» فرهنگ و تاریخ باستان » خطری بزرگتر از نابودی شیعه که امام باقر (ع) با آن جنگید
خطری بزرگتر از نابودی شیعه که امام باقر (ع) با آن جنگید

خطری بزرگتر از نابودی شیعه که امام باقر (ع) با آن جنگید

شهریور ۲۲, ۱۴۰۵ 0017

فرهنگی

گروه فرهنگی خبرگزاری تسنیم؛ پس از واقعه کربلا، شاید مهم‌ترین پرسش برای جریان شیعه این بود که «در این شرایط چگونه بمانیم، ریشه بدوانیم و حقیقت را به نسل بعد برسانیم؟»

جامعه‌ای که پس از عاشورا با فشار سیاسی و فضای سنگین امنیتی روبه‌رو بود، نمی‌توانست همان شیوه‌ای را ادامه دهد که در میدان کربلا تجربه کرده بود. اینجا بود که تفاوت میان انفعال و صبر راهبردی آشکار شد. ائمه(ع) در این دوره منفعل نبودند؛ بلکه متناسب با شرایط، اولویت مبارزه را تغییر دادند.

امام سجاد(ع) در دورانی که هر حرکت آشکار می‌توانست هزینه‌ای سنگین برای جامعه شیعه داشته باشد، به جای ورود به یک رویارویی مستقیم، به تربیت انسان و بازسازی زیرساخت‌های فکری و اجتماعی پرداختند. دعا و مناجات در این نگاه، فقط عبادت فردی نبود؛ بلکه ابزاری برای زنده نگه داشتن معارف دینی و آماده‌سازی نسلی بود که قرار بود حامل این میراث باشد.

اما این همه ماجرا نبود. آنچه امام سجاد(ع) کاشت، در دوره امام باقر(ع) به مرحله دیگری رسید.

از حفظ بقا تا بازسازی معرفت

با تضعیف نسبی بنی‌امیه، فرصت تازه‌ای برای فعالیت علمی و فرهنگی پدید آمد. امام محمد باقر(ع) این فرصت را به درستی تشخیص دادند و پارادایم فعالیت را از حفظ موجودیت به «بازسازی معرفت» تغییر دادند.

آن حضرت ضمن آموزش احکام فقهی یا نقل احادیث از پیغمبر اکرم (ص) و ائمه پیشین، به مسئله‌ای عمیق‌تر پرداختند. مبارزه فقط این نبود که «شیعه باقی بماند»، بلکه باید کاری می‌شد که شیعه بداند چرا شیعه است و اسلام حقیقی را از اسلام تحریف‌شده تشخیص دهد. از همین‌جا بود که «جهاد علمی» اهمیت پیدا کرد.

امام باقر(ع) با احیای سنت پیامبر(ص)، تبیین قرآن، پاسخ‌گویی به شبهات و تربیت شاگردان، در برابر جریانی ایستادند که می‌کوشید ارتباط جامعه اسلامی را با میراث اصیل پیامبر(ص) کمرنگ کند. در حقیقت، مبارزه از میدان دیگری دنبال شد که سلاح آن علم بود و هدف آن ذهن و اندیشه انسان‌ها بود.

 

نسخه‌ای از امام صادق(ع) که آیت‌الله قاضی به شاگردانش سفارش کرد

 

مبارزه با تحریف، فقط با اعتراض ممکن نیست

یکی از مشکلات مهم آن دوره، محدودیت و ممنوعیت نقل حدیث پیامبر (ص) بود. در چنین شرایطی، برخورد مستقیم می‌توانست نه‌تنها مشکل را حل نکند، بلکه هزینه‌های بیشتری نیز ایجاد کند. راه امام باقر(ع) استفاده هوشمندانه از ظرفیت‌های موجود بود، از شخصیت‌های مورد اعتماد جامعه گرفته تا حلقه‌های علمی و ارتباطات گسترده موسم حج.

شخصیت‌هایی مانند جابر بن عبدالله انصاری با اعتبار اجتماعی خود می‌توانستند حلقه اتصال مهمی میان نسل پیامبر (ص) و نسل‌های بعد باشند. از سوی دیگر حضور حجاج از مناطق مختلف جهان اسلام در مدینه، فرصتی فراهم می‌کرد تا معارف از یک نقطه به نقاط متعدد منتقل شود.

این روند یک درس مهم در مدیریت فرهنگی بود. چون گاهی برای غلبه بر یک محدودیت، لازم نیست مستقیماً با آن درگیر شد، کافی است شبکه‌ای ساخته شود که اثر آن محدودیت را خنثی کند.

امام باقر(ع) شاگرد تربیت می‌کردند. شاگردانی مانند زراره و محمد بن مسلم، حاملان دانشی شدند که می‌توانست در مناطق مختلف بازتولید و منتقل شود. به این ترتیب یک حلقه درس در مدینه می‌توانست به شبکه‌ای از انتقال معرفت در جهان اسلام تبدیل شود.

کرامت؛ برای حیرت یا برای هدایت؟

در روایات برای امام باقر(ع) کرامات و علوم ویژه‌ای نقل شده است. اما نکته مهم این است که در منطق این مکتب، کرامت هدف اصلی نبود. کرامت اگر مخاطب را از عقل و استدلال دور کند، ممکن است صرفاً هیجان ایجاد کند، اما اگر دریچه‌ای برای پذیرش حقیقت باشد و پس از آن انسان را به سمت معرفت و استدلال هدایت کند، کارکرد دیگری پیدا می‌کند. در این نگاه کرامت نشانه است، نه مقصد. هدف نهایی، ساختن انسانی است که حقیقت را بشناسد و بر اساس معرفت انتخاب کند؛ نه انسانی که فقط تحت تأثیر یک اتفاق شگفت‌انگیز قرار گرفته باشد.

مهم‌ترین درس؛ تشخیص نوع مبارزه

شاید مهم‌ترین درس این سیره برای امروز، همین تشخیص «نوع مبارزه» باشد. گاهی شرایط، مبارزه مستقیم را اقتضا می‌کند و گاهی حفظ نیرو، تربیت انسان، تولید دانش و ساختن شبکه معرفتی، مهم‌تر از هر اقدام دیگری است.

در سیره و مشی امام سجاد(ع) و امام باقر(ع) با دو مرحله از یک راهبرد مواجه هستیم. امام سجاد(ع) بذر را حفظ و پرورش دادند و امام باقر(ع) زمینه شکوفایی آن را فراهم کردند. درواقع هر فعالیتی قرار نیست فوراً نتیجه بدهد و هر نسلی الزاماً محصول کاری را که نسل پیشین انجام داده، به نام همان نسل مشاهده نمی‌کند. هنر امام باقر(ع) فقط در «علم» نبود، در تشخیص این حقیقت بود که چه زمانی باید علم را به مهم‌ترین میدان مبارزه تبدیل کرد.

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×