جنگ روایتها؛ اینبار از دریچه دوربین/این عکسها سند تاریخیاند
به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، جنگ، پیش از آنکه در کتابهای تاریخ ثبت شود، در حافظه آدمها جا میگیرد؛ در تصویر خانهای که دیگر نیست، در چهره خانوادهای که داغدار شده، در دستهای امدادگری که برای نجات دیگری تلاش میکند و در قاب عکاسی که درست در میانه بحران، لحظهای را برای همیشه متوقف میکند. از همین منظر، ثبت تصویری جنگ تنها ثبت چند قاب از میدان نبرد نیست؛ تلاشی است برای حفظ بخشی از تجربه یک جامعه و جلوگیری از آنکه جزئیات یک دوره تاریخی در گذر زمان به فراموشی سپرده شود.
نمایشگاه عکس «40 روز شکوه مقاومت و پیروزی» با چنین رویکردی شکل گرفته است؛ رویدادی که میکوشد روایت جنگ اخیر را از قابهای صرفاً نظامی فراتر ببرد و در کنار مقاومت و ایستادگی، زندگی مردم، همبستگی اجتماعی، همیاری، خدماترسانی و رنج غیرنظامیان را نیز به تصویر بکشد. در این میان، بخش «کودکان آسمانی میناب» نیز تلاش دارد یکی از تلخترین وجوه این تجربه را در قابهایی انسانی و ماندگار ثبت کند.
اهمیت چنین روایتی فقط به امروز محدود نمیشود. عکس میتواند لحظهای گذرا را به سندی برای آینده تبدیل کند و به نسلهایی که این روزها را ندیدهاند، امکان دهد بخشی از واقعیت آن را نه از خلال روایتهای ثانویه، بلکه در قاب تصویر ببینند. از سوی دیگر، در شرایطی که «جنگ روایتها» نیز به موازات میدانهای دیگر جریان دارد، انتخاب اینکه چه چیزی ثبت شود و چگونه کنار هم قرار بگیرد، خود به بخشی از روایت یک دوره تاریخی تبدیل میشود.
در گفتوگو با داود عامری رئیس نمایشگاه «40 روز شکوه مقاومت و پیروزی» و دبیرکل مجمع جهانی صلح اسلامی درباره چرایی شکلگیری این نمایشگاه، معیار انتخاب آثار، نسبت هنر و حافظه جمعی، روایت رنج قربانیان غیرنظامی، نقش عکاسان در ثبت بزنگاههای تاریخی و همچنین برنامههای پیشروی این رویداد در عرصه داخلی و بینالمللی با دبیر نمایشگاه به گفتوگو نشستیم.

مشروح اینگفتگو در ادامه میآید؛
* آقای عامری نمایشگاه عکس «40 روز شکوه مقاومت و پیروزی» با چه اهدافی برگزار میشود؟ چه ضرورتها و دغدغههایی زمینهساز برپایی این نمایشگاه است؟
برگزاری این نمایشگاه در درجه نخست پاسخ به یک ضرورت مهم فرهنگی و نیاز امروز جامعه ما است. ملت ما از خرداد ماه سال گذشته، وقایع مهمی را از سر گذرانده است و اینکه رویدادهای جنگ اخیر نباید تنها در حافظه شفاهی جامعه باقی بماند، بلکه ضرورت دارد آنچه مردم ایران در این دوره تجربه کردند، با زبان تصویر ثبت و برای نسلهای آینده حفظ شود. ما با رویدادی مواجه هستیم که ابعاد آن صرفاً نظامی نیست؛ حمله به مراکز آموزشی، ورزشی، خدماتی و دیگر زیرساختهای غیرنظامی و مجلس عروسی، نشان داده که با یک جنگ چندلایه مواجه هستیم؛ جنگی که در کنار میدان نظامی، عرصه اجتماعی، فرهنگی و رسانهای را نیز دربرمیگیرد. از سوی دیگر، یکی از مهمترین واقعیتهایی که در جریان این حوادث خود را نشان داد، شکلگیری نوعی همگرایی و انسجام اجتماعی در جامعه ایران بود. مردم در شرایط تهدید، در کنار نیروهای مسلح قرار گرفتند و احساس تعلق به سرزمین و دفاع از میهن در بخشهای مختلف جامعه نمود پیدا کرد.
بنابراین، برای ما مهم است که این وجه از جنگ نیز ثبت شود؛ یعنی در کنار صحنههای مقاومت، ایستادگی و دفاع،همدلی، همیاری، فداکاری و همراهی اجتماعی نیز دیده شود.دغدغه دیگر، مسئله جنگ روایتها است. امروز جنگ فقط در میدان نظامی اتفاق نمیافتد و تصویرسازی از یک رویداد نیز بخشی از خود آن رویداد است. اگر واقعیتها ثبت نشوند، ممکن است روایتهای ناقص، تحریفشده یا یکجانبه جای واقعیت را بگیرند. از این منظر، نمایشگاه عکس«40 روز شکوه مقاومت و پیروزی» تلاشی برای ثبت بخشی از واقعیتهای این دوره و ایجاد یک سند تصویری ماندگار از مقاومت، همبستگی و تجربه اجتماعی مردم ایران است.
* عنوان «40 روز شکوه مقاومت و پیروزی» چه مفهومی دارد؟ قرار است این عنوان چه تصویری از حوادث و تحولات جنگ اخیر در ذهن مخاطب شکل دهد؟
از آنجا که نمایشگاه تلاش دارد به موضوع جنگ تحمیلی سوم از ابعاد مختلف نگاه کند این عنوان تلاش میکند نگاه مخاطب را از یک روایت صرفاً نظامی از جنگ فراتر ببرد. «40 روز» به یک دوره مشخص و تجربهشده اشاره دارد و «شکوه مقاومت و پیروزی» بیانگر این نگاه است که در این دوره، تنها با مجموعهای از حوادث نظامی مواجه نبودیم؛ بلکه شاهد جلوههایی از مقاومت اجتماعی، همبستگی ملی، ایثار و ایستادگی مردم نیز بودیم.واژه «شکوه» در این عنوان، بیشتر ناظر بر جلوههای انسانی، اجتماعی و حماسی این مقاومت است؛ اینکه چگونه جامعه در شرایط دشوار توانست خود را بازسازی کند، در کنار یکدیگر قرار گیرد و از ظرفیتهای اجتماعی خود برای عبور از بحران استفاده کند. بنابراین قرار نیست مخاطب پس از دیدن نمایشگاه فقط صحنههای تخریب، درگیری و جنگ را ببیند؛ بلکه باید تصویر دیگری نیز در ذهن او شکل بگیرد: تصویر مردمی که در شرایط سخت، زندگی را ادامه دادند، به یکدیگر کمک کردند و با حفظ همبستگی اجتماعی در برابر تهدید ایستادند.از این منظر، عنوان نمایشگاه در واقع یک چارچوب مفهومی برای دیدن آثار است؛ مخاطب قرار است جنگ را فراگیرتر از میدان نبرد و از دریچه جامعه، انسان و مقاومت ملی ببیند.
* در این نمایشگاه، عکس و زبان تصویر بهعنوان ابزار اصلی روایت انتخاب شده است. چرا؟
هنر عکاسی، روایت لحظههای گذرا و ناپدید شونده برای آیندگان است. عکاسی یکی از مستقیمترین و اثرگذارترین شیوههای ثبت واقعیت است. یک عکس میتواند در یک لحظه، حادثهای را که توضیح آن شاید به ساعتها زمان نیاز داشته باشد، در کمترین وقت ممکن به مخاطب منتقل کند. تصویر میتواند جزئیات، احساسات و لحظههایی را ثبت کند که در گذر زمان ممکن است از حافظه فردی و حتی حافظه جمعی دور شوند.اهمیت عکس در این است که لحظه را متوقف میکند و آن را به سندی برای آینده تبدیل میکند.
وقتی عکاس یک لحظه از زندگی مردم، مقاومت آنان، همدلی یک خانواده، فعالیت نیروهای امدادی یا حتی یک صحنه از ویرانی را ثبت میکند، در واقع بخشی از تاریخ را برای آیندگان نگه میدارد.از طرف دیگر، زبان تصویر مرزهای زبانی را تا حد زیادی پشت سر میگذارد. یک مخاطب ایرانی و یک مخاطب در نقطهای دیگر از جهان میتوانند بدون نیاز به زبان مشترک، درک مشترکی از یک تصویر را داشته باشند، با آن ارتباط برقرار کنند و معنای انسانی آن را درک کنند. به همین دلیل، عکس علاوه بر ارزش هنری، یک ابزار فرهنگی، رسانهای و حتی بینالمللی با زبان مشترک برای انتقال روایت است.
با این توضیحات، نمایشگاه حوزه وسیعی از جنبههای جنگ تحمیلی سوم را در بر میگیرد؟ نه؟
اتفاقاً یکی از رویکردهای اصلی نمایشگاه این است که جنگ را صرفاً از زاویه میدان نبرد روایت نکند. جنگ پیش از آنکه فقط یک رویداد نظامی باشد، متاسفانه یک تجربه انسانی و اجتماعی تلخی است و آثار آن زندگی مردم، خانوادهها، کودکان، محیط اجتماعی و حتی حافظه یک جامعه را تحت تأثیر قرار میدهد.به همین دلیل، در این نمایشگاه تلاش شده است در کنار دفاع کوبنده نظامی و دفاعی نیروهای مسلح بخشهایی از زندگی اجتماعی مردم، همیاری، همبستگی، خدماترسانی و فداکاری نیز دیده شود. ما میخواهیم مخاطب با تصویری چندبعدی از این دوره مواجه شود؛ تصویری که در آن هم تلخی و آسیبهای جنگ وجود دارد و هم جلوههای امید، همدلی و مقاومت.
توجه به این ابعاد اهمیت زیادی دارد؛ زیرا اگر حماسه مقاومت را فقط در قاب انفجار و میدان نبرد خلاصه کنیم، بخش مهمی از حقیقت آن را از دست دادهایم. جامعهای که جنگ را تجربه میکند، در همان حال که با تهدید مواجه است، زندگی در شرایط جنگ را نیز تجربه میکند، به هر حال زندگی نیز هم زمان با جنگ و البته متفاوتتر از زمان صلح در جریان است. مردم فرزندانشان را به مدرسه میفرستند، به مجروحان و آسیبدیدگان کمک میکنند و برای حفظ زندگی تلاش میکند. ثبت این لحظات، در واقع ثبت چهره انسانی جنگ است.
* این نمایشگاه چه نقشی در تقویت حافظه جمعی و ثبت حافظه تصویری جنگ تحمیلی سوم ایفا میکند؟
هر جنگی سرانجام به یک خاطره تاریخی و تجربه ملی تبدیل میشود؛ اما اینکه این خاطره چگونه در ذهن نسلهای آینده باقی بماند، تا حد زیادی به اسنادی بستگی دارد که امروز از آن ثبت میکنیم. عکس یکی از مهمترین این اسناد است.ما امروز در برابر یک مسئولیت تاریخی قرار داریم. نسلهای آینده ممکن است بسیاری از جزئیات این دوره را از طریق کتابها و روایتهای شفاهی بشنوند، اما تصویر میتواند آنها را با فضای واقعی این روزها مواجه کند.
یک قاب تصویری میتواند بخشی از رنج، همدلی و ایستادگی مردم را به شکلی ملموس به آیندگان منتقل کند.از این منظر، نمایشگاه «40 روز شکوه مقاومت و پیروزی» نه تنها یک رویداد هنری است تلاشی هم برای ساختن و حفظ بخشی از حافظه تصویری یک دوره تاریخی مهم و سرنوشت ساز است. عکسهای جمع آوری شده این مجموعه میتوانند در آینده به عنوان اسناد فرهنگی و تاریخی مورد مراجعه قرار گیرند و به نسلهای بعد کمک کنند که این دوره را فقط از طریق روایتهای ثانویه نشناسند، بلکه بخشی از آن را در قاب تصویر ببینند.

* با توجه به گستردگی جنگ اخیر، معیار انتخاب آثار و عکسهای ارائهشده در نمایشگاه چه بوده است؟
طبیعتاً در یک رویداد با این گستردگی، امکان نمایش تمام تصاویری که به دبیرخانه رسیده وجود ندارد و باید دست به انتخاب زد. معیار اصلی این بوده که آثار بتوانند تصویری معنادار و قابل اتکا از تجربه این دوره ارائه کنند؛ تصاویری که صرفاً جنبه خبری و لحظهای نداشته باشند، بلکه بتوانند بخشی از واقعیت اجتماعی و انسانی آن را نیز منتقل کنند.در انتخاب آثار، به این نکته توجه شده که مجموعه نهایی یک روایت متوازن و چندوجهی از جنگ ارائه دهد.
بنابراین، عکسهای انتخابی روایتی از مقاومت و پیروزی، زندگی در جنگ، همبستگی ملی، همیاری و خدماترسانی، حوادث تلخ بمباران ها خصوصا کودکان آسمانی میناب هستند. در واقع، یک عکس زمانی برای ما اهمیت بیشتری پیدا میکند که علاوه بر ارزش بصری و هنری، بتواند حامل یک معنا و بخشی از یک تجربه جمعی باشد. هدف این نیست که مخاطب با انبوهی از تصاویر پراکنده مواجه شود؛ بلکه میخواهیم عکسها در کنار یکدیگر یک روایت منسجم بسازند و تصویری انسانی، اجتماعی و تاریخی از این دوره ارائه کنند.
* در طراحی و برگزاری نمایشگاه، نگاهی به مخاطبان بینالمللی و انتقال روایت مقاومت به افکار عمومی جهان نیز مد نظر قرار گرفته است؟
بله، از ابتدا این نگاه وجود داشت. تجربه مردم ایران در این دوره، فقط یک موضوع داخلی نیست و میتواند برای مخاطبان دیگر کشورها نیز قابل فهم و قابل توجه باشد؛ بهویژه از منظر انسانی، اجتماعی و فرهنگی. یکی از ظرفیتهای مهم نمایشگاه، خود زبان تصویر است. همانطور که اشاره کردم، تصویر تا حد زیادی فراتر از مرزهای زبان حرکت میکند. یک عکس میتواند بدون نیاز به توضیح گزارشی از واقعیت زندگی مردم در شرایط جنگ را به مخاطبی در یک نقطه دور جهان منتقل کند.
به همین دلیل، برنامههای بینالمللی نیز برای نمایشگاه در نظر گرفته شده است این آثار در برخی از کشورهای دیگر و با ترجمه محتوای نمایشگاه به زبانهای مختلف نیز در آینده میتواند به نمایش گذاشته شود. هدف این است که روایت مردم ایران از این دوره، صرفاً در داخل کشور باقی نماند و مخاطبان بینالمللی نیز این تجاوز با ابعاد اجتماعی و انسانی آن آشنا شوند.
در نهایت، ما معتقدیم در شرایطی که «جنگ روایتها» به یکی از عرصههای مهم منازعه تبدیل شده است، ثبت دقیق و هنرمندانه واقعیتها اهمیت دو چندان پیدا میکند. این نمایشگاه میتواند از طریق زبان هنر و تصویر، بخشی از روایت مردم ایران را به افکار عمومی جهان منتقل کند؛ روایتی که در آن مقاومت، همبستگی، ایثار و حفظ زندگی در شرایط دشوار در کنار یکدیگر دیده میشوند.

* مهمترین برنامههای جانبی نمایشگاه چیست؟ قرار است این رویداد در قالبهای دیگری همچون نشستهای تخصصی، انتشار آثار یا فعالیتهای فرهنگی و هنری نیز ادامه پیدا کند؟
نگاه ما به نمایشگاه «40 روز شکوه مقاومت و پیروزی» صرفاً برگزاری یک رویداد چند روزه و نمایش تعدادی عکس نیست، بلکه تلاش داریم این نمایشگاه را به یک جریان فرهنگی و هنری برای ثبت، تبیین و انتقال تجربه جامعه ایران از جنگ اخیر تبدیل کنیم. به همین دلیل، نمایشگاه را میتوان نقطه آغاز یک مسیر دانست.یکی از برنامههای مهم، فراهم کردن امکان ارائه آثار در خارج از کشور و معرفی این تجربه به مخاطبان بینالمللی است. همچنین ترجمه محتوای نمایشگاه به زبانهای مختلف در دستور کار قرار دارد تا آثار و پیام آنها بتواند دامنه مخاطبان گستردهتری پیدا کند.از سوی دیگر، ظرفیت عکسهای گردآوریشده میتواند زمینهساز تولید مجموعههای مکتوب و تصویری و برگزاری برنامههای فرهنگی و هنری مرتبط باشد.
باور ما این است که وقتی یک رویداد تاریخی با چنین ابعادی رخ میدهد، وظیفه فرهنگی ما فقط ثبت آن نیست؛ بلکه باید زمینه گفتمان سازی درباره آن را نیز فراهم کنیم. در این مسیر، نشستهای تخصصی، انتشار آثار و استمرار فعالیتهای فرهنگی میتواند به تعمیق این روایت کمک کند.هدف نهایی این است که «40 روز» به یک خاطره زودگذر تبدیل نشود، بلکه آثار و روایتهای آن بتواند در سالهای آینده نیز مورد استفاده پژوهشگران، هنرمندان، رسانهها و نسلهای آینده قرار گیرد.
* فرآیند شکلگیری نمایشگاه چگونه آغاز شد؟ از ایده اولیه تا انتخاب موضوعات و آثار، چه مراحلی طی شد و چگونه به شکل و قالب کنونی نمایشگاه رسیدید؟
ایده اصلی نمایشگاه از یک دغدغه مشخص و تلاش برای کمک به روایت ایرانی شکل گرفت. اینکه جنگ اخیر نباید بدون یک ثبت تصویری منسجم و قابل استناد باقی بماند. در جریان تجاوز دشمن، عکاسان فداکارانه در نقاط مختلف حضور داشتند و لحظات متعددی را ثبت کردند. در چنین شرایطی، ضروری بود این تصاویر پراکنده جمعآوری، دستهبندی و در قالب یک روایت منسجم ارائه شوند.در مرحله بعد، تلاش شد نگاه نمایشگاه از یک مجموعه صرفاً خبری فراتر برود.
بر همین اساس، محورهای موضوعی مشخص شد تا آثار بتوانند ابعاد مختلف تجربه جامعه ایران را از مقاومت و پیروزی و زندگی در جنگ گرفته تا همبستگی ملی، همیاری و خدمات و همچنین روایت «کودکان آسمانی میناب بازتاب دهند، بر این مبنا بررسی و ارزیابی آنها کردیم و تلاش شد مجموعه نهایی از نظر موضوعی و محتوایی، ضمن حفظ شروع به جمع آوری آثار و تنوع مسیر مشخص روایی نیز داشته باشد. در واقع، نمایشگاه به دنبال آن است که از کنار هم قرار گرفتن عکسها، یک روایت تصویری منسجم شکل بگیرد؛ روایتی که هم ارزش هنری داشته باشد و هم بتواند به عنوان یک سند فرهنگی و تاریخی مورد توجه قرار گیرد.

* چه تعداد عکس به دبیرخانه نمایشگاه ارسال شد؟ معیارها و شیوه گزینش آثار برای حضور در نمایشگاه چگونه بود؟
در اینجا باید میان دو موضوع تفاوت قائل شویم؛ نخست، تعداد تصاویری که به دبیرخانه رسیده و دوم، آثاری که در نهایت برای نمایش انتخاب شدهاند. طبیعی است که در یک رویداد با این حجم و ابعاد، همه آثار امکان حضور در نمایشگاه را پیدا نمیکنند و فرآیند انتخاب باید بر اساس معیارهای مشخص صورت گیرد.مهمترین معیار، ارتباط اثر با اهداف و محورهای نمایشگاه و توانایی آن در انتقال بخشی از واقعیت جنگ و تجربه جامعه بوده است. در کنار این موضوع، ارزشهای هنری و بصری عکس، کیفیت ثبت لحظه، قدرت روایتگری و اهمیت تاریخی و اجتماعی تصویر نیز مهم بوده است. ما به دنبال عکسهایی نبودهایم که صرفاً یک صحنه جذاب یا تکاندهنده را نشان دهند.
عکس باید بتواند یک لحظه تاریخی، یک تجربه انسانی یا بخشی از رفتار اجتماعی مردم در شرایط جنگ را روایت کند. به همین دلیل، تنوع آثار نیز اهمیت داشته است. مجموعه نهایی باید بتواند مقاومت و ایستادگی، زندگی مردم، همیاری، خدماترسانی و وجوه انسانی جنگ را به مخاطب نشان دهد. به بیان دیگر، هدف از گزینش آثار، ساختن یک روایت چندوجهی و منسجم بوده است.
* یکی از محورهای نمایشگاه، بخش «کودکان آسمانی میناب» است. پرداختن به ابعاد انسانی جنگ و بهویژه روایت رنج خانواده ها و قربانیان غیر نظامی، چه جایگاهی در این نمایشگاه دارد و چرا تصمیم گرفتید این موضوع را بهطور مستقل مورد توجه قرار دهید؟
این بخش یکی از مهمترین وجوه انسانی نمایشگاه است. وقتی از جنگ سخن میگوییم، نباید انسانهایی را که در میدان جنگ حضور ندارند، اما قربانی پیامدهای آن میشوند، فراموش کنیم. حمله و بمباران کودکان، خانوادهها و غیرنظامیان بخشی بسیار تلخ از این تجاوز هستند و ثبت سرنوشت آنان، در حقیقت ثبت جنایت دشمن و چهره انسانی و اجتماعی این پدیده غیر انسانی است.انتخاب عنوان «کودکان آسمانی میناب» برای یک محور مستقل نیز از همین نگاه ناشی میشود. این بخش تلاش میکند توجه مخاطب را از آمار و اعداد فراتر ببرد و با یک تجربه انسانی مواجه کند. پشت هر قربانی، یک زندگی، یک خانواده، یک مدرسه و مجموعهای از خاطرات و روابط انسانی وجود دارد.
هنر عکاسی، این توانایی را دارد که چنین واقعیتهایی را از سطح خبر فراتر ببرد و به بخشی از حافظه جمعی تبدیل کند. وقتی تصویر یک کودک در چنین نمایشگاهی ثبت میشود، در واقع تنها یک لحظه ثبت نشده است؛ بلکه بخشی از رنج یک جامعه و یک واقعه تاریخی برای آینده به یادگار گذاشته میشود.به همین دلیل، «کودکان آسمانی میناب» برای ما تنها یک بخش موضوعی نیست؛ یادآوری این حقیقت است که در این جنگ تحمیلی ، انسانها و بهویژه کودکان، مهمترین قربانیان هستند و نباید در روایتهای تاریخی به حاشیه رانده شوند.
* یکی از محورهای نمایشگاه، «همبستگی ملی و همیاری مردم» است. نمایشگاه چگونه توانسته نقش مردم، همدلی اجتماعی و سرمایه اجتماعی کشور را در جریان جنگ تحمیلی سوم به تصویر بکشد؟ آیا توانسته؟
از اتفاقات مهمی که در جریان جنگ اخیر شاهد آن بودیم، بروز جلوههای مختلف همبستگی اجتماعی بود. در شرایط تهدید، بسیاری از مردم در کنار یکدیگر قرار گرفتند و احساس تعلق به سرزمین و مسئولیت اجتماعی خود را نشان دادند. این موضوع برای ما اهمیت زیادی داشت و نمیخواستیم در روایت نمایشگاه این قسمت مهم نادیده گرفته شود. همبستگی ملی فقط در شعارها دیده نمیشود؛ در رفتارهای روزمره مردم نیز خود را نشان میدهد. کمک به آسیبدیدگان، خدماترسانی، حمایت از خانوادهها، همراهی با نیروهای امدادی و نظامی و تلاش برای ادامه زندگی در شرایط دشوار، بخش مهمی از سرمایه اجتماعی هستند.بنابراین، این بخش از عکسهای نمایشگاه تلاش میکنند این رفتارها را به تصویر بکشند و نشان دهند که جامعه ایران در برابر بحران چگونه میتواند ظرفیتهای درونی خود را فعال کند.از نگاه ما، این بخش حتی از منظر آیندهنگری نیز اهمیت دارد. سرمایه اجتماعی چیزی نیست که فقط در روزهای عادی معنا داشته باشد؛ ارزش واقعی آن زمانی آشکار میشود که جامعه با یک تهدید یا بحران جدی مثل جنگ روبهرو شود. ثبت این جلوهها در قالب عکس، در واقع ثبت بخشی از توان اجتماعی و ظرفیت همگرایی جامعه ایران است.
چه سازمانها، نهادها و مجموعههایی در برپایی نمایشگاه مشارکت داشتند؟ این همکاریها در چه زمینههایی صورت گرفته است؟
برگزاری نمایشگاهی با این ابعاد، طبیعتاً نیازمند همکاری مجموعههای مختلف فرهنگی، هنری و اجرایی است و نمایشگاه عکس «40 روز شکوه، مقاومت و پیروزی» نیز با مشارکت و همراهی مجموعههای مختلفی شکل گرفته است. در این میان، همکاری نهادهای فرهنگی و هنری، مجموعههای مرتبط با حوزه عکس و هنرهای تجسمی و همچنین رسانهها اهمیت ویژهای داشته است. این همکاریها را میتوان در چند سطح تعریف کرد: از پشتیبانی و هماهنگیهای اجرایی و فرهنگی گرفته تا جمعآوری و ارائه آثار، اطلاعرسانی، پوشش رسانهای و فراهم کردن زمینه برای توسعه و ارائه بینالمللی نمایشگاه.
اما نکته مهمتر این است که چنین رویدادی اساساً نمیتواند محصول فعالیت یک مجموعه به تنهایی باشد. ثبت یک تجربه ملی، نیازمند نوعی همکاری و همافزایی میان نهادهای فرهنگی، هنرمندان، عکاسان، رسانهها و دستگاههای اجرایی است. در برگزاری این نمایشگاه سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، فرهنگستان هنر، موسسه فرهنگی هنری پژوهشی صبا و … با ما همکاری نزدیک و موثری داشتهاند که جا دارد از همکاری خوب آنها نیز در اینجا تشکر نمایم.
* برگزاری این نمایشگاه چه پیامی برای هنرمندان و عکاسانی دارد که در جریان حوادث اخیر تلاش کردند واقعیتهای جنگ را ثبت و روایت کنند؟ آیا میتوان این نمایشگاه را نوعی قدردانی از تلاش آنان برای ثبت این برهه تاریخی دانست؟
قطعاً یکی از پیامهای مهم نمایشگاه، توجه و احترام به تلاش عکاسانی است که در شرایط دشوار، مسئولیت ثبت لحظههای تاریخی را بر عهده گرفتند. عکاس جنگ فقط یک ثبتکننده تصویر نیست؛ او در بسیاری از مواقع در متن یک حادثه قرار دارد و باید در همان لحظهای که دیگران تلاش میکنند از خطر فاصله بگیرند، برای ثبت واقعیت به آن نزدیک شود.اهمیت کار این عکاسان زمانی بیشتر روشن میشود که بدانیم بسیاری از لحظاتی که آنها ثبت کردهاند، شاید تنها یک بار اتفاق افتاده باشد و دیگر هرگز تکرار نشود. بنابراین، هر تصویر میتواند بخشی از تاریخ باشد.
از این منظر، نمایشگاه «40 روز شکوه مقاومت و پیروزی» را میتوان ادای احترام و قدردانی از نقش عکاسان و رسانه ها دانست که در این دوره تلاش کردند واقعیتها را ثبت کنند. ما میخواهیم به جامعه هنری این پیام را بدهیم که تلاش آنها دیده میشود و آثارشان صرفاً یک محصول هنری نیست؛ بلکه بخشی از حافظه تاریخی ملی است.در عین حال، این نمایشگاه میتواند یک پیام مهم برای نسل جدید عکاسان داشته باشد: در بزنگاههای تاریخی، هنر و هنرمند مسئولیت بزرگی در قبال جامعه دارد. گاهی یک شاتر زدن بهموقع، میتواند رویدادی را برای همیشه در تاریخ ماندگار کند.
* قرار است این رویداد در کشورهای دیگر نیز برگزار یا آثار آن در عرصههای بینالمللی ارائه شود؟ برای جهانیشدن پیام نمایشگاه و انتقال روایت آن به افکار عمومی جهان چه برنامهها و ظرفیتهایی در نظر گرفتهاید؟
نگاه ما از ابتدا صرفاً معطوف به مخاطب داخلی نبوده است. یکی از برنامههایی که برای نمایشگاه در نظر گرفته شده، ارائه آثار در برخی کشورهای دیگر و ترجمه محتوای نمایشگاه به زبانهای مختلف است.ما معتقدیم تجربهای که مردم ایران در این دوره پشت سر گذاشتند، ابعاد انسانی و اجتماعی گستردهای دارد و میتواند برای مخاطب جهانی نیز قابل فهم باشد. وقتی از یک خانواده، یک کودک، یک امدادگر، یک شهروند یا مردمی که در شرایط جنگ به یکدیگر کمک میکنند، صحبت میکنیم، با مفاهیمی مواجه هستیم که مرزهای جغرافیایی را نمیشناسند.در واقع، برای جهانیشدن پیام نمایشگاه باید از ظرفیت خود هنرمندان استفاده کنیم. تصویر یک زبان جهانی است. اگر یک اثر بتواند حقیقتی انسانی را بهدرستی منتقل کند، حتی بدون توضیحات طولانی با مخاطب ارتباط برقرار کند.
البته برای حضور مؤثر در عرصه بینالمللی، ترجمه محتوا، انتخاب مناسب آثار، ارائه حرفهای و همکاری با مجموعههای فرهنگی و هنری خارج از کشور اهمیت دارد. هدف ما این است که مخاطب خارجی فقط با یک روایت سیاسی از جنگ مواجه نشود، بلکه با تجربه انسانی و اجتماعی مردم ایران نیز آشنا شود.
* دبیرخانه نمایشگاه میخواهد به صورت دائمی به کار خود ادامه دهد یا اینکه برنامه دیگری برای استمرار پیام نمایشگاه دارید؟
نگاه ما این نیست که با پایان نمایشگاه، کار دبیرخانه نیز پایان پیدا کند. اساساً اگر هدف، حفظ حافظه تاریخی باشد، این کار نیازمند استمرار است. نمایشگاه میتواند یک نقطه شروع برای ایجاد یک جریان جدیتر در زمینه ثبت تصویری تحولات اجتماعی و تاریخی کشور باشد.آنچه اهمیت دارد این است که در مواجهه با رویدادهای مهم، ثبت آنها را به روزهای بعد موکول نکنیم. حوادث تاریخی در همان لحظهای که اتفاق میافتد، نیازمند ثبت است.
بنابراین باید ظرفیت عکاسان، هنرمندان، رسانهها و مجموعههای فرهنگی را برای مستندسازی این رویدادها فعال نگه داشت.از سوی دیگر، آثار این نمایشگاه ظرفیت آن را دارند که در قالبهای دیگری نیز ادامه پیدا کنند. بنابراین، چشمانداز ما این است که این تجربه بتواند به یک حرکت مستمر برای ثبت، حفظ و انتقال روایتهای تاریخی و اجتماعی کشور از زبان هنر کمک کند؛ حرکتی که در آن عکاسان و هنرمندان، نقش فعالی در ساخت حافظه فرهنگی جامعه داشته باشند.
* به نظر شما، نمایشگاههایی از این گونه که هم بار هنری دارد و هم وظیفه روایت را بر عهده دارند، تا چه اندازه میتوانند در ثبت و ماندگاری حافظه جمعی ملتها و جلوگیری از فراموشی وقایع تاریخی نقشآفرین باشند؟
نقش هنر در حفظ حافظه جمعی بسیار مهم است؛ زیرا هنر میتواند یک واقعه را از سطح «اطلاع» به سطح «تجربه» منتقل کند. ممکن است یک انسان درباره یک حادثه تاریخی اطلاعات زیادی داشته باشد، اما وقتی با یک تصویر واقعی و تاثیرگذار مواجه میشود، ارتباط او با آن واقعه شکل دیگری پیدا میکند.نمایشگاههای مستند و هنری در واقع میان تاریخ و حافظه پل میزنند. آنها به ما کمک میکنند وقایع را فقط به خاطر نسپاریم، بلکه ابعاد انسانی آنها را نیز درک کنیم. یک عکس مستند میتواند سالها بعد، برای نسلی که آن حادثه را ندیده است، تبدیل به پنجرهای به گذشته شود.
از سوی دیگر، هنر مسئولیت دارد واقعیتها را با زبان خودش ثبت و روایت کند. این مسئولیت البته به معنای تبدیل هنر به گزارش خبری نیست. هنر باید بتواند در کنار ثبت واقعیت، عمق انسانی و عاطفی آن را نیز آشکار کند.به اعتقاد من، یکی از مهمترین مسئولیتهای هنرمند در دورههای بحرانی این است که اجازه ندهد رنج انسانها، فداکاریها، لحظات همدلی و واقعیتهای یک دوره تاریخی به فراموشی سپرده شود. در این معنا، هنر تنها بازتابدهنده تاریخ نیست؛ بلکه وظیفه ساختن حافظه تاریخی یک ملت را دارد.
* به نظرتان مهمترین پیامی که نمایشگاه «40 روز شکوه مقاومت و پیروزی» برای نسل جوان و نسلهای آینده به همراه دارد چیست؟ در برابر این میراث تاریخی و انسانی، چه مسئولیتی بر عهده ماست؟
شاید مهمترین پیام نمایشگاه این باشد که یک ملت در شرایط دشوار میتواند بر ظرفیتهای درونی خود تکیه کند و با همبستگی و ایستادگی از یک بحران عبور کند. آنچه باید برای نسل جوان باقی بماند، فقط خاطره یک جنگ نیست؛ بلکه شناخت ظرفیتهای انسانی و اجتماعی جامعه در مواجهه با تهدید است.
نسل آینده باید بداند که در این دوره، در کنار تلخیها و آسیبها، جلوههایی از همدلی، فداکاری، مقاومت و احساس تعلق به سرزمین یک سرمایه بزرگی است که میتواند ملتی را از بحرانهای بزرگ به سلامت عبور دهد. ما نیز در برابر این میراث، مسئولیت داریم. نخستین مسئولیت، حفظ حقیقت و جلوگیری از تحریف و فراموشی است. مسئولیت دیگر، انتقال این تجربه به نسلهای بعد با زبانی است که برای آنان قابل فهم و جذاب باشد. در این میان، هنر و بهویژه عکاسی ظرفیت بسیار بزرگی دارد.اگر امروز این تصاویر را ثبت و حفظ میکنیم، در واقع برای فردا سند میسازیم.
نسلهای آینده حق دارند بدانند در یک مقطع حساس تاریخی، جامعه ایران چگونه ایستاد، چگونه به یکدیگر کمک کرد و چگونه در دل بحران، امید و زندگی را حفظ کرد.بنابراین، میراث این نمایشگاه فقط مجموعهای از عکسها نیست. میراث اصلی آن، روایتی انسانی از یک دوره تاریخی مهم و پرخاطره و دعوت به حفظ حافظه جمعی، همبستگی اجتماعی و مسئولیتپذیری در برابر آینده است.
انتهای پیام/
