افقهایی که پس از جنگ سر برمیآورند
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، نشست علمی با عنوان« افقهای پساجنگ؛ گفتوگوهایی برای آینۀ نو» چهارشنبه 26 فروردین ماه 1405 به همت انجمن فلسفه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم و با همکاری علوم انسانی اسلامی آیه حجتالاسلام و المسلمین با موضوع آینده ایران پس از جنگ و نظم نوین جهانی با حضور حجت الاسلام و المسلمین دکتر رضا ملایی برگزار شد.
دکتر ملایی در آغاز سخنان خود با اشاره به وضعیت پرتنش منطقه اظهار کرد که آنچه امروز تجربه میکنیم تنها یک حمله یا یک درگیری نیست؛ ما در فرآیندی از جنگ قرار گرفتهایم و همچنان در مرحلهای از آن به سر میبریم و بر اساس شواهد و روندهای موجود احتمال وقوع حملات دیگر نیز دور از ذهن نیست و همین پرسش محوری را ایجاد میکند که سرنوشت منطقه پس از فروکشکردن این تنشها چه خواهد شد. وی با اشاره به این که برخی تحلیلها با نگاه دینی و هستیشناختی به تحولات منطقه مینگرند و در نتیجه پاسخی روشن برای وضعیت کنونی ارائه میکنند، خاطرنشان کرد که طیفی دیگر نیز وجود دارد که میکوشد از زاویهای متفاوت و با رویکردی کمتر الهیاتی به ماجرا نگاه کند و همین تفاوت زاویه دید سبب میشود مسئلۀ پسا جنگ تنها منحصر به بازسازی خسارتها نباشد، بلکه نیازمند تأمل درباره شکلگیری نظمی تازه نیز باشد.
حجت الاسلام و المسلمین ملایی با طرح این پرسش که پس از شکلگیری یک نظم جدی در منطقه آیا بار دیگر شاهد تنش خواهیم بود؟ تصریح کرد که پاسخ به این پرسش تعیینکننده نوع مواجهه ملتها با آینده است و تأکید کرد که بنیاد مسئله در این است که پسا جنگ یک دوره سکون یا آرامش کامل نخواهد بود بلکه مرحلهای است که در آن تلاقی قدرتها و بازیگران جهانی، مسیرهای تازهای را برای منطقه و جهان رقم میزند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به وضعیت ایالات متحده در نظم رو به چندقطبی شدن جهان، خاطرنشان کرد: اکنون باید پرسید قطب آمریکایی در ساختار جدید جهان چه موقعیتی خواهد داشت؟ نسبت کشورهای منطقه با آن چگونه تعریف خواهد شد؟ و آیا افول نسبی این قدرت به معنای حاشیهنشینی آن است؟» او افزود که این پرسشها بخشی از همان افقهای دوردستی است که پس از جنگ معنا پیدا میکند.
عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی با پرداختن به ماهیت نظم آمریکایی، گفت که این نظم بر پایه نظام سرمایهداری شکل گرفته؛ نظامی که بنیان آن بر سود بیپایان استوار است و این سود بیپایان، شاخصهای است که نظام سرمایهداری را از دیگر الگوهای اقتصادی متمایز میکند. او در توضیح سازوکارهای این نظام افزود که سرمایهداری معاصر بخشی از نیازهای خود را از طریق فراملیسازی تولید تأمین کرده است و به این معنا که شرکتهای بزرگ در کشورهایی که توسعهیافته نیستند اما نیروی کار ارزان دارند، کارخانه و ساختارهای تولیدی ایجاد کردهاند.
وی در ادامه با اشاره به مهاجرت نخبگان به عنوان ابزار دوم این نظام گفت که این مهاجرت ابزاری برای بازتولید علمی، فناورانه و انسانی در کشورهای مرکزی اقتصاد سرمایهداری بوده است و این دو ساز و کار اکنون با چالشهایی جدی مواجه شدهاند و همین امر نشانههای گسست در نظام سرمایهداری جهانی را تقویت کرده است و افول نظام سرمایهداری و پدیدارشدن امکان برای نظامهای جدید، بخشی از افقهای پسا جنگ است. همچنین جهان در سالهای اخیر با سطحی از بینظمی ساختاری روبهرو شده که بیسابقه است. این بینظمی تنها یک اختلال زودگذر نیست بلکه نشانهای از ورود جهان به دورهای است که در آن نظمهای پیشین فرو میریزند و نظمهای جدید هنوز تثبیت نشدهاند.همچنین غرب آسیا سرشار از کریدور، انرژی و ظرفیتهای تمدنی است و هر نظمی که در جهان آینده شکل گیرد، بیتردید نسبت ویژهای با این منطقه خواهد داشت و درک موقعیت ایران نیز بدون درک شبکه پیچیده نظام جهانی ممکن نیست.
دکتر ملایی در پایان تصریح کرد که تحولات ایران در دهه 30 شمسی و ماجرای ملیشدن صنعت نفت نمونهای از همین درهمتنیدگی با ساختار جهانی قدرت بود و همان رویداد، قدرتهای بزرگ را به تکاپو واداشت تا با وقوع کودتا، مسیر تحولات ایران را به سمت دیگری سوق دهند؛ موضوعی که به باور او امروز نیز باید با دقت در آینه تاریخ خوانده شود و دوره پسا جنگ جغرافیایی ناشناخته است؛ جغرافیایی که نه صرفاً از دل ویرانهها بلکه از لابهلای بازتعریف قدرتها، بازیگران جدید و نظمهای نوظهور سر برمیآورد.
انتهای پیام/
