» فرهنگ و تاریخ باستان » روایت‌سازی پس از فقدان: تولد مفهوم شهید جمهور در رسانه‌ها
روایت‌سازی پس از فقدان: تولد مفهوم شهید جمهور در رسانه‌ها

روایت‌سازی پس از فقدان: تولد مفهوم شهید جمهور در رسانه‌ها

اردیبهشت ۳۰, ۱۴۰۵ 004

فرهنگی

 به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، حادثه سقوط بالگرد و درگذشت ابراهیم رئیسی، رئیس‌جمهور ایران، نه تنها یک رویداد سیاسی بلکه یک نقطه عطف در حافظه رسانه‌ای و گفتمان عمومی کشور بود. عنوان «شهید جمهور» که از سوی دستگاه رسمی و رسانه‌های نزدیک به ساختار حاکمیتی به‌سرعت تثبیت شد، تنها یک لقب نبود؛ بلکه نقطه آغاز شکل‌گیری یک روایت تازه بود؛ روایتی که پس از فقدان ناگهانی یک مقام اجرایی، تلاش می‌کند معنایی فراتر از یک مرگ اداری یا سانحه‌ای اتفاقی بسازد. در این میان، نقش رسانه‌ها، نحوه مواجهه جامعه، و سازوکار روایت‌سازی در چنین لحظاتی، موضوعی قابل‌تأمل برای هر روزنامه‌نگار، پژوهشگر و تحلیل‌گر مطالعات ارتباطات است.

در گفتمان رسانه‌ای، لحظه مرگ ناگهانی یک چهره بلندپایه سیاسی معمولاً با نوعی «شتاب در تولید معنا» همراه است. رسانه‌ها در شرایط خلأ اطلاعاتی و ابهام، به سمت ساختن روایت واحد می‌روند تا از پراکندگی و بی‌ثباتی ادراکی جلوگیری کنند. سانحه بالگرد و تأخیر طولانی در اعلام وضعیت رئیس‌جمهور، عملاً یک «بازه بحران» ایجاد کرد؛ دوره‌ای که در آن شبکه‌های اجتماعی پر از شایعه و گمانه‌زنی بود و رسانه‌های رسمی تلاش می‌کردند نظم معنایی ایجاد کنند. وقتی خبر رسمی مرگ اعلام شد، عنوان «شهید» برای رئیس‌جمهور انتخاب شد و از همان ساعت‌های نخست، در تیترها، گزارش‌ها و قاب‌بندی‌های رسانه‌ای تثبیت گردید. این انتخاب، از منظر ارتباطات سیاسی، نوعی «چارچوب‌بندی معنوی» محسوب می‌شود؛ چارچوبی که حادثه را در قالب خدمت، مسئولیت‌پذیری، فداکاری و ایثار مدلسازی می‌کند.

در چنین فرآیندی، شخصیت حقیقی فرد از شخصیت روایی او فاصله می‌گیرد. شخصیت حقیقی مجموعه‌ای از کنش‌ها، تصمیم‌ها، تجربیات و رفتارهای فرد در طول زندگی‌اش است. اما شخصیت روایی، آن چیزی است که رسانه‌ها، دستگاه‌های رسمی، گروه‌های اجتماعی و حافظه جمعی می‌سازند. ابراهیم رئیسی در سال‌های پیش از حادثه نیز توسط رسانه‌های حامی، در قالب فردی عملگرا، کم‌حرف و اجرایی بازنمایی می‌شد؛ چهره‌ای که از حوزه قضایی به سمت مدیریت اجرایی آمده و بر مفاهیمی مانند عدالت، مبارزه با فساد، ساده‌زیستی و ارتباط مستقیم با مردم تأکید داشت. این عناصر، به‌مثابه مواد اولیه روایت، پیشاپیش وجود داشتند. بنابراین پس از حادثه، همان عناصر با شدت معنایی بیشتری تکرار شدند و روایت تازه را شکل دادند.

در واقع روایت «شهید جمهور» ادامه تقویت‌شده همان تصویر رسانه‌ای پیشین بود. از دیدگاه مطالعات رسانه‌ای، این فرآیند کاملاً طبیعی است؛ رسانه‌ها در مواجهه با بحران، به‌جای ساختن روایت از صفر، به سراغ الگوهای قبلی می‌روند و آن‌ها را برجسته‌تر می‌کنند. تحلیل گفتمانی نیز نشان می‌دهد که چگونه مفاهیمی مانند «خدمت بی‌وقفه»، «تا آخرین لحظه در میدان بودن»، «ساده‌زیستی» و «پایبندی به تکلیف» در محتواهای رسانه‌ای پس از حادثه تکرار شدند و به عنوان مؤلفه‌های هویت روایی بعد از مرگ تثبیت گشتند.

اما روایت فقط در رسانه‌ها شکل نمی‌گیرد؛ جامعه نیز در تولید و بازتولید روایت‌ها نقش فعال دارد. شبکه‌های اجتماعی در ساعات و روزهای نخست پس از اعلام خبر، صحنه تنوع بالایی از واکنش‌ها بود؛ از سوگواری و همدردی تا تحلیل‌های انتقادی و حتی بازخوانی سابقه سیاسی و مدیریتی او. این تکثر واکنش‌ها نشان‌دهنده «کثرت روایی» جامعه است؛ بدین معنا که هر گروه، بسته به هویت جمعی خود، از میان عناصر موجود، روایتی متناسب با ذهنیتش می‌سازد. این نقطه برای روزنامه‌نگاران و پژوهشگران اهمیت زیادی دارد، زیرا نشان می‌دهد روایت رسمی هرچقدر هم تکرار شود، همیشه در کنار روایت‌های موازی در جامعه قرار می‌گیرد.

عنوان «شهید جمهور» از منظر سیاسی و نمادین نیز کارکردهای خاصی دارد. در نظام‌های سیاسی جهان، وقتی یک مقام عالی‌رتبه به شکل ناگهانی از دست می‌رود، دستگاه سیاسی تلاش می‌کند خلأ ناشی از آن را از طریق «نمادسازی» کاهش دهد. نمادسازی به معنای ساختن معناهایی است که فقدان را قابل‌تحمل، قابل‌فهم و قابل‌درک می‌کند. در اینجا، مفهوم «شهادت» حادثه را از سطح یک سانحه به سطح یک «حرکت در مسیر خدمت» ارتقا می‌دهد. این قاب معنایی پیام‌هایی ضمنی دارد: این‌که رئیس‌جمهور تا لحظه آخر در مسیر مسئولیت بوده؛ اینکه حادثه تنها یک مرگ نیست بلکه بخشی از تداوم راه اوست؛ و اینکه فقدان او نوعی «سرمایه نمادین» برای انسجام سیاسی ایجاد می‌کند.

از سوی دیگر، فقدان رئیس‌جمهور تنها یک بحران سیاسی نیست، بلکه یک بحران ارتباطی هم هست. رئیس‌جمهور به‌عنوان بالاترین مقام اجرایی، یکی از محورهای «رهبری ارتباطی» کشور محسوب می‌شود؛ فردی که پیام‌ها، سخنرانی‌ها، بازدیدهای میدانی و ارتباطاتش نقش مهمی در ساختار جریان اطلاع‌رسانی دارد. با غیبت ناگهانی او، دستگاه ارتباطی کشور ناچار شد الگوهای تازه‌ای برای استمرار پیام‌ها، انتقال قدرتو مدیریت افکار عمومی طراحی کند. همین موضوع سبب شد رسانه‌های رسمی در روزهای پس از حادثه تمرکز ویژه‌ای بر مضامین وحدت، آرامش‌بخشی، ثبات و تقدیر از خدمات رئیس‌جمهور داشته باشند.

برای پژوهشگران حوزه رسانه و علوم اجتماعی، این رویداد یک «کلاس درس زنده» است؛ لحظه‌ای که می‌توان در آن به‌وضوح دید چگونه معنا ساخته می‌شود، چگونه روایت‌ها تثبیت می‌شوند، چگونه جامعه با بحران مواجه می‌گردد، و چگونه حافظه جمعی شکل می‌گیرد. از این منظر، مستندسازی این روایت اهمیت زیادی دارد: باید ثبت شود که رسانه‌ها در لحظه بحران چه گفتند، چه نگفتند، چه چیز را برجسته کردند و چه چیز را کنار گذاشتند. همچنین باید واکنش گروه‌های اجتماعی مختلف را ثبت کرد تا بتوان فهمید روایت رسمی در چه نقاطی با روایت‌های اجتماعی هم‌سو یا ناهم‌سو بوده است.

در نهایت، «شهید جمهور» تنها یک عنوان نیست؛ یک مطالعه موردی ارزشمند در زمینه روایت‌سازی سیاسی، بازنمایی رسانه‌ای و شکل‌گیری حافظه تاریخی است. این روایت نشان می‌دهد که چگونه یک حادثه فردی می‌تواند به رویدادی نمادین تبدیل شود و چگونه رسانه‌ها با انتخاب واژه‌ها، قاب‌ها و تصاویر، بخشی از آینده ذهنی جامعه را شکل می‌دهند. برای یک روزنامه‌نگار، پژوهشگر یا تحلیل‌گر رسانه، مهم آن است که این روایت را نه از منظر موافقت یا مخالفت، بلکه از منظر «فرآیند تولید معنا» ببیند؛ فرآیندی که از دل حادثه، یک مفهوم، یک نماد و یک روایت می‌سازد و آن را در تاریخ معاصر ثبت می‌کند.

یادداشتی از لیلا صالحی تبار

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×