ترور: یکی از مهمترین ابزار دشمنان ایران
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در منطقه ژئوپولیتیک خاورمیانه، ترور برای برخی رژیمها و برخی کشورها یک استراتژی حسابشده و اصلی قابلقبول است. مردم و مقامات جمهوری اسلامی ایران و دیگر گروههای مقاومت منطقه، دهههاست که هدف این استراتژی دشمنان بودهاند، برای مثال از ترورهای دهههای نخست انقلاب اسلامی تا عملیاتهای پیچیده علیه دانشمندان هستهای تا ترورهای جنگ 12روزه و جنگ رمضان، دشمنان (با محوریت رژیم صهیونیستی و پشتیبانی استکبار جهانی) ترور را بهعنوان «ابزار کمهزینه با اثرگذاری بالا» در زرادخانه خود طراحی و اجرا کردهاند، اما پرسش کلیدی اینجاست: پاسخ مناسب و هوشمندانه به این ابزار تاریک چیست، پاسخی که هم بازدارنده باشد، هم مشروع، و هم دشمن را از تداوم این مسیر پشیمان کند؟
ترور بهعنوان یک استراتژی حذف فیزیکی و جنگ روانی
ترور در نبرد علیه ایران، صرفاً یک عمل امنیتی نیست؛ یک پیام رسانهای ـ روانی، نیز است. هدف نهایی، ایجاد رعب، تردید در امنیت ملی، نمایش ناتوانی سیستم حفاظتی و در نهایت، تضعیف ارادهٔ ملی برای پیشرفت و مقاومت است. رژیم صهیونیستی، با بهرهگیری از شبکهٔ اطلاعاتی موساد، فناوریهای پیشرفته و پوشش دیپلماتیک، این استراتژی را به «هنری دقیق» تبدیل کرده است. ترور دانشمندان هستهای، از شهریاری تا فخریزاده و ترورهای جنگ 12روزه و جنگ رمضان، تنها نمونهای عینی از این رویکرد است: ضربه زدن به هستهٔ علمی و اجرایی و نظامی کشور، همزمان با فرستادن پیامی هشدارآمیز به تمامی نخبگان سیاسی، نظامی و علمی.
ضرورت رعایت مسائل امنیتی و پرهیز از به دام رسانههای دشمن افتادن
یکی از مسائل مهم که در جنگ رمضان هم اتفاق افتاد ترور مسئولان و فرماندهان و دانشمندان کشور بود، برخی رسانههای دشمن بهدروغ و با حیلهها و ترفندهای مختلف سعی میکردند مسئولان و فرماندهان را از مکانهای امنیتی خود خارج کنند و سپس آنها را ترور کنند، گاهی میگفتند؛ “فلانی مرده است.”، گاهی میگفتند؛ “فلانی در مخفیگاه است.”، گاهی میگفتند؛ “فلان مسئول ترسو است و میترسد میان مردم بیاید.”، هرچند مسئولان و فرماندهان ما عاشق شهادت هستند و از مرگ و شهادت نمیترسند اما نباید گرفتار بازی رسانهای دشمن شوند، مسئلهای که در جنگ رمضان اتفاق افتاد و رسانههای دشمن برخی از مسئولان را از مراکز امنیتی خود خارج کردند و بعد محل آنان مشخص شد و سپس اقدام به ترور آنها کردند، بنابراین مسئولان و فرماندهان باید دقت بیشتری در مسائل امنیتی داشته باشند و در دام رسانههای دشمن گرفتار نشوند.
«مقابله به مثل» در ترور
در برابر این تهاجم و ترور، اولین چیزی که بهنظر میرسد «مقابله به مثل» و استفاده از همان روشهای دشمن برای پاسخگویی است، اما فقه اسلامی و عقلانیت استراتژیک، هر دو این مسیر را بنبست میدانند. از نظر شرعی، ترور غیرنظامیان و استفاده از روشهای خیانتآمیز مطلقاً مردود است. از نظر استراتژیک، تقلید از دشمن، ایران را از مزیت اخلاقی و حقوقی خود محروم میکند، افکار عمومی جهانی را بهسمت دشمن سوق میدهد و چهرهٔ مقاومت مشروع را مخدوش میسازد. پیروزی واقعی، مجبور کردن دشمن به بازی در زمینی است که ما قواعد آن را (قواعدی مبتنی بر قانون، اخلاق و ابتکار) تعیین میکنیم.
البته بهنظر میرسد اگر فقهاء و نظامیان با هم یک همفکری جدید و بازخوانی جدید درباره ترور داشته باشند بسیار خوب است؛ چراکه دشمنان ایران میدانند که ایران در ترور «مقابله به مثل» نمیکند برای همین از این روش استفاده میکنند. اگر «مقابله به مثلهایی» در حیطه شرعی به نظامیان بیان شود یا دیگر «مقابله به مثلهایی» پشیمانکننده به وجود بیاید ترور و خطرات آن کاهش مییابد.
معادل پشیمانکننده: طراحی یک پاسخ چندلایه و هوشمند
پاسخ مناسب، نه یک اقدام واحد، که یک استراتژی چندبُعدی و یکپارچه است، این پاسخ باید چنان هزینهای بر دشمن تحمیل کند که ادامهٔ راه ترور را برای او غیرمنطقی و «پشیمانکننده» سازد، این معماری میتواند بر چند بخش اصلی استوار باشد:
1. بخش حقوقی ـ دیپلماتیک: تبدیل هر ترور به یک پروندهٔ بینالمللی علیه رژیم صهیونیستی. مستندسازی حرفهای، تعقیب قضایی عوامل و حامیان در مجامع جهانی، و افشای سیستماتیک نقض قوانین بینالملل، هزینه سیاسی اسرائیل را افزایش میدهد.
2. بخش امنیتی ـ بازدارنده: سرمایهگذاری کلان در سامانههای پیشرفتهٔ حفاظتی، هوش مصنوعی برای پیشبینی تهدیدات، و آموزش نیروهای ویژه. هدف از این مسئله افزایش هزینههای مالی و جانی برای تروریستها و جهنمسازی برای طراحان عملیات تروریستی.
3. بخش اطلاعاتی ـ تهاجمی: جنگ سایبری و اطلاعاتی برای خنثیسازی، افشا و اختلال در شبکههای ترور دشمن. شناسایی و بیاثر کردن عوامل، نفوذ در حلقههای برنامهریزی و افشای اسناد محرمانه.
4. بخش اقتصادی: اعمال تحریمهای هدفمند و هوشمند بر شرکتها و نهادهای مالی مرتبط با شبکه ترور رژیم صهیونیستی، از طریق اهرمهای منطقهای و بینالمللی.
5. بخش رسانهای ـ روانی: روایتسازی حرفهای و جهانی از هر ترور. تبدیل قربانی به «نماد مقاومت» و تروریست به «نماد جنایت». استفاده از هنر، مستند و شبکههای اجتماعی برای تأثیرگذاری در افکار عمومی جهان.
6. بخش علمی ـ تابآوری: قویترین پاسخ به ترور دانشمندان، تولید دانشمندان بیشتر و دستیابی به فناوریهای بالاتر است. هر ترور باید به موتور محرکهای برای جهش علمی تبدیل شود، البته هر کدام از این بخشها بحثهایی عمیقتر و گستردهتر دارد همچنین بخشهای دیگری را هم میتوان گفت که بهدلیل اطاله کلام از آن عبور میکنیم.
پیروزی در تعریف جدید میدان
نبرد امروز، نبرد تسلیحات نیست؛ نبرد ارادهها، روایتها و ابتکارها است. استراتژی «معادل پشیمانکننده»، جمهوری اسلامی ایران را از موضع یک قربانی منفعل به یک بازیگر هوشمند فعال تبدیل میکند که ابتکار عمل را در دست دارد. این استراتژی، ضمن حفظ کرامت انسانی و اصول اسلامی، دشمن را در بنبست تداوم یک استراتژی پرهزینه و بیثمر قرار میدهد. در این سناریو، هر عملیات ترور، نه ضربهای به ایران، که گامی به عقب برای دشمن و فرصتی برای نمایش تابآوری و خلاقیت ایران خواهد بود. آینده از آنِ ملتی است که بتواند تاریکی ترور را با نور خردورزی، نوآوری و مقاومتی قانونمند خنثی کند.
یادداشت از: دکتر سیدمجید نبوی
انتهای پیام/+
