» فرهنگ و تاریخ باستان » چرا شمشیر علی (ع) با اشک بر کشته‌های خوارج همراه شد؟
چرا شمشیر علی (ع) با اشک بر کشته‌های خوارج همراه شد؟

چرا شمشیر علی (ع) با اشک بر کشته‌های خوارج همراه شد؟

مهر ۲, ۱۴۰۵ 0011

فرهنگی

به گزارش خبرگزاری تسنیم، حجت‌الاسلام محسن الویری دانشیار دانشگاه باقرالعلوم (ع) در ششمین نشست تخصصی با موضوع جنگ و صلح در سیره امیرالمؤمنین امام علی (علیه‌السلام) که به همت انجمن کلام اسلامی حوزه، گروه آموزشی فلسفه و کلام اسلامی مرکز تخصصی آخوند خراسانی، پژوهشکده اسلام تمدنی و همکاری مؤسسه معارف اهل‌بیت (ع) در مشهد مقدس برگزار گردید، به کالبدشکافی ابعاد تاریخی و الهیاتی سیره امام علی(ع) پرداخت.

الویری در گام نخست، منظومه‌ای کلان و گونه‌شناسی پنج‌گانه‌ای از نحوه مواجهه نظامی ائمه معصومین(ع) در ادوار مختلف تاریخی ارائه کرد تا بستر رفتاری امام علی(ع) در مقایسه با سایر مقاطع امامت به‌وضوح صورت‌بندی شود.

دانشیار دانشگاه باقر العلوم(ع) بیان داشت؛ نخستین گونه، عصر نبوی بود که در آن، پیامبر اکرم(ص) در رأس حاکمیت مستقر در مدینه، در مواجهه با کفار و مشرکان قرار داشتند؛ مقطعی که سیره پیامبر در آن دارای یک سیر تحول بنیادین از ابزارهای سخت و نبردهای بازدارنده به سمت روش‌های نرم، عفو عمومی، دیپلماسی و دعوت فرهنگی بود.

وی افزود: گونه دوم، عصر علوی است که با استقرار حاکمیت امام علی(ع) شکل گرفت، اما با وضعیتی به غایت پیچیده‌تر، یعنی شورش‌های درون‌امتی و نبرد با مسلمانان اهل بغی، شامل پیمان‌شکنان، زیاده‌خواهان و خوارج، دست‌به‌گریبان شد؛ نبردی که احکام و اخلاق خاص خود را می‌طلبید.

الویری تصریح کرد؛ گونه سوم، عصر حسنی بود که با واگذاری هوشمندانه حاکمیت و انعقاد صلح راهبردی، حفظ بقای نفوس مؤمنان و صیانت از اصل شریعت در برابر فتنه‌انگیزی معاویه محقق گشت. همچنین گونه چهارم به عصر حسینی اختصاص یافت؛ قیام حماسی و شهادت‌طلبانه در برابر نظم سیاسی نامشروع و جائر که انحراف ساختاری خلافت اموی را رسوا کرد.

این استاد حوزه و دانشگاه بیان داشت: گونه پنجم، عصر ائمه متأخر از امام سجاد(ع) تا پایان دوران حضور بود که در آن، راهبری غیرمستقیم، صیانت از شبکه شیعیان و تغذیه فکری و فرهنگی امت در غیاب حاکمیت ظاهری پیگیری شد.

وی در ادامه با تمرکز بر عصر علوی و با استناد به حکمت 323 نهج‌البلاغه، دستگاه الهیاتی نبرد در اندیشه امیرالمؤمنین(ع) را به تصویر کشید و اظهار داشت: تاریخ گواهی می‌دهد که پس از پایان خون‌بار نبرد نهروان، امیرالمؤمنین علی(ع) بر سر اجساد کشته‌های خوارج ایستادند و در حالی که نگاهشان سرشار از حزن و دریغ برای این گمراهان لجوج بود، با تعبیری تکان‌دهنده فرمودند: بُؤْسًا لَكُمْ، لَقَدْ ضَرَّكُمْ مَنْ غَرَّكُمْ…؛ وای بر شما! به حقیقت آن که فریبتان داد، زیان سختی بر شما وارد ساخت.

این استاد حوزه و دانشگاه خاطر نشان کرد: هنگامی که از حضرت پرسیده شد چه کسی آنان را فریب داد، امام دو ریشه بنیادین را نشانه رفتند: الشَّيْطَانُ الْمُضِلُّ وَالْأَنْفُسُ الْأَمَارَةُ بِالسُّوءِ؛ شیطان گمراه‌کننده و نفس‌های سرکش که به بدی فرمان می‌دهند و با زنجیر آرزوها و گمان‌های باطل، انسان را به هلاکت می‌کشانند.

دانشیار دانشگاه باقرالعلوم(ع) از این صحنه تاریخی و متن روایی، چهار پایه بنیادین در الهیات جنگ و صلح علوی استخراج کرد و بیان داشت: نخستین پایه، ضرورت توجه به کنشگری ماورائی در تحلیل تاریخ است. از همین منظر، در مکتب کلامی شیعه، رویدادهای تاریخی صرفاً معلول برهم‌کنش ماده، اقتصاد و بازی‌های قدرت نیستند؛ بلکه پدیده‌های غیبی و وساوس ملموس ابلیس به عنوان کنشگرانی واقعی، نامرئی اما فوق‌العاده مؤثر در بسترسازی آشوب‌ها، تعمیق عداوت‌ها و برافروختن شعله‌های جنگ حضور دارند که نباید از رصد معرفتی دور بمانند.

الویری در ادامه افزود: پایه دوم، پیوند میان ستیزه‌جویی با ریشه‌های انسان‌شناختی و طغیان نفس است. در نگاه امام علی(ع)، جنگ‌های نامشروع، فتنه‌ها و بغی‌های اجتماعی، تجلی عینی فوران نفس اماره، خودخواهی‌های فردی و غوطه‌ور شدن در آرزوهای واهی است. بنابراین تا زمانی که مهار طغیان نفس در انسان صورت نپذیرد، جامعه پیوسته مستعد افتادن در دام منازعات بی‌پایان خواهد بود.

وی سومین و درخشان‌ترین اصل در این منظومه را حرمت و کرامت نفوس انسان‌ها حتی در دل سخت‌ترین نبردها دانست و اظهار داشت: دریغ، اشک و تأسف ژرف امیرالمؤمنین(ع) بر سر جنازه‌های کشته‌شدگان خوارج، کسانی که با تعصب کور تا آخرین قطره خون با امام شمشیر زدند، پرده از این حقیقت برداشت که در اسلام، کشتار، انتقام‌گیری و ریختن خون انسان‌ها هیچ‌گاه هدف نبوده و نیست. در نتیجه شمشیر امام علی(ع) از سر ناچاری و اضطرار بالا می‌رفت و سیره حضرت اثبات کرد که حتی در قلب هیاهوی جنگ، تا واپسین ثانیه‌ها باید برای تنبّه، بیداری و بازگرداندن گمراهان به آغوش عقلانیت و حقیقت تلاش کرد.

عضو هیات علمی دانشگاه باقر العلوم(ع) خاطرنشان کرد: پایه چهارم در تحلیل، عدم انحصار جهاد در قتال و شکستن یکسان‌پنداری رایج میان این دو مفهوم بود. جهاد در قاموس علوی یک حقیقت دائمی، همگانی، معرفتی و فرهنگی است که در تمام تاروپود جامعه جریان دارد؛ در حالی که قتال یا نبرد فیزیکی، عارضه‌ای استثنایی و ابزاری موقت است که صرفاً در برهه‌هایی خاص و به جهت دفع خطر متجاوزان به کار گرفته می‌شود.

محسن الویری در پایان این نشست اظهار داشت: تقلیل گفتمان فراگیر جهاد به جنگ سخت، جفایی به سیره امیرالمؤمنین(ع) است که تمام زیست خود را وقف رهایی انسان‌ها از اسارت جهل، فریب ابلیس و طغیان نفس نمود.

انتهای پیام/

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×