» فرهنگ و تاریخ باستان » عبور از کباده روشنفکری با توحید سیاسی
عبور از کباده روشنفکری با توحید سیاسی

عبور از کباده روشنفکری با توحید سیاسی

تیر ۲۱, ۱۴۰۵ 006

فرهنگی

 به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، حجت‌الاسلام‌ و المسلمین حمید پارسانیا در نشست علمی با موضوع رهبر شهید انقلاب و هندسه  حکمرانی اسلامی، حکمرانی 37 ساله رهبر شهید انقلاب را فراتر از یک مدیریت سیاسی متعارف قلمداد کرد و آن را پاسخی بنیادین به خلأ تاریخی قدرت در امت اسلام و سیر تکاملی مفهوم توحید در عرصه اجتماعی دانست.

پارسا نیا در ابتدای این نشست بیان داشت: دوران زعامت رهبر شهید انقلاب، حاصل پیوند عمیق میان سنت حوزوی و نیازهای دنیای مدرن است، که توانسته با عبور از پیله روشنفکری، الگویی نوین و مقتدر از حاکمیت سیاسی را در برابر هژمونی استعمار مدرن غربی به نمایش بگذارد.

عضو هیات علمی دانشگاه تهران اظهار داشت: ویژگی‌های اخلاقی برجسته رهبر شهید نظیر تواضع، ساده‌زیستی، پاک‌دست بودن و زهد، نباید صرفاً به‌عنوان فضائل اخلاقی و فردی نگریسته شوند، چرا که این ویژگی‌ها در قامت حاکمیت و در نحوه مدیریت کلان جامعه متجلی شده‌اند.

وی افزود: عظمت این جایگاه و نقش‌آفرینی، متناسب با عظمت یک مقطع تاریخی، یک فرهنگ و تمدن و تمامی کسانی است که زمینه پدید آمدن این مقطع را فراهم ساختند و تصریح کرد که عملکرد رهبری دقیقاً در این بستر و در پیوند با این عقبه‌های تاریخی و تمدنی قابل تحلیل و ارزیابی است.

پارسانیا با تبیین سیر تحول فکری رهبر شهید، این مسیر را در دو مقطع کلیدی بررسی کرد و بیان داشت: در مقطع نخست، ایشان در دوران طلبگی و پیش از وقایع 15 خرداد، تحت تأثیر چهره‌هایی چون شهید نواب صفوی و محیط روشنفکری مشهد که نسبت به مسائل سیاسی حساسیت داشتند، به این باور قطعی رسیدند که اسلام نباید تنها در زندگی خصوصی افراد جستجو شود، بلکه باید به آسیب‌هایی که امت اسلامی در سطح نظام سیاسی و جهانی با آن‌ها مواجه است، پاسخ دهد. همچنین مقطع دوم؛ مواجهه با حضرت امام خمینی(ره) در دو مرحله، یعنی دوران تحصیل در حوزه علمیه قم و جنبش 15 خرداد و سپس در جریان مبارزات پیروزی انقلاب رخ داد. از همین رو، حتی خود رهبر شهید نیز در ابتدا پیش‌بینی نمی‌کردند که حرکت انقلاب با این سرعت پاسخ دهد و به پیروزی نهایی برسد، اما وقوع همین اتفاق مبارک، قدرت صلب و عظمت ریشه‌های تاریخی و فرهنگی این خیزش بزرگ را به اثبات رساند.

این استاد دانشگاه، در ادامه با اشاره به مفهوم توحید عنوان کرد: در طول تاریخ، عارفان توحید را در عرصه اخلاق و سلوک باطنی، و فقها آن را در عرصه عبودیت و رفتار ظاهری می‌دیدند؛ اما رهبر شهید، توحید را به عرصه سیاست و نظام اجتماعی تسری دادند. از همین رو، از نگاه رهبر انقلاب، اسلام یک پدیده شخصی و انفرادی نیست، بلکه پدیده‌ای کاملاً اجتماعی، تاریخ‌ساز و تمدن‌ساز است و به خوبی متوجه شدند که پس از دوران نبوت و مدینةالنبی، یک آسیب جدی در سطح نظام سیاسی امت اسلامی رخ داده و این کمبود قدرت سیاسی مسئله اصلی زمانه است؛ لذا توحید سیاسی را به‌عنوان پاسخی به این نیاز تاریخی مطرح کردند. البته این توحید سیاسی، به هیچ وجه جدا از توحیدهای فقهی، فلسفی و عرفانی نیست، بلکه تکامله‌ای از یک مجموعه فرهنگی است که امام خمینی(ره) فضای عینیت بخشیدن به آن را در جامعه فراهم آوردند.

عضو هیئت علمی دانشگاه تهران در ادامه با نقل خاطره‌ای از نشستی با رهبر شهید در جریان طرح کوثر در تهران، به تعبیری از ایشان اشاره کرد که فرموده بودند: ما که کباده روشنفکری را به تن داشتیم، امام(ره) ما را متحول کرد.

وی در تحلیل این گزاره تشریح کرد: ایشان در محیط روشنفکری حضور داشتند، اما همواره در جستجوی این بودند که آیا ظرفیت‌های عرفانی و سنتی می‌تواند پاسخگوی نیازهای کلان زمین و زمانه باشد یا خیر؛ مسئله‌ای که شاید از زمان سید جمال‌الدین افغانی مورد توجه متفکرین بود. از این منظر،  امام خمینی(ره) این حلقه مفقوده را وصل کرد و نشان داد که ظرفیت‌های سنت حوزوی، پاسخگوی نیازهای روز زمانه و مسائل کلان سیاسی است. امام(ره) اثبات کرد که می‌توان در عین حضور در سنت حوزوی، در سطح سیاست جهانی فعال بود و در برابر نظم جهانی و تقسیم‌بندی دوگانه بلوک شرق و غرب ایستاد؛ چنان‌که در جنگ هشت ساله، هماهنگی کامل قدرت‌های جهانی در برابر این هویت جدید به‌وضوح مشاهده شد.

پارسانیا در تحلیل شکاف میان حضور فرهنگی و اقتدار سیاسی در تاریخ اسلام اظهار داشت: در تاریخ ما، دین و هویت ملت در لایه‌های فرهنگی حضور داشت اما در تصمیم‌گیری‌های کلان حاکمیتی راست‌قامت نبود و به اسارت درآمد که نمونه بارز آن را در حملات مغول دیده‌ایم. در آن دوران، دفاع از فرهنگ اسلامی عمدتاً در زندگی خصوصی، اخلاق، جوانمردی و عرفان می‌چرخید و فقاهت نیز بیشتر ناظر به مسائل خصوصی زندگی افراد بود و نوعی فاصله نسبت به قدرت سیاسی داشت. همچنین، از قرن 18 و 19 به بعد، با پدیده استعمار مدرن و هژمونی قدرت‌های بیرونی مواجه شدیم. قدرت‌های استعماری راهبردی داشتند که از مفاهیم فرهنگی اسلام پوشش می‌گرفتند تا خود را توجیه کنند، اما در واقعیت، به دنبال حذف لایه‌های عمیق تمدن اسلامی بودند. همچنین قدرت‌های استعماری، برخلاف قدرت‌های قدیمی، در درون فرهنگ ما شکل نگرفته‌اند و هدف غایی آن‌ها حذف کامل این تمدن است. در این شرایط، حضرت امام(ره) ذخایر فرهنگی را به گونه‌ای فعال کرد که پیشینه تاریخی نداشت و دکترین ولایت فقیه را به‌عنوان پاسخی صریح به این استعمار و نیازهای کلان سیاسی مطرح ساخت.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در بررسی تحول نقش فقاهت، به دیدگاه‌های میرزای نائینی در صدر مشروطه اشاره کرد و افزود: ایشان تعبیری به کار بردند که اگر متولی یک موقوفه نباشد و کسی آن را غصب کرده باشد، باید سعی کرد دست‌کم آن غاصب را در چارچوب مقاصد موقوفه الزام کرد. در واقع، نهاد علم در صدر مشروطه احساس کرد اگر نمی‌تواند نهاد سیاست را به حسب ذات خودش بنشاند، لااقل در حوزه عمل، سیاست را در چارچوب مقاصد شریعت نگه دارد. اما امام خمینی(ره) این مسیر تاریخی را دگرگون کرد و مرجعیت را از مقام صرف افتاء، تقلید و قضا که در مسائل خصوصی و شرعی بود، به حوزه  مدیریت اجتماعی و سیاست کلان کشاندند و منصب حکم را که در تاریخ مرجعیت در حاشیه بود، به مرکزیت نظام سوق دادند.

پارسانیا در تحلیل ابعاد شخصیتی رهبر شهید افزود: ایشان نه تنها در متن حوزه و تحت تعلیم اساتیدی چون امام(ره)، آیت‌الله میبدی و شاگردان محقق اصفهانی رشد کردند، بلکه حضور فعال و مستمری در بخش‌های دیگر جامعه داشتند. ایشان در دورانی به مدیریت رسیدند که جامعه با ذهنیت‌های جدید و دانش‌های نوین دانشگاهی مواجه بود. رهبر شهید در محیط روشنفکری مشهد و شمال غرب ایران، با جریاناتی چون مارکسیسم، چهره‌های روشنفکری نظیر دکتر شریعتی و مؤسساتی چون مؤسسه مطالعات اجتماعی تعامل داشتند. این پیشینه جامع و ترکیبی از حوزه و محیط روشنفکری، باعث شد تا ایشان بتوانند در افق باز شده توسط امام(ره)، با درک نیازهای نوین جامعه، رهبری را به گونه‌ای پیش ببرند که هم ریشه در سنت داشته باشد و هم با واقعیت‌های مدرن تعامل کند.

 وی در ادامه به رویکرد مبنایی رهبر شهید در قبال دانش پرداخت و اظهار کرد: ایشان در عین مقابله سیاسی با جبهه غرب، به ضرورت مقابله با هژمونی مفاهیم نظری آن‌ها در جهان کاملاً واقف بودند. از این رو، بر بحث بازسازی علوم و برقراری ارتباط میان علوم پایه و بنیادهای عمیق فرهنگی و تمدنی تأکید داشتند تا علم مدرن را درونی کرده و آسیب‌های سیاسی و فناوری آن را برطرف سازند.

حجت‌الاسلام حمید پارسانیا در پایان این نشست خاطر نشان کرد: حکمرانی رهبر شهید، در امتداد مکتب امام خمینی(ره) و پاسخی عقلانی به نیاز تاریخی امت اسلام بود. بنابراین این حرکت تمدنی در سطح امت اسلامی و جهان، امواج قوی‌تری را در پیش دارد و یقیناً آیندگان، خود را وام‌دار این مقطع تاریخی خواهند دید و تمام بست، عظمت و جایگاهی را که در آینده می‌یابند، به این سرچشمه مبارک نسبت خواهند داد.

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×