سینمای مستند، نخستین مدیوم صادق برای ثبت بحرانها و فاجعههاست
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، مهرداد زاهدیان فیلمساز مستند و رئیس انجمن صنفی کارگردانان سینمای مستند است. وی از جمله فیلمسازانی است که علاقه زیادی به ساخت فیلم درباره شهر دارد و در بخش مهمی از آثار وی میتوان تاثیر نگاه، تعلق خاطر به شهر و معماری و اتمسفر محلهها را دید.
یکی از آثار مشهور وی، «میدان بیحصار» است. مستندی درباره میدان امام خمینی که در دومین دوره جشنواره بینالمللی «سینماحقیقت» موفق به دریافت 5 تندیس این جشنواره شد.«حلقههای گمشده»، «خاطرات روی شیشه» و «زمستان است» از دیگر آثار مشهور این مستندساز است. زاهدیان در هشتمین جشنواره تلویزیونی مستند داور بخش ملی جشنواره بود.
این فیلمساز مستند درباره نقش تلویزیون در پخش مستند و مسئولیت آن به تسنیم گفت: تلویزیون در ایران، با گستردگی مخاطب و دسترسی همگانی، بیتردید یکی از مهمترین بسترها برای عرضه فیلم مستند است. اینکه گفته میشود «تلویزیون خانه سینمای مستند» یک شعار نیست؛ بلکه یک مسئولیت است.
زاهدیان ادامه داد: مستند برخلاف تولیدات صرفاً سرگرمکننده، با حقیقت، آگاهی و حافظه جمعی سروکار دارد. وقتی این مسئولیت به تلویزیون سپرده میشود، سطح توقع نیز بالاتر میرود: از انتخاب موضوع تا شیوه نمایش، باید با درک حساسیت این نقش همراه باشد، اما آنچه گاه مشاهده میشود، بهویژه در بدنه تولیدی که برای پخش تلویزیونی ساخته میشود، فاصلهای جدی با استانداردهای کیفی، فرمی و محتوایی سینمای مستند دارد. علت این فاصله نیز اغلب به محدودیت بودجه، سفارشهای موضوعمحورِ غیرآزاد، و نوع نگاه غیرفرهنگی به مستندساز برمیگردد.
او در پاسخ به این سوال که مخاطب مستند کیست و آیا مستند باید برای مخاطب عام ساخته شود، گفت: مستند را نباید صرفاً برای جامعه نخبگانی دانست. اما نباید هم تصور کرد که با سادهسازی افراطی یا انتخاب موضوعات سطحی، میتوان مخاطب عام را جذب کرد. مستند خوب آن است که با زبان تصویر و روایت مؤثر، حقیقت را برای مخاطب امروز قابل درک و تماشا کند. مستند خوب حتی اگر درباره یک موضوع خاص یا پیچیده باشد، میتواند مخاطب عام را با خود همراه کند.
وی تاکید کرد: پس نه نخبگان بهتنهایی مخاطباند، نه عموم مردم باید تنها معیار باشند. مخاطب مستند، مخاطبی است که با دغدغهای انسانی و ذهنی کنجکاو پای تماشا مینشیند. این مخاطب میتواند یک پژوهشگر باشد یا یک راننده تاکسی؛ آنچه مهم است شیوه روایت، صداقت اثر، و توانایی فیلم در ایجاد ارتباط است.
زاهدیان درباره کیفیت آثار جشنواره تلویزیونی مستند نیز گفت: در دوره گذشته که من هم عضویت داوری بخش ملی را داشتم، با مجموعهای نسبتاً وسیع از آثار روبهرو شدیم که متأسفانه بخشی از آنها، از منظرهای مختلف با ضعفهایی جدی همراه بودند. این ضعفها بهویژه در حوزه طراحی روایت، اصالت موضوع، و کیفیت فنی مشهود بود. دلایل این وضعیت قابل درک اما نگرانکننده است که از آن جمله میتوان به بودجههای اندک و پراکنده، نبود نظام حرفهای در حمایت از تولید، تکراری بودن سوژهها و گاه سفارشی بودن آنها، نداشتن فرصت کافی برای تحقیق و ساخت و فقدان کارگردانانی که آموزشدیده و در ارتباط با جریان جهانی مستند باشند، اشاره کرد.
وی ادامه داد: از نظر ژانری جای خالی برخی مستندها احساس میشد؛ از جمله فقدان آثار جدی در ژانر مستند تجربی، مستندهای سیاسیاجتماعی با زاویه دید مستقل یا حتی مستندهای علمی و محیطزیستی خلاقانه.
رئیس انجمن صنفی کارگردانان سینمای مستند با تاکید بر ظرفیت خوب جشنواره تلویزیونی برای جذب مخاطبان گفت: جشنواره تلویزیونی مستند، به لطف پخش سراسری و بستر تلویزیونی، این امکان بالقوه را دارد که به مخاطب عام دست یابد، و این یکی از ارزشهای مهم آن است، اما برای تحقق این ظرفیت، لازم است نگاه تازهای به سیاستگذاری آن شکل بگیرد. مخاطب عمومی زمانی جذب میشود که مستندها اصیل، شریف، جذاب و از نظر روایی دارای کشش باشند. پخش گسترده اگر با انتخابهای محتوایی محافظهکارانه همراه باشد، ممکن است اثری معکوس داشته باشد.
او گفت: به نظرم گستردگی دامنه پخش در جشنواره به خوبی صورت گرفته و توجه به اقلیمها و موضوعات بومی به درستی صورت گرفته است. ضمن آنکه جشنواره تلویزیونی مستند بستری برای دیده شدن فیلمسازان مستقل شهرستانی و همین موضوع یکی از نقاط قوت آن به شمار میرود. از سویی دیگر، کیفیت پایین برخی آثار و وجود برخی آثار با نگاههای محدود و سفارشی به موضوعات میتواند آسیبزننده باشد.
زاهدیان در پاسخ به سوالی درباره جایگاه مستند در روایت جنگ 12 روزه سال 1404 گفت: سینمای مستند، نخستین مدیوم صادق برای ثبت بحرانها و فاجعههاست. در مورد جنگ اخیر، نیاز به روایت دقیق، انسانی و دور از شعار، بیش از همیشه احساس میشود، اما اینکه آیا اکنون زمان ثبت است یا تأمل، بستگی به نوع روایت دارد: اگر هدف ثبت شواهد عینی، بازتاب احساسات انسانی و مشاهدهگری دقیق باشد، زمان حال بهترین فرصت است؛ زیرا حافظه هنوز تازه است، اما اگر هدف تحلیل، تفسیر و ساخت اثری عمیق است که بتواند لایههای پنهان رخداد را آشکار کند، شاید باید فاصلهای آگاهانه گرفت. مستند خوب، همیشه در مرز حساس میان فوریت و تأمل ساخته میشود.
او پیشنهادهایی برای ارتقاء جشنواره تلویزیونی مستند ارائه کرد و گفت: اولا باید شورای انتخاب آثار پیش از تولید آنها تشکیل شده و از پروژههایی با پتانسیل بالا پیش از ساخت حمایت کند، نه اینکه صرفاً آثار تولیدشده را حمایت کند. علاوه براین، باید توجه ویژهای به افزایش تنوع ژانری داشت و در این بستر به مستندهای خلاقانه، تجربی، علمی و شخصی و فراتر از گزارشهای موضوعمحور توجه شود. ثالثاً تقویت آموزش و مشاوره حرفهای به فیلمسازان جوان در حاشیه جشنواره و برگزاری کارگاههای تخصصی میتواند اثرات مثبت بسیار زیادی داشته باشد. از سویی دیگر باید به داوری تخصصی و مستقل با معیارهای سینمایی نه صرفاً تلویزیونی توجه شود. حذف یا اصلاح سفارشهای موضوعمحور بدون آزادی خلاقیت فیلمساز موضوع مهمی است و در پایان لازم است شاخصهای دقیق برای کیفیت روایت، زبان تصویر، اصالت سوژه و شایستگی تولید تدوین شود.
انتهای پیام/
