» فرهنگ و تاریخ باستان » جهان در حال ورود به حلبی‌آباد قدرت‌هاست
جهان در حال ورود به حلبی‌آباد قدرت‌هاست

جهان در حال ورود به حلبی‌آباد قدرت‌هاست

اردیبهشت ۱۱, ۱۴۰۵ 1010

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در روزهایی که تحلیل‌های سطحی از علل جنگ رمضان فضای رسانه‌ای را پر کرده است، نشستن پای سخن کسی که روایت را از ژرفای تاریخ و وسعت تمدن آغاز می‌کند، خود تجربه‌ای دیگر است. سید جواد میری، عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، در گفت‌وگو با اندیشکده رهیافت، پرسش از «چرایی جنگ» را به پرسش از «هویت جهانی ایران» پیوند زده است. روایت او، روایتی است از جنگ‌های صلیبی تا انقلاب فرانسه، از کتاب‌های لستر ثارو تا مستندهای نوستراداموس، و از سناریوی «حلبی‌آباد جهانی» تا ضرورت بازدارندگی اتمی.

میری در ابتدا با رد نگاه صرفاً تقابلی به روابط شرق و غرب، به نمونه‌هایی از تبادل تمدنی در تاریخ اشاره می‌کند: «اگر زمان را به عقب برگردانیم و به دوران اندلس بنگریم، می‌بینیم که حتی پاپ وقت از نبود روحانی برای خواندن لاتین شکایت داشت، زیرا بیشتر آنان مشغول یادگیری زبان عربی و خواندن ابن‌سینا و فارابی بودند. یا آن‌ماری شیمل نشان می‌دهد که واژگانی مانند کافه و قهوه از زبان عربی به آلمانی راه یافته است. بنابراین، نمی‌توان روابط این دو جهان را صرفاً بر پایه تقابل تفسیر کرد».

اما به گفته این پژوهشگر، از اوایل دهه 1990 با طرح نظریه «برخورد تمدن‌ها» توسط هانتینگتون، فضای فکری جهان بار دیگر به سمت تقابل حرکت کرد. در کنار آن، کتاب «رویارویی بزرگ» لستر ثارو – مشاور پنج رئیس‌جمهور آمریکا – تصویری هشداردهنده از آینده جهان ترسیم می‌کند: «ثارو در آن کتاب، که نخستین بار در سال 1993 منتشر شد، هشدار می‌دهد که جهان در حال گذار از دوقطبی به چندقطبی است. اما نکته تکان‌دهنده این بود که در نقشه این جهان چندقطبی، هیچ جایگاهی برای منطقه ما – خاورمیانه عربی و غرب آسیا – در نظر گرفته نشده بود. بعدها در یک زیرنویس خواندم که این منطقه باید به «شنتی تاون» (Shanty Town)، یعنی حلبی‌آباد جهانی، تبدیل شود».

میری تأکید می‌کند که این تحلیل محققانه، حاصل یک دوره تحقیقاتی پانزده ساله بوده است؛ یعنی از اواخر دهه 1970 چنین سناریویی در حال شکل‌گیری بوده است. «از جنگ عراق، حمله به کویت، جنگ ایران و عراق، تا تحولات سوریه و لبنان و فلسطین، همگی حلقه‌های یک زنجیره هستند. هدف این است که منطقه ما به ناحیه‌ای از دولت‌های شکست‌خورده (Failed States) تبدیل شود؛ مناطقی که نه امنیت دارند، نه اقتصاد، نه رفاه. اما آمریکا هم مانند قرن نوزدهم نمی‌خواهد مستقیماً ارتش پیاده کند و هزینه بپردازد. از نظر جغرافیایی، برخلاف اروپا، نگران مهاجرت گسترده از این منطقه به خاک خود نیست».

این عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم انسانی، خاطره‌ای از سال 1991 را بازگو می‌کند: «در سوئد بودم. مستندی درباره نوستراداموس پخش می‌شد. در آن مستند ادعا می‌کردند که نوستراداموس ظهور هیتلر، جنگ جهانی اول و حتی ظهور آقای خمینی را پیشگویی کرده است. سپس گفتند که فردی با عمامه آبی از مکه ظهور می‌کند و دو میلیون نفر از ایران و عراق به یاری او می‌شتابند، اما او در واقع دجال است. سپس آمریکا و اروپا متحد می‌شوند و جنگی 27 ساله به راه می‌افتد و نهایتاً مسیح دجال را شکست می‌دهد. من 35 سال پیش این را دیدم و با خود گفتم: این پیشگویی نیست؛ این سناریویی است که مرحله به مرحله اجرا می‌شود».

به گفته میری، ایمانوئل والرشتاین نیز در سال 2014 در دانشگاه تهران هشدار داده بود که جهان از درگیری‌های کوچک به سوی جنگ‌های بزرگ حرکت می‌کند و 20 تا 30 سال آینده مملو از جنگ خواهد بود. «مجموعه این داده‌ها نشان می‌دهد که ما در میانه یک بازی شطرنج قرار گرفته‌ایم که صفحه آن به طور کامل در اختیار ما نیست. قدرت‌های جهانی در حال آرایش نظامی، سیاسی و اقتصادی هستند. اگر ظرافت‌های این تحولات را درک نکنیم، ممکن است هستی خود را از دست بدهیم».

در پاسخ به پرسش درباره «نقطه بهینه پایان جنگ»، میری با اشاره به ضرورت شناخت نظم جهانی، از فروپاشی معادلات قدیم و ظهور چین به عنوان بازیگری تازه سخن می‌گوید. او به سخن جوزف استیگلیتز اشاره می‌کند که اگر طبقه متوسط چین – حدود هفتصد تا نهصد میلیون نفر – بخواهد به سطح زندگی اروپا و آمریکا برسد، منابع کره زمین باید پنجاه برابر شود؛ و این ناممکن، معنایی جز جنگ ندارد. «جهان در حال گذار از دوره‌ای به دوره دیگر است. ارباب جدیدی می‌خواهد وارد میدان شود و نتیجه چنین تغییری، جنگ است».

اما ایران در این نظم نوین چه جایگاهی دارد؟ میری کشورهای جهان را به سه دسته تقسیم می‌کند: دسته اول، آمریکا و متحدانش در ناتو؛ دسته دوم، چین، روسیه و کره شمالی؛ دسته سوم، کشورهایی که همچون شرکت‌هایی برای آمریکا عمل می‌کنند. «جمهوری اسلامی ایران رده چهارم بود؛ خواست خارج از این سه دسته، مسیر مستقلی طراحی کند. این امر تا سال 1398 و شهادت سلیمانی تا حدودی پایدار بود، اما پس از آن سیر نزولی طی شد و جایگزینی برای آن تعریف نگردید. اگر آن الگو کار می‌کرد، سوریه سقوط نمی‌کرد، حماس نابود نمی‌شد، لبنان تحت فشار قرار نمی‌گرفت».

میری با صراحت می‌گوید: «تنها راه خروج از این بن‌بست، بازدارندگی اتمی است. آمریکایی‌ها از زمان جنگ جهانی دوم این باور را در استراتژی خود نهادینه کرده‌اند که می‌توانند به هر نقطه‌ای در جهان حمله کنند، اما هیچ کس نمی‌تواند سرزمین اصلی آنها را هدف قرار دهد. تنها کشورهایی که این باور را تردید کرده‌اند، چین، روسیه و کره شمالی هستند. ما هم باید این باور را نسبت به خود تغییر دهیم. چرا آمریکایی‌ها باید اجازه داشته باشند حمله کنند، اما ایران نتواند پاسخ دهد؟».

میری به روابط پیچیده ایران و چین در حوزه انرژی اشاره می‌کند: «بخش عمده این روابط پنهان است. ظرفیت‌های ذخیره‌سازی نفت ایران در چین طی بیست سال اخیر، سرمایه‌گذاری‌های غربی‌ها که به سمت چین هدایت شد، همه نشان از پیوندی عمیق دارد.» به گفته او، یکی از شروط ایران برای پایان جنگ، خروج کامل آمریکا از منطقه است. اما در آن صورت، نقش چین و روسیه چه خواهد بود؟ «روسیه با ایران، اسرائیل و آمریکا همزمان در ارتباط است. چین نیز کانال‌های خود را با همه بازیگران حفظ کرده است. اما اگر قرار است آمریکا خارج شود، نباید نتیجه آن چینی‌ها و روس‌ها باشند که از منافع منطقه بهره‌برداری کنند. هزینه‌ها باید عادلانه تقسیم شود».

در پایان، میری در پاسخ به پرسش درباره مهم‌ترین میراث رهبر شهید، با احتیاطی آکادمیک از ضرورت فاصله زمانی برای داوری تاریخی سخن می‌گوید: «برای ارزیابی شخصیت‌های تاریخی باید دست‌کم سی سال فاصله گرفت تا حجاب مجاورت و معاصرت کنار برود. آن زمان می‌توان جایگاه ایشان را در میان رهبران بزرگی چون شاه‌عباس، کوروش یا داریوش سنجید.» با این حال، او به دو ویژگی برجسته اشاره می‌کند: «نخست، چشم‌انداز نظری ایشان در کتاب انسان 250 ساله که نشان از چارچوب فکری منسجمی دارد. دوم، درک زودهنگام ایشان از نظام هژمونیک جهانی و ضرورت آمادگی دفاعی. اگر این وضعیت را با شهریور 1320 مقایسه کنیم که رضاشاه در برابر چند روز فشار نظامی تسلیم شد، تفاوت روشن می‌شود. امروز ایران توانسته است در برابر دو قدرت اتمی، با همه خسارت‌ها، برای مدتی رویارویی نظامی کند. این خود دستاوردی کم‌نظیر است».

انتهای پیام/ 

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×