» برنامه نویسی و بازی‌های کامپیوتری » نقد و بررسی بازی Silver Pines
نقد و بررسی بازی Silver Pines

نقد و بررسی بازی Silver Pines

مهر ۱۴, ۱۴۰۵ 0012

در نقد و بررسی امروز به بررسی یکی از آثار مورد انتظار ژانر وحشت در سال 2026 یعنی عنوان Silver Pines خواهیم پرداخت.

هر سال دسته‌ای از آثار مستقل ترسناک وجود دارند که مخاطبان ژانر بی‌صبرانه انتظارشان را می‌کشند. برخی رویکردهای هنری خاصی را اتخاذ می‌کنند، برخی دیگر پیچش‌های خاصی روی چرخه‌ی گیم‌پلی خود اعمال می‌کنند و برخی دیگر هم سعی می‌کنند تجربه‌ی وحشت بقا را در قالبی خارج از عرف ارائه دهند. Silver Pines یکی از همین آثار در سال 2026 محسوب می‌شود که از رویکرد هنری تا ساختار کلی، تجربه‌ای از وحشت بقا را ارائه می‌دهد که می‌تواند حسابی درگیر کننده و به یادماندنی باشد.به Silver Pines خوش آمدید!بگذارید از همین ابتدا بگویم Silver Pines چه در روایت و چه در دیگر بخش‌های خود چه حسی را منتقل می‌کند. اگر Alan Wake، اولین نسخه Silent Hill و عنوان فراموش شده‌ی Deadlight را با یکدیگر ترکیب کنید، Silver Pines پدید می‌آید. در دپارتمان داستان و روایت، دو عنوان اول به طور مشهود از منابع الهام این بازی بودند. داستان بازی حول محور یک کارآگاه خصوصی به نام Red Walker در جریان است.شما بازی را در حالی شروع می‌کنید که Walker ناگهان روی صندلی یک رستوران کوچک در شهر Silver Pines از خواب بیدار می‌شود در حالی که هیچ‌کسی را اطراف خود نمی‌بیند. پس از خروج از رستوران، کارفرمای او با تلفن عمومی نزدیک آنجا تماس گرفته و به او یادآوری می‌کند که برای یافتن شخصی به نام Eddie Velvet، به شهر Silver Pines آمده است. Walker نیز با تاکید بر اینکه حتما او را پیدا می‌کند، پرونده و متعلقاتش از صندوق عقب ماشینش برمی‌دارد و برای یافتن Eddie کار خود را آغاز می‌کند.در طول مسیر Walker با کلانتر Silver Pines روبه‌رو می‌شود و درمی‌یابد که به دلیل یک طوفان عظیم که قرار است به این شهرک برسد، مقامات مدیریتی دستور تخلیه‌ی شهر را صادر کردند، به همین دلیل است که کسی در شهر دیده نمی‌شود. Walker اما از آنجایی که برای یافتن Eddie مصمم است، به مسیر خود به سمت دل شهر و یافتن سرنخ‌ها ادامه می‌دهد، مسیری که قرار است بسیار پرفراز و نشیب‌تر از یک پرونده ساده باشد.اگر Alan Wake، اولین نسخه Silent Hill و عنوان فراموش شده‌ی Deadlight را با یکدیگر ترکیب کنید، Silver Pines پدید می‌آید.Silver Pines از همان ابتدا با ارائه گیرای خودش پلیر را در داستان غوطه‌ور کرده و از کل به جزء حرکت می‌کند تا این جزئیات دلیلی برای کشش بیشتر داستان باشند. یکی از خصوصیات بسیار مثبت Silver Pines دنیاسازی بسیار خوبی از که در خود جای داده است. شما برخلاف بسیاری از سناریوهای مشابه، با یک شهر متروکه و خالی از سکنه روبه‌رو نیستید. بازی از همان ابتدا شهر خودش را به عنوان محیطی باورپذیر معرفی کرده و کاراکترهای مختلفی را هم در دل این شهر قرار داده که شما در طول تجربه با آن‌ها ملاقات خواهید کرد.هر کدام از این کاراکترها همچون معمای اختصاصی خودشان در دل کلیات روایت هستند، همه‌ی آن‌ها به نوعی مرموز و عجیب جلوه می‌کنند اما در عین حال نحوه نویسندگی آن‌ها به شکلی عالی دائما بین «عجیب» و «طبیعی» جابه‌جا می‌شود به طوری که شما نمی‌توانید به طور کامل متوجه ماهیت آن‌ها شوید. این کاراکترهای فرعی به شکل تدریجی در بازی خودشان را نشان می‌دهند و از همان اولین مکالمه در ذهن شما خواهند ماند به طوری که دائما از خود می‌پرسید «چه زمان و تحت چه شرایطی قرار است دوباره این کاراکتر را ملاقات کنم؟».Walker هم به عنوان پروتاگونیست بسیار کاراکتر جالبی بوده و از همان ابتدا هاله‌ای از ابهام دور خودش دارد که به بخشی از جذابیت روایت کلی تبدیل می‌شود. او آرام و کمی متزلزل جلوه می‌کند اما در عین حال کاراکتری مرتعش است که به اتفاقات واکنش‌های باورپذیر نشان داده و همچنین فراز و نشیب‌های شخصیتی او نیز به لطف صداپیشگی بسیار خوبی که دارد، به خوبی احساس می‌شود. از لحظات آرامش او تا لحظات استرس و نابسامانی‌اش کاراکتری باورپذیر را ترسیم می‌کنند که در طول بازی با او ارتباط خوبی برقرار می‌کنید.Silver Pines در ابعاد روایی خودش عملکردی عالی را به نمایش می‌گذارد. Walker و داستانی که از لنز او روایت می‌شود بسیار درگیر کننده ظاهر می‌شود، دنیاسازی بازی به لطف اطلاعات مختلف و کاراکترها ثانویه در طول تجربه دائما در حال رشد و خودنمایی است و در نهایت نحوه ارائه‌ی کلی بازی تمامی این ابعاد را به صورت یک‌پارچه با یک‌دیگر پیوند می‌زند.وحشت بقا با چاشنی مترویدونیادر حالی که در گذشته آثاری بودند که شاید بتوان آن‌ها را تجربه‌های مترویدونیایی با چاشنی ترس دانست، Silver Pines سازوکاری تازه را با ترکیب ساختار کاوش و طراحی نقشه ژانر مترویدونیا با فلسفه طراحی و سیستم‌های وحشت بقا ارائه می‌دهد که تا به حال به این شکل پیاده‌سازی نشده بود. در واقع ما با یک چرخه‌ی گیم‌پلی ساختارمند وحشت بقا روبه‌رو هستیم در حالی که در زمینه‌ی کاوش، بازی همچون آثار مترویدونیا به صورت لایه‌لایه دنیای خود را به روی شما باز می‌کند.ابتدا از چرخه‌‎ی اصلی گیم‌پلی شروع می‌کنیم. Silver Pines از همان ابتدا نشان می‌دهد که قرار نیست صرفا چاشنی «وحشت بقا» را در خود داشته باشد و کاملا به ژانر پایبند است. بازی از یک سیستم مدیریت آیتم و Inventory بسیار محدود برخوردار است که همچون بسیاری از آثار هاردکورتر ژانر، به بخشی مهم از تجربه تبدیل می‌شود. Walker در لحظه‌ی شروع بازی صرفا چند خانه مربعی کوچک در Inventory خود به منظور جای دادن آیتم‌ها فضا دارد که با پیش‌روی و کاوش در بازی توانایی ارتقای این Inventory را خواهید داشت.آیتم‌های کلیدی، سلامتی، اسلحه‌های سرد و گرم و به طور کلی هر چیزی به غیر از اسنادی که در طول بازی می‌یابید در همین Inventory جای می‌گیرد و بازی به هیچ عنوان سعی بر ساده‌سازی سیستم‌های خود ندارد. همین مسئله موجب می‌شود روند مدیریت Inventory درست همچون آثار اصیل ژانر به یک تعامل دائمی در طول تجربه تبدیل شود که امری بسیار خوشایند است.Silver Pines از همان ابتدا نشان می‌دهد که قرار نیست صرفا چاشنی «وحشت بقا» را در خود داشته باشد و کاملا به ژانر پایبند است.تنوع آیتم‌های بازی نیز بسیار تحسین برانگیز است. در قبال آیتم‌های سلامتی، در طول بازی شما امکان یافتن گیاهان دارویی سبز، قرمز، آبی یا حتی سفید را خواهید داشت که ترکیب آن‌ها با بطری‌های خالی یک پادزهر قوی به شما ارائه خواهد داد. البته در حالی که این رویکرد مستقیما از RE الهام گرفته شده، تنوع این ترکیب‌ها کمی بیشتر از RE است. به عنوان مثال ترکیب گیاه سبز و سفید به شما پادزهری با قابلیت بهبود نسبی سلامتی و افزایش Stamina را ارائه می‌دهد چرا که Stamina بخش مهمی از گیم‌پلی بازی به شمار می‌آید. در کنار این موارد، مواد غذایی و یا Medkitها نیز از جمله آیتم‌های سلامتی دیگری هستند که به آن‌ها دسترسی پیدا می‌کنید.Mementoها دسته‌ای دیگر از آیتم‌های ارائه شده در این بازی هستند که همچون Perk، قابلیت‌های خاصی را به Walker ارائه می‌دهند. البته تعداد قابل Equip این دسته از آیتم‌ها در ابتدای بازی تنها یک عدد است اما با پیش‌روی در بازی قابلیت ارتقا تعداد جایگاه‌های مربوط به آن‌ها را خواهید داشت که مجددا لایه‌ای دیگر به روند استراتژیک گیم‌پلی اضافه می‌کند.سکه‌های پول نیز یکی دیگر از آیتم‌های اساسی به شمار می‌آیند که نه تنها امکان خرید از Vending Machineهای پراکنده در شهر را فراهم می‌کنند بلکه حتی برای ذخیره‌سازی بازی نیز استفاده می‌شوند چرا که Walker با استفاده از تلفن‌های عمومی و پرداخت یک سکه توانایی ذخیره‌سازی پیشرفت خود را دارد. نحوه ارائه‌ی این رویکرد Save نیز تا حدی به Ludonarrative کلی بازی نیز کمک می‌کند چرا که با هر بار ذخیره کردن بازی، در واقع Walker با تلفن برای کارفرمای خود روند پیش‌روی‌اش تا آن لحظه را توضیح می‌دهد!همانطور که اشاره کردم شما در طول این بازی به اسلحه‌های سرد و گرم مختلفی دسترسی خواهید داشت و در این زمینه Silver Pines بیشتر از Silent Hill در قبال سیستم مبارزات خود الهام می‌گیرد. مهمات از جمله گلوله و آیتم‌های سلامتی بسیار محدود هستند و با وجود دسترسی به اسلحه‌ها، بازی به ارائه‌ی یک مکانیزم Dodge و همچنین سلاح سرد به پلیر این انتخاب را می‌دهد که با ریسک بیشتر، یا از دشمنان بازی فرار کند و یا بدون استفاده از مهمات آن‌ها را از پا درآورد و در اینجاست که مدیریت Stamina به بُعدی مهم تبدیل می‌شود.عمل Dodge یا استفاده از اسلحه‌های سرد همگی از استقامت کلی Walker می‌کاهند از همین رو ریتم میان ضربات، حفظ فاصله و یادگیری الگوی حرکتی دشمنان به شدت حائز اهمیت است در غیر این صورت ممکن است خودتان را کاملا بی‌دفاع در مقابل آن‌ها بیابید. در این زمینه بازی به جای نامتعادل کردن یکی از سیستم‌ها و رویکردهای مبارزاتی، سیستمی مهارت محور خلق کرده است که همچون بسیاری از آثار دیگر ژانر، به شکل طبیعی انتخاب میان مبارزه یا فرار را به پلیر ارائه می‌دهند.لازم به ذکر است که اسلحه‌ی سرد شما در طول استفاده‌ی متداوم آسیب دیده و خواهد شکست. از همین رو با یافتن آیتم‌های خاص در محیط بازی امکان تعمیر این دست از اسلحه‌ها را خواهید داشت. اسلحه‌های گرم نیز صداگذاری مطلوبی داشته و حس ضربه‌ی بسیار خوبی را القا می‌کنند. دشمنان بازی نیز واکنش‌های بهینه‌ای به برخورد هر گلوله نشان می‌دهند و پنجره‌ی مناسبی برای جابه‌جای یا فرار به پلیر ارائه می‌دهند. همچنین حتی ریلود اسلحه‌های گرم هم به صورت تعاملی و از راه QTE انجام می‌شود به طوری که باید به صورت دستی هر گلوله را در هفت تیر، شاتگان و دیگر اسلحه‌های خود قرار دهید و هر چه در این QTEها مهارت بیشتری پیدا کنید، ریلودهای سریع‌تری خواهید داشت.در حالی که در ابتدای بازی احساس می‌کردم این رویکرد صرفا هدف نمایشی دارد، پس از مواجه شدن با دشمنان متوجه شدم تا چه حد در ریتم درگیری‌ها نقش پررنگی ایفا می‌کند. درست همچون مبارزات با اسلحه‌های سرد، این سیستم ریلود برای اسلحه‌های گرم نیز لایه‌های تازه‌ای از احتمالات را در سناریوهای تهاجمی و دفاعی باز می‌کند که نیازمند برنامه‌ریزی و آمادگی است. گاهی اوقات شما زمان کافی برای ریلود کامل اسلحه نخواهید داشت و صرفا باید به قرار دادن یک گلوله در اسلحه و نجات خود از مخمصه بسنده کنید. همین متغیرهای متعدد باعث می‌شود رویارویی‌ها در این بازی بسیار جذاب و البته استرس‌زا باشند.اما متاسفانه در همین میان یکی از مشکلات بازی نمود می‌کند و آن هم نشانه‌گیری غیر بهینه‌ی آن حداقل با کنترلر PS5 است. اکثریت آثار دوبُعدی که به نوعی سیستم تیراندازی در خود جای داده‌اند عموما با استفاده از برخی المان‌های رابط کاربری یا استفاده از مواردی همچون لیزر نشانه‌گیری را دقیق‌تر می‌کنند. Silver Pines اما از هیچ‌گونه المانی برای نشانه گیری برخوردار نیست و پلیر صرفا باید بر اساس زاویه‌ی ظاهری اسلحه متوجه خط شلیک شود.این مسئله در کنار جابه‌جایی عمودی بیش از حد اسلحه در هنگام بالا یا بردن آن به منظور تنظیم زاویه باعث می‌شود نشانه‌گیری به عملی سخت تبدیل شود که گاها حتی می‌تواند به خطا رفتن گلوله و هدر رفتن مهمات ختم شود. در این زمینه هیچ توجیه خاصی ندارد و بیشتر یک دشوارسازی مصنوعی است از همین رو می‌تواند گاها در مبارزات سهمگین، باس‌فایت‌ها یا مبارزه با دشمنانی که روی زمین می‌خزند آزار دهنده ظاهر شود.بد نیست در همین حین از دشمنان بازی نیز صحبت کنیم؛ هیولاهای شهر Silver Pines شبیه به سایه‌هایی سیاه هستند که البته واقعا سایه نیستند و جسم فیزیکی دارند. برخی از آن‌ها روی زمین می‌خزند، برخی دیگر قدم می‌زنند و برخی نیز به شکلی تهاجمی به سمت شما هجوم می‌آورند. در ابعاد عملکردی با توجه به ظرفیت‌های گیم‌پلی، ما با دشمنان بهینه، متنوع و متعادلی مواجه هستیم که همگی به نوعی رویکردهای مختلفی را از پلیر می‌طلبند.در زمینه‌ی طراحی و صداگذاری، این هیولاها به خوبی حس ناشناخته بودن را در کنار اضطراب و نابسامانی القا می‌کنند. با این وجود شخصا احساس می‌کنم بازی فضای بیشتری برای ایجاد تمایز ظاهری میان دشمنان داشت. از آن جایی که پَلِت‌های رنگی کلی دشمنان یکسان است و در راستای ایجاد حس ابهام جزئیات ظاهری زیادی در طراحی آن‌ها وجود ندارد، این خصوصیات کلی آن‌هاست که می‌تواند در ابعاد ظاهری متمایزشان کند از همین رو پس از چند ساعت ابتدایی، شاید دشمنانی که بیشتر با آن‌ها ملاقات می‌کنید برایتان عادی یا یک‌نواخت جلوه کنند.اما با گذر از مباحث مکانیکال و سیستم‌های حول محورشان، بد نیست به بُعد کاوش بپردازیم. همانطور که تا الان متوجه شدید، Silver Pines از رویکرد کاوش عناوین مترویدونیا پیروی می‌کند به طوری که شما دنیای بازی را که لایه‌های مختلفی دارد به صورت افقی و عمودی جست‌وجو می‌کنید. این عنوان در زمینه‌ی ترکیب چرخه‌ی گیم‌پلی عناوین وحشت بقا با طراحی محیط در هم تنیده‌ی مترویدونیایی بسیار مطلوب عمل می‌کند؛ شما در طول جابه‌جایی در محیط دائما با درب‌های بسته و ساختمان‌های متعددی روبه‌رو می‌شوید که برخی از آن‌ها نیازمند کلید و برخی دیگر با شلیک گلوله به قفلشان قابل باز کردن هستند.بازی از محیط مُرده و بی‌هدف برخوردار نیست و تقریبا تمامی نقاط قابل دسترسی در Silver Pines به نوعی هدفی را دنبال می‌کنند. از آیتم‌های متعدد تا یافتن Mementoها، اسناد، پازل‌های اصلی و فرعی یا حتی کاراکترها! در کنار این موارد، دسترسی به این محیط‌ها بعضا می‌تواند به نقاط دیگری از نقشه بازی متصل شود که روند کاوش و جابه‌جایی را برای پلیر آسان‌تر می‌کنند. نقشه کلی Silver Pines همچون آثار مترویدونیا لایه‌لایه است، به طوری که شما در سطوح مختلف در شهر جابه‌جا می‌شوید؛ هر سطح از عمق افقی خود به لطف ساختمان‌ها و اتاق‌های قابل ورود برخوردار است در حالی که کلیت نقشه بازی روند کاوش عمودی را به شما ارائه می‌دهد که دائما در آن در حال جابه‌جایی و یافتن مسیرهای تازه هستید.البته لازم به ذکر است که ما تماما با یک روند مترویدونیا روبه‌رو نیستیم بنابراین مخاطبان وحشت بقا نیاز نیست نگران این مسئله باشند که ذات کاوش وحشت بقا در این زمینه زیر سایه‌ی مترویدونیایی بودن طراحی کلی محو شود. کاوش در ژانر مترویدونیا نقاط مشترک متعددی در فلسفه‌ی طراحی کلی محیطی خود با وحشت بقا دارد و توسعه‌دهندگان نیز به وضوح روی همین نقاط مشترک در نحوه‌ی طراحی محیط خود مانوور داده‌اند که رویکردهای مربوط به هر ژانر بتوانند از طریق هم‌زیستی با یک‌دیگر، روند گیرای کاوشی که هر دوی آن‌ها دارند، در تجربه بازتاب داشته باشد.اما یکی از مواردی که در طول تجربه و کاوش Silver Pines بعضا با آن‌ها برخورد خواهید کرد، پازل‌های مختلفی هستند که این اثر ارائه می‌دهد. اکثر پازل‌هایی که این تجربه ارائه می‌دهد متاسفانه آنچنان خلاقانه یا عمیق نیستند. این بدان معنا نیست که با پازل‌های بد یا غیر بهینه مواجهیم، اما همچنان نمی‌توانم بگویم روند فکری و تعقلی که از پلیر می‌طلبند آن چنان جالب و تعاملی است. رویکرد طراحی پازل‌های بازی بعضا حول محور آیتم‌های کلیدی می‌گردد تا معماهای پیچیده که مغزتان را مشغول کنند و رویکردهای تفکر خلاق را بطلبند.اکثر پازل‌هایی که این تجربه ارائه می‌دهد متاسفانه آنچنان خلاقانه یا عمیق نیستند. این بدان معنا نیست که با پازل‌های بد یا غیر بهینه مواجهیم، اما همچنان نمی‌توانم بگویم روند فکری و تعقلی که از پلیر می‌طلبند آن چنان جالب و تعاملی است.شما بعضا آیتم‌های کلیدی را پیدا خواهید کرد و با استفاده از سرنخ ظاهری پازل مربوط به آن آیتم، آن را حل می‌کنید که بعضا ساده هستند. البته در این بین برخی پازل‌هایی وجود داشتند که از رویکرد معمایی و تجزیه و تحلیل پیروی می‌کردند اما همچنان رویکرد آیتم محور در قبال بسیاری از پازل‌ها قالب است.شخصا پازل‌ها را بخش بسیار مهمی از تجربه‌های هاردکور وحشت بقا می‌دانم چرا که نحوه طراحی آن‌ها بعضا می‌تواند با ابعادی همچون کاوش، طراحی محیطی و یا حتی لایه‌های مکانیکال بازی تلاقی داشته باشد. در این بین اما پازل‌های مبتنی بر آیتم بعضا رویکردهای تک‌بُعدی‌تری دارند و در حالی که لزوما بد نیستند، تعامل چندانی هم نمی‌طلبند.Silver Pines در این زمینه کمی سینوسی عمل می‌کند، به طوری که نه کاملا پازل‌های سطحی و تک‌بُعدی دارد و نه موارد آن چنان خلاقانه یا تعاملی میان آن‌ها دیده می‌شود. در نهایت با وجود آنکه تجربه را در نگاه من کمی تضعیف می‌کنند اما همچنان آنقدر مقیاس این ضعف بزرگ نیست که به کلیت تجربه آسیب جدی وارد کند.در نهایت اما کمی درباره‌ی رویکرد هنری خاص بازی و صداپردازی آن صحبت کنیم. احتمالا تا الان با توجه به تصاویر حاضر در این مقاله توانسته‌اید حس کلی بازی را جذب کنید. رویکرد هنری Silver Pines یکی از پایه‌های قدرتمند آن در ارائه‌ی خود به شمار می‌آیند که به راستی چشم نواز و گیرا جلوه می‌کند.نورپردازی پویا، سایه‌زنی‌های مطلوب و پس‌زمینه‌های داینامیک بازی همگی دنیای بازی را به شکلی زنده و غوطه‌ور کننده ارائه می‌دهند. جزئیاتی که سازندگان در بازتاب نور و حتی افکت‌های تصویری متعدد برای زیباسازی و در عین حال اتمسفریک کردن فضاسازی بازی به کار برده‌اند بسیار تحسین برانگیز است.انیمیشن‌های حرکتی بازی نیز به خوبی طراحی و پیاده‌سازی شده‌اند و حتی در این بین با بهره‌گیری از درصدی جزئی از رویکردهای Stop Motion باعث شده‌اند، کاراکترها و حرکات آن‌ها خاص و وزن‌دار جلوه کنند. ما با اثری اتمسفریک روبه‌رو هستیم که در کنار ظرافت طراحی محیط، افکت‌های بصری و موارد تکنیکال، به لطف موسیقی، صداگذاری و آمبیانس فوق‌العاده‌ای که به آن تزریق می‌شود به بلوغ می‌رسد و پلیر را در خود غرق می‌کند. آمبیانس در کنار برخی موسیقی‌های آرام، مرموز و یا دلهره‌آور مکمل اصلی فضاسازی بازی هستند که در موقعیت‌های مختلف پلیر را همراهی می‌کنند.Silver PinesSilver Pines از آن دست آثار وحشت بقا است که سعی می‌کند با اعمال پیچش‌های جالب روی قوانین ژانر و البته ترکیب آن با فلسفه‌ی طراحی و کاوش مترویدوینیایی خود، یک تجربه‌ی خاص، به یادماندنی و بسیار درگیرکننده ارائه دهد. از روایت گیرا، دنیاسازی جذاب و کاراکترهای مرموز گرفته تا رویکردی ساختارمند و یک‌پارچه در ابعاد مکانیکال وحشت بقا و ترکیب آن با فلسفه طراحی محیطی مترویدونیایی، همگی سازوکاری را شکل داده‌اند که شما را در خود غرق خواهند کرد. رویکرد هنری بازی به ارائه‌ی کلی کمک می‌کند و صداپردازی نیز یک مکمل قدرتمند برای آن محسوب می‌شود. در حالی که برخی لحظات یا ابعاد متزلزل در تجربه دیده می‌شوند، اما در نهایت Silver Pines یک تجربه‌ی وحشت بقای اصولی است که طرفداران ژانر نباید از آن غافل شوند.نکات مثبت:روایت درگیرکننده و دنیاسازی جذاببهره‌گیری مطلوب از کاراکترهای ثانویه در راستای کمک به ابهامات کلی و تعلیق رواییصداپیشگی‌های مطلوب از جمله پروتاگونیست بازی Walkerپیاده‌سازی اصولی سیستم‌های مدیریتی وحشت بقاارائه‌ی سیستم مبارزه‌ی متعادل با تکیه بر انتخاب پلیر و تشویق تفکر استراتژیکفضاسازی و اتمسفر عالی شهر Silver Pinesرویکرد هنری چشم نواز در کنار طراحی محیطی پویاکاوش چند لایه مترویدوینیایی و تلاقی طبیعی آن با رویکردهای وحشت بقاساندترک عالی و استفاده تحسین‌برانگیز از آمبیانس و موسیقی پس‌زمینهنکات منفی:سیستم نشانه‌گیری بازی به دلیل عدم وجود المان‌های رابط کاربری کلانکی و غیر بهینه ظاهر می‌شودطراحی دشمنان در ابعاد ظاهری می‌توانست متنوع‌تر باشداکثریت پازل‌های بازی از طراحی‌های تک‌بُعدی و نه چندان خلاقانه پیروی می‌کنند8.5این بازی بر اساس کد ارسالی ناشر (Team17) و روی PS5 تجربه و بررسی شده استراهنمای بررسی و امتیازدهی گیمفا

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×