجه به اینکه متون مکتب‌خانه‌ای بخش مهمی از ادبیات عامه عصر قاجار را تشکیل می‌دهد نتایج حاصل از تبیین انواع ادبی در این کتاب، چه دریچه‌های جدیدی را برای پژوهش‌های آتی در حوزه‌های تاریخ، جامعه‌شناسی یا زبان‌شناسی عامه باز می‌کند؟

همان‌گونه که قبلاً توضیح داده شد تبیین نوع ادبی، به درک و فهم بیشتری از ادبیات عامه منتهی می‌شود. این شناخت بیشتر به خصوص در قسمت جامعه‌شناسی، می‌تواند سؤالات و کنجکاوی‌های بیشتری را به وجود آورده و با ورود پژوهشگران به این حوزه‌ها و جستجو برای پاسخ به سؤالات، فهم گسترده‌تری از وضعیت و ویژگی‌های جامعه در آن عصر حاصل گردد. از طرفی همیشه داستان‌ها و اساطیر، ریشه در واقعیت‌هایی در بطن اتفاقات جامعه داشته که گاه بنا به ملاحظاتی، آن واقعیت‌ها به صورت دگرگون شده در اسامی افراد و مکان‌ها و یا اغراق شده در شکل و نوع رخدادها بیان شده‌اند. چنانچه این داستان‌ها به صورت همزمان با سایر منابع تاریخی مقابله و مقایسه شوند، شاید به جنبه‌های تاریخی دیگری از رخدادها بتوان دست یافت. در خصوص تأثیر آن بر حوزه‌های زبان‌شناسی، با تفکیک گونه‌های تعلیمی، حماسی و غنایی الگوهای نحوی و واژگانی هر نوع را آشکار می‌کند و به تحلیل ساختار زبانی، بر پایه نقش و بافت کمک می‌کند.

شما ادبیات مکتب‌خانه‌ای را به‌عنوان داستان‌های شفاهی که مکتوب شده‌اند، تعریف کرده‌اید مکتوب شدن این داستان‌ها چه تأثیری بر ویژگی‌های روایی، زبانی و ساختاری آن‌ها گذاشته ‌است؟ آیا در فرآیند نگارش، چیزی از ویژگی‌های  شفاهی آنها حذف یا تعدیل شده‌است؟

مکتوب شدن داستان‌های شفاهی زبان را منظم‌تر، پیوسته‌تر و قابلِ استنادتر می‌کند در عینِ حال عناصر گفتاری مانند ضرب‌المثل‌ها یا تکیه‌کلام‌های محاوره‌ای ممکن است یا حفظ یا بازتعریف شود تا حس گفتار حفظ گردد. روایت به واسطه مقدمه، موضوع، استدلال و نتیجه‌گیری به صورت مکتوب غالباً خطی‌تر و سامان‌یافته‌تر می‌شود، اما گاه حتی در متن مکتوب نیز می‌توان نشانه‌های ساختاربندی شفاهی مانند تکرارهای درون‌‌متنی یا انتقال غیرخطی موضوع را دید. زبان مکتوب معمولاً دقیق‌تر، روشن‌تر، و قابلِ ارجاع می‌شود درحالی که زبان شفاهی بیشتر ویژگی‌های سمعی – شنیداری و آهنگ گفتار را حفظ می‌کند و امکان چند پهلوگویی یا اطناب را ایجاد می‌کند.

در نتیجه مکتوب شدن هم به ثبات متن، هم به قابلیت تحلیل ادبی و هم به سهولت آموزش و پژوهش کمک می‌کند و گاهی از طریق انتخاب‌های نگارشی، حس روایت شفاهی را حفظ یا تقویت می‌نماید.

ادبیات مکتب‌خانه‌ای که زیرمجموعه ادبیات عامه است، چه تفاوت‌های اساسی‌ای از نظر محتوایی، زبانی و سبکی با ادبیات دربار یا ادبیات رسمی و فاخر عصر قاجار دارد؟ آیا می‌توان این متون را یک واکنش یا جایگزین برای ادبیات رسمی تلقی کرد؟

ادبیات مکتب‌خانه‌ای یا ادبیات عامه قاجار زبانی ساده‌تر و محاوره‌ای دارد و از نظر محتوایی مرتبط با زندگی روزمره، تربیت خانوادگی و روایت‌های مردمی دارد، اما دربار و ادبیات رسمی نیز به مدح، تاریخ‌نگاری رسمی، و بلاغت متمایل‌اند این دو مجموعه اغلب به شیوه‌های متفاوتی برای مخاطبان متفاوت نوشته شده‌اند. از نظر کارکرد، ادبیات رسمی هدف مشروعیت‌بخشی و تقویت ساختار قدرت دارد درحالی که ادبیات مکتب‌خانه‌ای به انعکاس تجربه‌های عامه و نقد اجتماعی دست می‌یابد و به فهم عمومی نزدیک‌تر است.

بنابراین می‌توان گفت ادبیات مکتب‌خانه‌ای می‌تواند واکنش و گاه جایگزینی نسبت به ادبیات رسمی باشد، اما دقیقاً یک جایگزین کامل نیست.

متون مورد بررسی، متون چاپ سنگی هستند که معمولاً با تصویرگری‌های ابتدایی همراه بوده‌اند. آیا در این پژوهش، به نقش عنصر دیداری (تصاویر) در تعریف نوع ادبی یا درک محتوای آین آثار توجه‌ شده‌است؟

استفاده از تصاویر در این متون بیشتر کارکرد ایجاد جذابیت برای خوانندگان، به‌ویژه کسانی که خواندن و نوشتن را بلد نبوده و یا کم بلد بوده‌اند داشته ‌است. صرف کشیدن یک یا دو تصویر محدود از بیشمار، صحنه‌های موجود در داستان به هیچ عنوان نمی‌تواند کارکرد تفسیری داشته باشد مضاف بر آنکه خود این تصاویر که گاهی منطبق بر داستان هم نیست می‌تواند نوعی برداشت از داستان توسط شخص ثالث (غیر از نویسنده و خواننده) را رقم بزند که با نتیجه مورد انتظار مؤلف زاویه داشته باشد. از این رو تعمّداً موضوع تصاویر در بررسی‌های صورت گرفته مورد استفاده قرار نگرفته ‌است .

انواع ادبی شامل چهار نوع ادبی غنایی، حماسی، تعلیمی و نمایشی است. اما در الگوی ارائه شده شما، نوع نمایشی حضور ندارد. چرا؟

مطابق بررسی‌های مفصلی که صورت گرفته، آن‌چه از نظر مضمون و محتوا در این آثار به چشم می‌خورد در زیر مجموعه یکی از سه گانه فوق (غنایی، تعلیمی، حماسی) قرار می‌گیرد و آنچه که اضافه بر مضمون در آثار نمایشی وجود دارد به لحن و شیوه ارائه بازیگران برمی‌گردد که در الگوی پیشنهادی به تفصیل به آن پرداخته شده و خود این آثار نمایشی را می‌توان در هر یک از انواع ادبی سه گانه دسته‌بندی نمود. دلیل فرعی بعدی نبود آثار قابل اعتنا با این سبک در ادبیات مکتب‌خانه‌ای است و سوم اینکه به نظر می‌رسد نمایشی بودن یک اثر بیشتر به گونه ادبی آن اثر مرتبط باشد تا به نوع ادبی.

گفتگو از الهام قاسمی

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×