تا سرمایهداری هست، صلح یک سراب است
به گزارش خبرگزاری تسنیم؛ موسی اکرمی، پژوهشگر و استاد پیشکسوت فلسفه، در نشست «جنگ و توافق صلح اخیر از منظر علوم انسانی» تلاش کرد تا با پایین کشیدن فلسفه از برج عاج نظریات، آن را به میدان واقعیتهای ملتهب امروز گره بزند.
اکرمی در ابتدای سخنان خود با طرح این پرسش که آیا فلسفه در زیرمجموعه علوم انسانی قرار میگیرد یا خیر، گفت: «اگر علوم انسانی را به معنای علوم اجتماعی (Social Sciences) در نظر بگیریم، فلسفه علم نیست؛ اما اگر آن را در چارچوب علوم انسانی سنتی (Humanities) بپذیریم، میتوان فلسفه را به نوعی در آن جای داد.» وی با تأکید بر اینکه فیلسوفان از قدیمالایام همواره حساسیت ویژهای به مسائلی چون ارزیابی، تحلیل و استدلال داشتهاند، یادآور شد: «دو فیلسوف بزرگ تاریخ یعنی افلاطون و ارسطو که تمام تاریخ فلسفه را تحت تأثیر قرار دادهاند، در حوزههای گوناگونی از جمله فلسفه صلح و جنگ نیز الگو بودهاند.» وی افزود: «ارسطو در کتاب ماندگار “سیاست” به مباحثی نظیر جنگهای داخلی و خارجی، تضاد منافع و انقلابها پرداخته است؛ اثری که هم در جهان اسلام و هم در دوران پس از اسلام و در غرب بسیار تأثیرگذار بوده است.»
یکی از بخشهای کلیدی سخنان این استاد، نقد تز یازدهم فوئرباخ اثر کارل مارکس بود. اکرمی در این باره اظهار داشت: «مارکس معتقد بود که فیلسوفان تاکنون صرفاً در پی تعبیر و تفسیر جهان بودهاند، در حالی که مسئله اصلی تغییر جهان است.» وی با رد این نگاه تفکیکی تصریح کرد: «به باور من، وظیفه فیلسوفان هر دو کار است؛ آنها هم باید جهان را تبیین و تفسیر کنند و هم برای تغییر آن نظریهپردازی کرده و راه برونرفت عملی ارائه دهند.»
اکرمی با اشاره به اینکه در تحلیل شرایط ملتهب کنونی هم از جایگاه یک شهروند و هم از منظر یک شاگرد فلسفه سخن میگوید، «کرامت انسانی» را اصل اساسی و بنیادین هرگونه نگاه فلسفی دانست. وی خاطرنشان کرد: «برای من صلح، عدالت و آزادی یک خواست همگانی است و فرقی نمیکند که درباره کسانی که “دشمن” نامیده میشوند صحبت کنیم یا دیگران؛ حق اساسی و کرامت انسانی باید برای همه محفوظ باشد.» وی با ارجاع به نگارش کتابی 200 صفحهای در باب تبیین کرامت انسانی با استناد به آرای ایمانوئل کانت، افزود: «ما نیازمند فلسفهای هستیم که بتواند فلسفه سیاسی، اخلاق، حقوق، جغرافیا (ژئوپلیتیک) و فلسفه انقلاب را برای ما تولید کند.» این پژوهشگر با انتقاد شدید از بیاثر بودن نهادهای بینالمللی تأکید کرد: «منشور ملل متحد و اعلامیه جهانی حقوق بشر دستاوردهای عظیمی برای بشریت هستند، اما چرا در عمل به راحتی زیر پا گذاشته میشوند؟ دلیل آن روشن است؛ زیرا نظم موجود جهانی مبتنی بر عدالت نیست.»
حمله به ساختار سرمایهداری جهانی، محور دیگر این نشست بود. اکرمی با بیان اینکه امپریالیسم تجلی جهانگیرانه نظام سرمایهداریِ بدون مهار است، هشدار داد: «تا زمانی که نظام سرمایهداری با این رویکرد مسلط است، ما هرگز روی صلح واقعی را نخواهیم دید.» وی با اشاره به نظریه عدالتِ جان رالز گفت: «حتی در کشوری مثل آمریکا نیز با وجود اندیشمندان بزرگی چون رالز، دموکراسی واقعی و عدالت به درستی اجرا نمیشود؛ چرا که همهچیز در قبضه سرمایهداری است و حتی رئیسجمهور شدن نیز در گرو تأمین منافع همین جریانهای سرمایهدار است.»
بخش پایانی و صریح سخنان اکرمی به آسیبشناسی مسائل داخلی ایران اختصاص یافت. وی با انتقاد از فقدان تحلیلهای عمیق و کارآمد گفت: «چرا ما تحلیلی دقیق از وضعیت طبقات در کشور نداریم؟ ترکیب و ساختار واقعی حاکمیت ما چیست؟» وی با رد نگاههای تقلیلگرایانه و سطحی به تاریخ معاصر ایران تصریح کرد: «من در یک اثر 2400 صفحهای (در سه جلد)، وقوع انقلاب اسلامی را تبیین کردهام تا نشان دهم این انقلاب، برخلاف ادعای کسانی که آن را صرفاً توطئه آمریکا و غرب میپندارند، یک پدیده کاملاً ریشهدار و گریزناپذیر در روند تاریخی ما بوده است.» این فیلسوف در پایان با یادآوری موقعیت ویژه ژئوپلیتیک ایران در منطقه و جهان، دیپلماسی و سیاستگذاری فعلی را نیازمند واقعبینی بیشتری دانست و ضمن تقدیر از تلاشهای علمی صورتگرفته در این نشست، مطالعه کتاب «صلح گرم» را به عنوان اثری تحلیلی و راهگشا به علاقهمندان و پژوهشگران این حوزه توصیه کرد.
انتهای پیام/
