اعتراف به کیشوماتشدن در شطرنج مقاومت
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در جغرافیای سیاسی معاصر، آنجا که غبار جنگهای تمدنی برخیزد، حقیقت نه در هیاهوی استودیوهای پرزرقوبرق ریاض ـ لندن، که در اعترافات تلخ و دیرهنگام استراتژیستهای کهنهکار غربی رخ مینماید. امروز که از «دست برتر ایران» سخن بهمیان میآید، این نه ادعای یک رسانه داخلی، بلکه واگویهٔ پشیمانی رئیس سابق سرویس اطلاعات مخفی بریتانیاست؛ مردی که عمر خود را در دالانهای تاریک جاسوسی گذرانده و اکنون با صراحتی دردناک برای جبهه استکبار، لب به سخن گشوده است: «ایران ابتکار عمل را بهدست گرفته است.»، این جمله، بهمثابه پتکی است بر پیکرهٔ پوشالی جریانهای رسانهای صهیونیستی و در رأس آنها شبکه «اینترنشنال»؛ همان بوقهای تبلیغاتی که ماههاست با وارونهنمایی واقعیت، سعی در القای انزوای ایران داشتند، اما اکنون باید برای مخاطب ماتزدهٔ خود توضیح دهند که چگونه «ایران تحتتحریم»، از ژوئن گذشته و پس از آتشبس جنگ 12روزه، توانسته است نظم نوین نظامی خود را بر منطقهای تحمیل کند که پیشتر حیاطخلوت ناتو تصور میشد.
آنچه پیر اطلاعاتی بریتانیا را به تحسین توأم با هراس واداشته، هوشمندی ناب ایرانی در مهندسی «زمان» و «مکان» است. او بهدرستی دریافته است که ایرانیها با درک عمیق از تحولات پس از آتشبس، دست به یک جراحی بزرگ در ساختار دفاعی خود زدند؛ تقسیم توانمندیهای نظامی و تفویض اختیار عمل به مراکز عملیاتی، بهگونهای که هر گره از این شبکه نفوذناپذیر، خود بهتنهایی یک ستاد فرماندهی مستقل و مقتدر باشد، اما در این میان، سؤالی که چونان خاری در چشم بدخواهان و پرسشی مکرر در ذهن جویندگان حقیقت میخلد، این است: چرا در کوران جنگ 12روزه، آن قائد مقتدر و شهید عزیزمان که حضورش لرزه بر اندام صهیونیسم میانداخت، با آتشبس موافقت کرد؟ پاسخ به این پرسش، نه در ادبیات دیپلماتیک مرسوم، که در بطن کلام وحی و استراتژیهای کلان «دفاع حکیمانه» نهفته است.
قرآن کریم در آیه 16 سوره مبارکه انفال، با صراحتی لایتغیر، مرز میان «عقبنشینیِ مذموم» و «تغییر تاکتیک ممدوح» را ترسیم فرموده است: «وَمَن يُوَلِّهِمْ يَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفًا لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيِّزًا إِلَى فِئَةٍ…». خداوند متعال هرگونه پشت کردن به دشمن را سزاوار خشم الهی میداند، مگر در دو حالت استراتژیک؛ نخست برای انتخاب محلی جدید جهت ادامه نبرد (متحرّفاً لقتال) و دوم برای پیوستن به گروهی تازه برای حملهای سهمگینتر (متحیّزاً الی فئة). آن آتشبس تاریخی، نه پایان نبرد، که دقیقاً مصداق همین هندسهٔ قرآنی بود. شهید بزرگوار ما با آن نگاه نافذ و قدسی، دریافت که برای درهم کوبیدن نهایی هیمنهٔ پوشالی دشمن، نیاز به یک «تنفس استراتژیک» است. آتشبس پذیرفته شد تا ماشین جنگی مقاومت، نه برای سکون، بلکه برای «جابهجایی کوبنده» بازسازی شود،
این همان نقطهای است که تحلیلگران مزدور در رسانههایی چون اینترنشنال، از درک آن عاجز بودند و آن را به پای ضعف نوشتند؛ غافل از آنکه در آن روزهای سرنوشتساز، لشکری از مخلصان، از جمله مجاهدانی چون شهید پاکپور، زمین را درنوردیدند. بهگواه همراهان، حجم مأموریتها و سفرهای عملیاتی این سردار رشید در آن بازه زمانی، با کل دوران جنگ تحمیلی برابری میکرد. آنها وجب به وجب خاک جبهه مقاومت را چک کردند، آماده ساختند و توانمندیهای موشکی و ادوات نظامی را چنان در زمین پخش نمودند که از آن پس، دشمن با یک «نقطه» روبهرو نباشد، بلکه با «هزاران نقطه شلیک» مواجه گردد که سربرآوردن از هر یک، بهمعنای نابودی بخشی از پیکرهٔ استکبار است.
اقتدار امروز محور مقاومت، که لرزه بر تن استراتژیستهای لندنی انداخته، میوهٔ همان تدبیر ویژه و قرآنی رهبران شهید ماست. جابهجایی نیروها، تجهیز قوای تازهنفس به سلاحهای بهروزتر و فریب دشمن در محاسبات میدانی، همگی قطعات پازلی بودند که امروز «ابتکار عمل» را به دست ایران سپردهاند. اگر امروز دشمن در لاک دفاعی فرو رفته است و رسانههای صهیونیستی با دلارهایی که بوی خون میدهند، تنها به دروغپراکنی مشغولند، به این دلیل است که آنها در شطرنج قدرت، کیشومات همان آتشبسی شدند که گمان میکردند فرصتی برای نجاتشان است، حال آنکه آن زمان، فصل کاشتن بذرهای «طوفان» بود و امروز، فصل دروی خاکسترهای باقیمانده از رؤیای نیل تا فرات.
ایران امروز، نهتنها در میدان نبرد سخت، بلکه در جنگ تمدنی، چنان دست برتری دارد که حتی دشمنان سوگندخوردهاش نیز، ناچار به تعظیم در برابر این تدبیر علوی(ع) و اقتدار نبوی(ص) گشتهاند.
انتهای پیام/+
