» فرهنگ و تاریخ باستان » تطهیر قاچاق کتاب به بهانه انتقام از ناشر
تطهیر قاچاق کتاب به بهانه انتقام از ناشر

تطهیر قاچاق کتاب به بهانه انتقام از ناشر

مرداد ۱۷, ۱۴۰۵ 1016

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، سال‌های پایانی دهه 90 دوران کارزار سخت نشر با پدیده شوم قاچاق کتاب بود؛ آفتی که از میانه دهه 90 به شکل جدی به جان صنعت نشر افتاد و زالووار از خون آن تغذیه کرد. اگرچه نشانه‌های این پدیده از سال‌ها پیش در بازار مشاهده می‌شد، اما تا زمانی که انبارهای عظیم کتاب‌های قاچاق کشف شد، جدی گرفته نشد. آن انبارها باورهای اهالی نشر را درهم شکست و نشان داد بازار زیرزمینی گسترده و پرسودی برای سوداگران کتاب شکل گرفته است.

در همان سال‌های پایانی دهه 90، مبارزه با این جریان با تشکیل «کارگروه صیانت از حقوق ناشران» در اتحادیه ناشران و تعامل با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جدی شد. انبارهای متعدد، چاپخانه‌ها، دفاتر و حتی کتاب‌فروشی‌های متخلف شناسایی شدند و بزرگ‌ترین متهمان این پرونده‌ها پای میز محاکمه رفتند. این تقابل جدی موجب شد قاچاقچیان کتاب عرصه را بر خود تنگ دیده و حضورشان در بازار به‌تدریج کم‌رنگ شود؛ هرچند برخی به سمت «کتاب‌سازی» و بهره‌کشی از مجوزهای رسمی نشر، و برخی دیگر به سمت سایت‌های عرضه غیرقانونی کتاب و اینستاگرام تغییر مسیر دادند.

روایت آن سال‌ها برای ناشران و کتاب‌فروشان ایرانی تلخ بود؛ در حالی که ضربان اقتصاد نشر به شماره افتاده و دخل کتاب‌فروشی‌ها هر روز خالی‌تر می‌شد، بازارهای زیرزمینی و بساط‌گستران خیابانی روزبه‌روز پررونق‌تر به کار خود ادامه می‌دادند. نسخه‌های پرفروش کتاب‌ها در شمارگان انبوه به‌صورت زیرزمینی چاپ و در بساط‌های سازمان‌یافته، نمایشگاه‌های سطح شهر و نقاط مختلف کشور عرضه می‌شدند.

بازار مکاره قاچاق کتاب؛ جمع‌آوری بساط‌گستران پایان راه است؟

سنگ بنای مقابله با قاچاق کتاب در اواخر سال 89 و اوایل سال 90 با هم‌افزایی تعدادی از ناشران در دفتر  انتشارات «ققنوس» و با سرمایه اولیه هر ناشر گذاشته شد. این هم‌پیمانی ثمربخش بود و منجر به شناسایی مهم‌ترین چهره آن زمان شد که کتاب‌های قاچاق را در پاساژ شکری اصفهان توزیع می‌کرد. پس از آن موارد متعددی شناسایی و پیگیری شد.

نقطه عطف این ماجرا، تفاهم‌نامه سال 95 میان اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان با وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود. بر اساس این تفاهم‌نامه، کارگروهی متشکل از 5 نفر از اعضای صنف تشکیل شد و با برگزاری جلسات با مسئولان قضایی و انتظامی، بستر لازم برای اقدام مستقیم پلیس امنیت فراهم آمد. کارگروه صیانت، متشکل از اتحادیه، وزارت فرهنگ و پلیس امنیت، موفق شد ابعاد تازه‌ای از این پدیده را برملا کند. انبارها و چاپخانه‌های غیرمجاز یکی پس از دیگری کشف و پلمب شدند و در این میان، کشف یکی از بزرگ‌ترین انبارها تمام پیش‌فرض‌های موجود درباره بازار نشر را درهم ریخت.

حجم کتاب‌های موجود در این انبار چند ده‌هزار متری، تمامی استدلال‌ها درباره سرانه مطالعه و تمایل مردم به خرید کتاب را به چالش کشید. در مواردی ناشر اصلی کمتر از 1000 نسخه از یک کتاب را منتشر کرده و بخش بزرگی از آن در انبارش خاک می‌خورد، اما در میان کشفیات قاچاق، هزاران نسخه از همان کتاب موجود بود. کشف این انبار در سال 97 نگاه مسئولان فرهنگی را به عمق فاجعه تغییر داد؛ چرا که تا پیش از آن، وسعت این ماجرا تا این حد متصور نبود.

در میان کشفیات، علاوه بر آثار پرفروش، کتاب‌های بدون مجوزی که انتشار آن‌ها جرم محسوب می‌شد نیز به‌وفور دیده می‌شد؛ آثاری که توسط جریان‌های معاند نوشته و در خارج از کشور منتشر شده بود، حالا در غفلت نهادهای مسئول به‌راحتی در میان دست‌فروشان انقلاب، راسته کریمخان و دیگر نقاط کشور در دسترس عموم قرار داشت. کتاب‌های علوم غریبه، عرفان‌های نوظهور و آثاری در ستایش نظام شاهنشاهی از دیگر اقلام کشف‌شده در این انبارها بود.

با وجود خلاءهای قانونی، پرونده‌هایی تشکیل شد و افرادی، از جمله فردی با نام اختصاری «خ» که سرکرده این شبکه گسترده خانوادگی بود، محکوم شدند. هرچند احکام صادره همواره با میزان جرم ارتکابی تناسب نداشت و مسئولان از خلاءهای قانونی به عنوان عامل اصلی یاد می‌کردند، اما در سال‌های پایانی دهه 90 فعالیت قاچاقچیان به حداقل رسید؛ اگرچه برخی معتقدند آن‌ها صرفاً تغییر چهره داده و در قالب کتاب‌سازان سر برآورده‌اند.

فعالیت کارگروه صیانت نیز به‌مرور کم‌رنگ شد تا اینکه در دولت سیزدهم، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی اعلام کرد این کارگروه به وزارتخانه منتقل شده و معاونت فرهنگی، مقابله با کتاب‌سازان را در دستور کار قرار خواهد داد؛ موضوعی که به‌صورت جدی دیگر مطرح نشد.

امروز، پس از چند سال رکود در بازار قاچاق، شواهد حکایت از خیزش دوباره این مار هفت‌سر در بازار کتاب دارد. در ماه‌های اخیر ناشران بسیاری از مشاهده کتاب‌های پرفروش خود (از «سمفونی مردگان» تا «من پیش از تو») با برند جعلی انتشارات در بازار خبر داده‌اند؛ کتاب‌هایی که کاملاً مشابه نسخه اصلی است، اما با کیفیتی به‌مراتب پایین‌تر چاپ شده است. اخیراً نیز نشر نی در حساب اینستاگرام خود از عرضه یکی از آثارش به‌صورت قاچاق توسط یک کتاب‌فروشی در خیابان انقلاب از طریق «اسنپ‌شاپ» پرده برداشت.

اما نکته تأمل‌برانگیزی که با بررسی واکنش‌های کاربران در این پست اینستاگرامی ناشر به ذهن متبادر می‌شود، این است که اساساً فرهنگ استفاده از کالای اصل در بازار کتاب، حتی در میان اهالی کتاب و کتاب‌خوانی نیز جا نیفتاده است. از مجموع بیش از 400 نظری که برای این پست نشر «نی» گذاشته شده است، بیشتر از 50 درصد، ناشر را به بهانه اینکه حق کپی‌رایت را نپرداخته مواخذه کرده و کار او را مصداق دزدی دانسته‌اند. برخی دیگر نیز با این ادعا که سال‌هاست کتاب‌خوان هستند، نوشته‌اند که برای فرد کتاب‌خوان هر کتابی که ارزان‌تر باشد بهتر است، چون بهتر می‌تواند کتاب بخرد. برخی دیگر نیز نشان داده‌اند که هیچ فهمی از بازار نشر ندارند و نوشته‌اند وقتی قاچاقچی کتاب می‌تواند کتاب را ارزان‌تر بفروشد، شما چرا نمی‌فروشید؟ برخی نیز البته تلاش کرده‌اند تا مخاطبان را آگاه کنند؛ از مترجمان و نویسندگان گرفته تا یاسر احمدوند، معاون فرهنگی پیشین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

مشاهده نظرات این پست اینستاگرامی نشان می‌دهد که اگرچه ورود نهادهای قانونی به ماجرای قاچاق کتاب و کتاب‌سازی اهمیت بسیار دارد و نیازمند تغییر قوانین و ورود مجلس به این ماجرا هستیم، اما به همان میزان نیز فرهنگ‌سازی اهمیت دارد. مخاطب کتاب‌خوان امروز به بهانه قیمت بالای کتاب، تازیانه نقد را بر فرق ناشر می‌کوبد و عملاً با خرید نسخه قاچاق تصور می‌کند انتقام خود را از ناشر گرفته است؛ آیا این وضعیت نیاز به فرهنگ‌سازی ندارد؟ موضوعی که به نظر می‌رسد اتحادیه ناشران و کتاب‌فروشان تهران نیز به‌درستی آن را درک کرده  و با احیای کارگروه صیانت از حقوق ناشران به دنبال آن هستند.

واقعیتِ امروزِ بازارِ نشر ایران این است که مقابله‌ صرفِ قضایی، بدونِ پیوستِ فرهنگی، ناکارآمد است. باید پذیرفت که در صف مقدم مبارزه با قاچاق کتاب و کتاب سازی «فرهنگ‌سازی» جایگاه نخست را دارد.

راهبرد پیش رو نباید تنها منحصر به برخورد با قاچاقچی باشد، بلکه باید به سمت اصلاح زیرساختی قوانین با کمک مجلس و هم‌زمان، تغییر ذهنیت مصرف‌کننده حرکت کرد. تا زمانی که کتابخوان ایرانی، خرید نسخه‌ قاچاق را نه به عنوانِ «تسهیل دسترسی»، بلکه به عنوان «خیانت به فرهنگ و مؤلف» قلمداد نکند، این مار هفت‌سر، هر بار با چهره‌ای تازه و در قالبی نوین، بازخواهد گشت. مقابله‌ سخت و نرم باید توأمان صورت گیرد؛ در غیر این صورت، این کارزار، چرخه‌ای بی‌پایان از کشف، پلمب و بازتولید خواهد بود.

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×