از اراده تا نهاد؛ میراث ماندگار امام شهید انقلاب
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، رضا ناصری استاد دانشگاه و پژوهشگر حوزه علوم ارتباطات در نشست علمی با موضوع نهادسازی و تثبیت ساختارها در ایران نوین؛ میراث ماندگار آیتالله خامنهای(ره) تاکید کرد، ماندگاری یک رهبر، بیش از آنکه در تصمیمهای مقطعی و رخدادهای روزمره نمود یابد، در ساختارهایی آشکار میشود که توان استمرار، بازتولید و هدایت جامعه را در بلندمدت پیدا میکنند.
این پژوهشگر حوزه علوم ارتباطات در ابتدای سخنان خود در این نشست با اشاره به تفاوت میان اثرگذاری کوتاهمدت و ماندگاری تاریخی، اظهار داشت: تاریخ سیاست، رهبران را صرفاً بر اساس تصمیمهای روزانه یا موفقیتهای مقطعی قضاوت نمیکند، بلکه آنچه در حافظه تاریخی ملتها باقی میماند، کیفیت ساختارهایی است که پس از پایان دوره حضور یک رهبر نیز به حیات خود ادامه میدهند.
وی افزود: مهمترین معیار سنجش یک رهبری، توانایی تبدیل اراده به نهاد است؛ زیرا اراده، امری شخصی و وابسته به زمان محسوب میشود، اما نهاد، تجسم عینی یک اندیشه در بستر تاریخ است و امکان استمرار آن اندیشه را در نسلهای آینده فراهم میکند.
ناصری با تبیین تفاوت بنیادین میان مدیریت و نهادسازی، خاطرنشان کرد: مدیریت، هنر اداره وضعیت موجود است، در حالی که نهادسازی، هنر خلق آینده به شمار میآید. مدیریت، مسائل امروز را سامان میدهد، اما نهادسازی ظرفیت حل مسائل آینده را ایجاد میکند و جامعه را از وابستگی به اشخاص رهایی میبخشد. از این رو، جامعهای که همه امور خود را به حضور دائمی مدیران گره میزند، در برابر تغییر افراد آسیبپذیر خواهد بود، اما جامعهای که قدرت را در قالب قواعد، ساختارها و سازوکارهای پایدار سازماندهی میکند، امکان استمرار پیشرفت را حتی در شرایط تغییر نسلها و دولتها حفظ خواهد کرد. بنابراین اهمیت رهبری در توان تبدیل تصمیم به قاعده، قاعده به سازمان، سازمان به فرهنگ و فرهنگ به نظامی پایدار نهفته است؛ فرآیندی که سبب میشود اندیشه از سطح اراده فردی عبور کرده و به بخشی از زیست اجتماعی یک ملت تبدیل شود.
این پژوهشگر حوزه علوم ارتباطات با اشاره به تجربه جمهوری اسلامی ایران تصریح کرد: یکی از مهمترین ابعاد میراث آیتالله خامنهای(ره) را باید در معماری نهادی جستوجو کرد؛ میراثی که تنها مجموعهای از سیاستها و برنامههای اجرایی نیست، بلکه تلاشی مستمر برای سازماندهی ظرفیتهای کشور در قالب ساختارهای ماندگار محسوب میشود. در چنین رویکردی، مسئله اصلی تنها اداره روزمره کشور نیست، بلکه طراحی سازوکارهایی است که حتی با تغییر دولتها، تحولات اجتماعی و پیچیدهتر شدن محیط بینالمللی نیز توان اصلاح، بازآفرینی و استمرار خود را حفظ کنند.
دکتر ناصری در ادامه سخنان خود با تأکید بر اینکه تمدنها زمانی دچار افول میشوند که همه چیز به اشخاص وابسته شود، اظهار داشت: هرگاه شخصیتها جای نهادها را بگیرند، با تغییر افراد، مسیر جامعه نیز دچار گسست خواهد شد؛ اما جامعهای که قدرت را در میان نهادهای پایدار توزیع میکند، از آسیبهای ناشی از تغییر نسلها و جابهجایی مدیران مصونتر خواهد بود. از این سو، نهادسازی را میتوان نوعی غلبه بر زمان دانست؛ زیرا در این فرآیند، اندیشه از عمر طبیعی صاحبان خود فراتر میرود و در قالب ساختارهای اجتماعی به حیات ادامه میدهد.
این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنان خود، نهاد را صرفاً یک سازمان اداری ندانست و بیان کرد: نهاد، حافظه زنده یک ملت است؛ حافظهای که تجربهها را انباشته میکند، خطاها را اصلاح میکند، دانش را انتقال میدهد و امکان یادگیری جمعی را برای جامعه فراهم میآورد. از این منظر، جامعهای که فاقد نهادهای کارآمد باشد، ناچار خواهد بود هر نسل، مسیر توسعه را از نقطه آغاز تجربه کند، اما جامعه دارای نهادهای پایدار، تجربه تاریخی خود را حفظ کرده و آن را به سرمایهای برای آینده تبدیل میکند؛ سرمایهای که یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت ملی به شمار میرود.
وی با اشاره به شرایط کنونی جمهوری اسلامی ایران اظهار داشت: بخش مهمی از پایداری کشور در برابر بحرانهای منطقهای، فشارهای اقتصادی، جنگهای ترکیبی و تحولات شتابان جهانی، تنها به منابع مادی وابسته نیست، بلکه نتیجه شکلگیری سازوکارهایی است که امکان تصمیمسازی، هماهنگی، یادگیری و بازسازی مستمر را فراهم کردهاند. از همین رو، قدرت ملی، پیش از آنکه در تجهیزات و امکانات جلوه پیدا کند، در کیفیت ساختارهایی نهفته است که بتوانند ظرفیتهای پراکنده را به کنشی هماهنگ و هدفمند تبدیل کنند و میان اجزای مختلف جامعه پیوندی مؤثر برقرار سازند.
این پژوهشگر حوزه علوم ارتباطات با تأکید بر اینکه نهادسازی به معنای افزایش تعداد سازمانها نیست، تصریح کرد: گاه تکثیر سازمانها نشانه ضعف نهادی است، نه قدرت نهادی؛ زیرا نهاد واقعی، ساختاری است که بتواند میان ارزشها، قواعد، مسئولیتها و کنش اجتماعی ارتباطی پایدار ایجاد کند. همچنین نهاد زمانی زنده خواهد بود که فرهنگ تولید کند، اعتماد اجتماعی را افزایش دهد، مسئولیتپذیری را تقویت کند و جامعه را به مشارکت فعال در عرصههای مختلف فرا بخواند. بر همین اساس، معماری نهادی بیش از آنکه یک پروژه اداری باشد، پروژهای فرهنگی و تمدنی محسوب میشود.
وی در ادامه سخنان خود با اشاره به مفهوم ایران نوین اظهار داشت: این مفهوم را نمیتوان تنها با شاخصهای اقتصادی یا سیاسی توضیح داد، بلکه ایران نوین پیش از هر چیز تلاشی برای عبور از حکمرانی فردمحور به حکمرانی ساختارمحور است؛ الگویی که در آن قواعد جای سلیقه، نهادها جای اشخاص و فرآیندها جای تصمیمهای مقطعی را میگیرند. از همین رو، هر اندازه این تحول عمیقتر شود، امکان استمرار پیشرفت نیز افزایش خواهد یافت و نهادسازی به مهمترین سرمایه آینده کشور تبدیل خواهد شد.
رضا ناصری در پایان این نشست تأکید کرد: رهبران ماندگار، بیش از آنکه دغدغه حضور شخصی خود را داشته باشند، دغدغه استمرار مسیر را دنبال میکنند. چنین نگاهی سبب میشود آینده جامعه نه بر پایه وابستگی به افراد، بلکه بر پایه تقویت سازوکارهای پایدار و نهادهای کارآمد شکل گیرد. همچنین اگر قرار باشد میراث یک رهبر در افق بلند تاریخ ارزیابی شود، باید پرسید چه چیزی پس از پایان دوره مسئولیت، همچنان به تولید قدرت، انسجام و پیشرفت ادامه خواهد داد. پاسخ این پرسش را باید در نهادها جستوجو کرد؛ زیرا نهادها تجسم عینی اندیشهاند و امکان عبور اندیشه از مرز زمان را فراهم میکنند. بنابراین میراث ماندگار امام شهید انقلاب را میتوان در تلاش مستمر برای تبدیل اراده به ساختار، ساختار به فرهنگ و فرهنگ به بنیانی پایدار برای ایران نوین ارزیابی کرد؛ بنیانی که با تقویت، اصلاح و بازآفرینی مستمر، ظرفیت حفظ دستاوردهای گذشته و گشودن افقهای تازه برای پیشرفت و تمدنسازی را در اختیار کشور قرار میدهد.
انتهای پیام/
