» فرهنگ و تاریخ باستان » بخت بلندی که نصیب ملت ایران شد
بخت بلندی که نصیب ملت ایران شد

بخت بلندی که نصیب ملت ایران شد

تیر ۲۳, ۱۴۰۵ 005

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، رهبر شهید انقلاب یکی از عاشقان راستین زبان فارسی بود،  این عشق و توجه رهبر شهید انقلاب به زبان فارسی تنها در بعد نظریه‌پردازی نبود،  نگاه ایشان به زبان فارسی، نگاهی جامع و فراتر از مرزهای جغرافیایی بود. ایشان زبان فارسی را نه فقط میراثی برای حفظ گذشته، بلکه «زیرساختی راهبردی» برای آینده و مسیری قدرتمند برای انتقال پیام‌های معرفتی و آرمانی انقلاب اسلامی به جهان می‌دانستند. در منظومه‌ فکری ایشان «زبان و ادبیات»، نه یک تفننِ حاشیه‌ای، بلکه در متنِ استراتژیِ تمدن‌سازی جای داشت.

یکی از ابعاد توجه رهبر شهید انقلاب به حوزه زبان فارسی،  دیدار سالیانه با شاعران بود که هر ساله  نیمه ماه مبارک رمضان برگزار می‌شد و به یک سنت در جامعه ادبی کشور تبدیل شده بود. حضور رهبر شهید انقلاب میان شاعران و اهل‌ قلم، مربوط و محدود به سال‌های اخیر نبود، ایشان به‌روایت شاعرانی چون اخوان ثالث و امیری فیروزکوهی، پای ثابت برخی از انجمن‌ها در مشهد و بعد در تهران بودند. دیدار شاعران با ایشان در دوره ریاست جمهوری و در زمان رهبری نیز ادامه داشته و مشغله‌ها مانع برگزاری این نوع جلسات نشده بود.

استمرار این جلسات طی سال‌های گذشته پیام‌ها و تأثیرات مختلفی را بر جریان شعر کشور گذاشته بود؛ به‌طوری که از آن با عنوان یکی از تأثیرگذارترین اتفاقات در حوزه ادبی و زبان فارسی یاد می‌شود. نگاه متفاوت ایشان به مقوله شعر و زبان فارسی سبب دلگرمی بسیاری از شاعران شده بود. ایشان شعر را تمدن‌ساز می‌دانستند و از آن با تعابیر مختلفی چون میراث ملی و هنر کهنه‌نشدنی یاد می‌کردند؛ این در حالی است که عموماً شعر در نظر اکثر مسئولان در دوره‌های مختلف، به زینت المجالس بودن خلاصه شده بود.

یکی از جلوه‌های مهم این نگاه، توجه ویژه رهبر انقلاب به شاعران افغانستانی در دیدارهای شعری بود. ایشان معتقد بودند که افغانستان یکی از اصلی‌ترین مراکز زبان فارسی است و باید زبان فارسی در آن اوج بگیرد.  شناخت رهبر شهید از جامعه ادبی افغانستان همواره یکی از شگفتی‌های  جامعه مهاجران افغانستانی در سال‌های اخیر بوده است، خبرگزاری تسنیم درباره  توجه رهبر انقلاب به حوزه زبان فارسی ، جامعه مهاجران افغانستانی و شاعران مهاجر داشتند، با محمدکاظم کاظمی گفت‌وگو کرده است،  این گفت‌وگو به شرح ذیل است: 

*تسنیم: رهبر شهید انقلاب نگاه ویژه‌ای به مهاجران افغانستانی داشتند؛ از جمله دستوری که ایشان برای آموزش کودکان افغانستانی صادر کردند، این نگاه چقدر در تغییر نگرش جامعه نسبت به موضوع مهاجرین و بهبود شرایط نسل جدید آن‌ها مؤثر بود؟

اگر بخواهم به طور خاص به موضوع آموزش دانش‌آموزان مهاجر و رفع تنگناها و محدودیت‌های تحصیلی آن‌ها اشاره کنم، باید بگویم این تصمیم که با فرمان صریح رهبر معظم انقلاب عملی شد، گره بزرگی را از کار مهاجران گشود.چرا که بازماندن فرزندان مهاجران از تحصیل، پیامدها و اثرات منفی بسیاری داشت. 

واقعیت این است که وقتی بخشی از یک جامعه از رشد و آموزش بازمی‌ماند، کل آن جامعه آسیب می‌بیند؛ هم از لحاظ روحی، هم تربیتی و هم توسعه‌ای. طبیعی است که در چنین شرایطی جنبه‌های منفی و ناهنجاری‌های اجتماعی مانند بزهکاری، خلاف و ناکارآمدی افزایش یابد. در حالی که برخورداری از یک جامعه مهاجرِ باسواد و دانا، بدون شک برای کل جامعه میزبان سودمندتر و امن‌تر است.

همواره این تنگنا و دشواری برای خانواده‌ها و دانش‌آموزان مهاجر وجود داشت. اما در مقطعی که رهبری دستور دادند ثبت‌نام کودکان مهاجر ـ حتی آن‌هایی که هیچ مدرک هویتی ندارند ـ در مدارس انجام شود، کمک و گشایش بسیار بزرگی رخ داد. بسیاری از فرزندان مهاجران با این دستور وارد چرخه رسمی آموزش شدند و اثرات و ثمرات این تصمیم حکیمانه قطعا در درازمدت خود را نشان خواهد داد.

برای تقریب به ذهن، یک نمونه عینی و مرتبط با این موضوع عرض می‌کنم. کتابی به نام «دور برگردان» منتشر شده که روایتگر خاطرات یکی از فرماندهان لشکر فاطمیون است. این فرمانده اتفاقاً در نوجوانی به دلیل محدودیت‌ها از مدرسه و تحصیل بازمانده و به همین خاطر به سمت امور خلاف کشیده شده بود؛ به گونه‌ای که خودش در کتاب روایت می‌کند جزو اشرار و چاقوکش‌های محل به حساب می‌آمد و اهالی محل از دست او در عذاب بودند. 

تازه ترین سروده‌های شاعران لبنانی در رثای رهبر شهید انقلاب

اما در اثر یک اتفاق و تلنگر روحی، از گذشته خود پشیمان می‌شود، به حرم می رود و توبه می کند،  بعد به  سوریه می رود و یکی از فرماندهان فاطمیون می شود. در بخشی از خاطراتش آمده که روزی با سردار شهید حاج قاسم سلیمانی همراه بوده و سردار از وضعیت تحصیلی او می‌پرسد. وقتی این فرمانده ماجرای زندگی و محرومیت خود از تحصیل را تعریف می‌کند، حاج قاسم بسیار متأثر می‌شود و می‌گوید: باید برنامه‌ای بریزیم که همه بچه‌های فاطمیون که از تحصیل بازمانده‌اند، در همین سوریه یا به هر شکل دیگری، زمینه آموزش و تحصیل برایشان فراهم شود. 

این یک نمونه عینی از عوارض اجتماعیِ محرومیت از تحصیل است. این شخص به لطف خدا عاقبت‌به‌خیر شد و مسیر زندگی‌اش تغییر کرد، اما ده‌ها و صدها کودک دیگر که از تحصیل بازمی‌مانند، ممکن است به جای شکوفایی استعدادهایشان، به سمت آسیب‌های اجتماعی کشیده شوند. از همین رو، فرمان رهبری اهمیت استراتژیک داشت و تأثیر عمیقی  گذاشت. هرچند متأسفانه برخی مسئولان اجرایی در حوزه مهاجرین، آن‌گونه که خود ایشان دغدغه داشتند، پیگیر امور نیستند و به همین دلیل هنوز گاهی با تنگناهای سلیقه‌ای مواجه می‌شویم؛ اما نقش و اراده شخص اول کشور در این مسیر همواره راهگشا و موثر بوده است.

*تسنیم: رهبر انقلاب همواره یکی از مشوقان اصلی جریان شعر مهاجرین بوده‌اند. درباره حضور شاعران افغانستان در دیدارهای سالانه رهبری با شاعران بفرمایید؛ این حضور چه بازتاب‌هایی داشت؟

یکی از رخدادهای بسیار ارزشمند و مستمر در دیدارهای نیمه رمضان رهبر انقلاب با شاعران، حضور پررنگ شاعران افغانستان در کنار شاعران ایران بود. ایشان همواره عنایت و توجه خاصی به شعر و ادبیات افغانستان داشتند. شناخت ایشان از ادبیات معاصر افغانستان شگفت‌انگیزبود؛ در بسیاری از دیدارها سراغ شاعرانی را می‌گرفتند که حتی شاید برخی از ما با آن‌ها آشنایی نزدیکی نداشتیم. مثلاً چند بار از بنده سراغ مرحوم «ضیا قاری‌زاده» را گرفتند که کجاست و چه می‌کند؟؛ یا از دیگر شاعرانی که از دوره جوانی با آثارشان مأنوس بودند، احوال‌پرسی می‌کردند.

یادم هست در یکی از جلسات، پس از چند سال وقتی مجری برنامه (آقای ساعد باقری) از من برای شعرخوانی دعوت کرد، بنده  گفتم اگر امکان دارد، شاعران جوان‌تر شعر بخوانند. اما آقا خطاب به من فرمودند: ما چند سال است که از شاعران افغانستان شعری نشنیده‌ایم، شما حتماً بخوانید.

این نوع برخورد، بازتاب بسیار مثبتی در میان جامعه مهاجر داشت و به آن‌ها روحیه و احساس سرافرازی می‌بخشید. چرا؟ چون در جامعه‌ای که تصویر غالب از افغانستانی‌ها  کارگر ساده یا افراد کم‌سواد است، دیدن چهره‌های فرهنگی و متخصصان افغانستانی که مورد توجه و تکریم شخص اول کشور قرار می‌گیرند، این تصویر کلیشه‌ای را به شدت به چالش می‌کشید.

حضور شاعران افغانستانی در این محفل هم تصویر دیگری از مهاجران افغانستانی به جامعه ایران نشان داد و هم  هم‌وطنان ما از این حضور احساس افتخار می‌کردند؛ حتی دانش‌آموزان افغانستانی فیلم‌های شعرخوانی شاعران خود را در مدرسه به همکلاسی‌های ایرانی‌شان نشان می‌دادند و با افتخار می‌گفتند: «ببینید، شعر شاعر ما در حضور رهبری خوانده شده و مورد تشویق قرار گرفته است.» این اتفاقات مایه دلگرمی بزرگی بود.

علاوه بر این، پخش رسانه‌ای این دیدارها موجب شناخت بیشتر و معرفی جامعه ادبی افغانستان به بدنه ادبی و هنری ایران شد. حتی مسئولان فرهنگی حاضر در جلسه نیز نگاهشان تغییر می‌کرد و زمینه‌ساز همکاری‌های بعدی می‌شد. به عنوان نمونه، در یکی از همین دیدارها پس از شعرخوانی بنده، آقای حداد عادل مرا کنار کشیدند و دعوت کردند که به فرهنگستان زبان و ادب فارسی بروم. پس از آن دیدار، ایشان پیشنهاد دادند که بنده به عنوان عضو وابسته فرهنگستان انتخاب شوم که در آن زمان بازتاب رسانه‌ای گسترده‌ای داشت و منشأ اصلی این رویداد، همان بستر فراهم‌شده در دیدار با رهبری بود.

* تسنیم: تاکیدات رهبر شهید انقلاب بر زبان فارسی به نظر شما چه اندازه در شکل‌گیری ایده وطن فارسی موثر بود؟

فارغ از همه این گشایش‌های اجرایی، یک واقعیت بزرگ‌تر وجود دارد که شاید کمتر به آن توجه کرده‌ایم. تصور کنید رهبر یک جامعه و مرجع دینی شیعیان که انتظار عمومی جامعه از ایشان تمرکز بر متون دینی، تبلیغی و احیاناً زبان عربی است (مانند بسیاری از علما که تألیفاتشان به زبان عربی بوده یا دولتمردانی که شیفته زبان انگلیسی هستند)، در بالاترین سطح علمی و سیاسی، این‌چنین عاشقانه و کارشناسانه به زبان و ادبیات فارسی عشق می‌ورزیدند. این یک موضوع عادی نبود؛ بلکه فرصت و بخت بلندی بود که همواره نصیب یک ملت نمی‌شود.

ایشان همواره بر «به‌سازی زبان فارسی»، «حفظ اصالت واژگان» و فراتر از آن، بر نگاه استراتژیک به زبان فارسی به عنوان «زبان علم» تاکید داشتند؛ منظری که شاید حتی بسیاری از متخصصان ادبی ما نیز به آن توجه نکرده بودند. نگاه ایشان به زبان فارسی کاملاً فراگیر، تمدنی و بدون مرز است.

آقای محمدحسین جعفریان جمله‌ای را از ایشان نقل می‌کردند که ایشان فرموده‌اند، حتی اگر ما می‌خواهیم پیام اسلام و آرمان‌های انقلاب را در خارج از ایران تبلیغ و گسترش دهیم، کانال آن باید زبان فارسی باشد. شما زبان فارسی را ترویج کنید، مفاهیم و پیام‌های انقلاب خودبه‌خود منتقل خواهد شد.»

امروز در افغانستان، بسیاری از کسانی که با اندیشه‌های امام (ره) و آرمان‌های انقلاب مأنوس هستند، این شناخت را از طریق مطالعه مستقیم کتاب‌های نویسندگان ایرانی به دست آورده‌اند؛ کتاب‌هایی که به دلیل هم‌زبانی، بدون نیاز به ترجمه در کابل و هرات خوانده می‌شوند. اما در کشورهای غیرهم‌زبان، انتقال این مفاهیم با دشواری‌همراه است. تأثیرگذاری فرهنگی و فکری ایران در جغرافیای هم‌زبان (مانند افغانستان و تاجیکستان) بسیار عمیق‌تر بوده است. بسیاری از جریان‌های فکری و اسلامی در افغانستان با اتکا به آثار علمی، دینی و ادبی منتشرشده در ایران شکل گرفته‌اند که همگی به زبان فارسی هستند. 

بنابراین، نگاه رهبر شهید انقلاب به زبان فارسی به عنوان یک زیرساخت راهبردی برای گسترش ارزش‌های مشترک، نقطه‌عطفی ارزشمند است.

موانست ایشان با زبان فارسی بخت بلندی برای ادبیات و علاقه‌مندان این حوزه بود، که در سایه آن، زبان فارسی در یک حکومت دینی توسعه چشمگیری یافت. حتی نگاهِ ایشان به شاهنامه و فردوسی نیز دجالب توجه بود، تا جایی که بازسازی آرامگاه فردوسی به این شکل نیز بر اساس رهنمودهای ایشان رقم خورد.

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×