«شاهی که آخر شد» دزدی پهلوی برای اجنبی را آشکار میکند
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، موسی نجفی از تاریخنگاران و پژوهشگران شناختهشده تاریخ معاصر ایران است که سالها در حوزه اندیشه سیاسی و تحولات تاریخی ایران به تحقیق و تدریس پرداخته است. او هماکنون رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی است و پیشتر نیز عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران بوده است.
نجفی همچنین مدیریت گروه اندیشه سیاسی در دانشکده الهیات و فلسفه دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، ریاست پژوهشکده فرهنگ، انقلاب و تمدن اسلامی و ریاست گروه نظریهپردازی انقلاب اسلامی را بر عهده داشته و مدیر گروه دوره دکترای علوم سیاسی با گرایش مسائل ایران در مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) بوده است. او همچنین از استادان دانشگاه علوم اسلامی رضوی به شمار میآید.
نجفی در گفتوگویی درباره کتاب تازه عباس سلیمینمین با عنوان «شاهی که آخر شد» به اهمیت بازخوانی مستند تاریخ پهلوی و ضرورت شناخت این دوره برای نسل جوان پرداخته است.
موسی نجفی درباره اهمیت انتشار کتاب «شاهی که آخر شد» میگوید: به نظر من پرداختن به این موضوع در شرایط امروز بسیار بهموقع است. یکی از مشکلاتی که با آن روبهرو هستیم، ضعف شناخت تاریخی در میان بخشی از نسل جوان است. وقتی شناخت تاریخی کم باشد، جامعه آسیبپذیر میشود و طبیعی است که روایتهای تحریفشده هم میتوانند اثرگذار شوند.
او با اشاره به برخی رخدادهای ماههای اخیر میافزاید: در برخی اتفاقات دیدیم که چگونه ترکیبی از فشار خارجی و برخی غفلتهای داخلی میتواند شرایطی را ایجاد کند که بخشی از جامعه دچار خطای تحلیلی شود. یکی از دلایل آن، نبود شناخت دقیق از تاریخ معاصر و بهویژه دوره پهلوی است.
این تاریخنگار با اشاره به محتوای کتاب سلیمینمین میگوید: یکی از نکات مهم این کتاب آن است که وابستگی حکومت پهلوی به بیگانگان را بهخوبی نشان میدهد. در این اثر بهروشنی دیده میشود که ساختار قدرت در دوره پهلوی بر پایه اتکای به قدرتهای خارجی شکل گرفته بود. در واقع برخلاف برخی روایتهایی که امروز مطرح میشود، پهلوی نهتنها مستقل نبود بلکه به شدت وابسته به بیگانگان بود.
نجفی ادامه میدهد: در این کتاب بهخوبی نشان داده شده که چگونه حکومت پهلوی در بسیاری از موارد منافع بیگانگان را بر منافع ملی ترجیح میداد. به تعبیر سادهتر، بخشی از رفتارهای آن دوره نوعی خدمت به قدرتهای خارجی بود؛ از وابستگی سیاسی گرفته تا تصمیمهایی که عملاً به سود اجنبی تمام میشد.
او با اشاره به ابعاد دیگر این روایت تاریخی میگوید: در کنار وابستگی سیاسی، موضوعاتی مانند فساد، دزدی از منابع کشور، خوشگذرانیهای درباری و فاصله عمیق حاکمان با مردم نیز در اسناد آن دوره دیده میشود. اینها مسائلی است که در بسیاری از روایتهای جدید نادیده گرفته میشود، در حالی که اسناد تاریخی بهروشنی درباره آنها سخن میگویند.
نجفی با اشاره به یکی از نمونههای تاریخی میگوید: حتی در رفتارهای سیاسی محمدرضا شاه نیز نوعی حالت وابستگی و ذلت در برابر قدرتهای خارجی دیده میشد. امام خمینی(ره) در دهه 40 نسبت به همین مسئله حساسیت داشتند و از نحوه رفتار و ایستادن شاه در برابر رئیسجمهور آمریکا انتقاد میکردند. اینها نشان میدهد که مسئله وابستگی در آن دوره تا چه اندازه جدی بوده است.
او در پایان تأکید میکند: آثاری مانند «شاهی که آخر شد» میتواند برای نسل جوان بسیار راهگشا باشد، زیرا با تکیه بر اسناد تاریخی تصویری واقعی از آن دوره ارائه میدهد. اگر این روایتهای مستند بیشتر منتشر شود و در کنار آن در قالبهای فرهنگی و رسانهای نیز بازنمایی شود، شناخت نسل جدید از تاریخ معاصر ایران دقیقتر خواهد شد.
.
انتهای پیام/
