» فرهنگ و تاریخ باستان » نقد بدون انصاف، کاخ اندیشه را ویران می‌کند

نقد بدون انصاف، کاخ اندیشه را ویران می‌کند

اردیبهشت ۱۳, ۱۴۰۵ 2010

فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، «نقد» در عصر ما به واژه‌ای فرسوده و گاه مخرّب بدل شده است. بسیاری به نام نقد، به تخریب شخصیت‌ها، هتک حرمت‌ها و هوچی‌گری دامن می‌زنند و از آن سو، بسیاری نیز از ترس این آفات، نقد را کناری می‌نهند و به رکود اندیشه دامن می‌زنند، در چنین وضعیتی، بازخوانی «سیرهٔ نقد» شهید مرتضی مطهری نه یک ضرورت تاریخی، که یک فریضهٔ معرفتی است. او که خود در وادی پرخطر نقد اندیشه‌ها گام نهاد و هرگز نلغزید، چه معیارهایی داشت؟ ناقد تراز از نگاه او کیست؟ و چگونه می‌توان بدون کینه، بدون غرض، و با انصاف کامل، هم عیب را گفت و هم حرمت را نگه داشت؟

در  هفته معلم و همزمان با شهادت این استاد شهید ، پای صحبت دکتر علی‌اکبر ذاکری محقق حوزه علمیه و عضو هیئت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی نشسته‌ایم تا از لابه‌لای آثار و سیرهٔ عملی مطهری، هندسهٔ نقد اصلاح‌گرانه را بازخوانی کنیم، آنچه در پی می‌آید، حاصل این گفت‌وگوی تفصیلی است.

تسنیم: استاد ذاکری، به‌عنوان پرسش نخست، اگر بخواهیم از منظر آثار شهید مطهری به مقوله «نقد» بنگریم، چه‌تصویری پیشِ‌روی ما گشوده می‌شود؟ آیا نقد در اندیشه ایشان از جنس تخریب و هجمه است یا ماهیتی دیگر دارد؟

ـ بسم اللّه الرّحمن الرّحیم. با نگاهی به آثار شهید و درنگی بر درون‌مایه‌های اندیشه وی، با نقدی اصلاح‌گرانه روبه‌رو می‌شویم؛ نقدگری که آهنگ اصلاح اندیشه‌ها را دارد و هیچ غباری از کینه و به زمین افکندن رقیب، به ساحت سینه‌اش راه نیافته است. هدف شهید از نقد، اصلاح اندیشه‌ها و جلوگیری از افتادن فرهیختگان به چاه ویل کژاندیشی است. او با توان علمی‌ای که داشت به نقد اندیشه‌ها می‌پرداخت؛ کاری که از هرکس ساخته نیست. این وادی، وادی پرخطر و لغزشی است. با آشنایی غیردقیق و غیرفنی با معارف اسلامی، نمی‌توان به نقد اندیشه‌ها نشست که این، بنیاد نقد را سست می‌کند. استاد، چون دارای هندسه فکری ویژه‌ای بود، ذهنی منطقی و فکری بالنده و پویا داشت و آشنا به فن مجادله، توانست از دانش خود در نقد و شناسایی و شناساندن اندیشه‌های سره از ناسره بر همگان پیشی گیرد و گام‌های بلندی در این عرصه بردارد، در نقد، از عوام‌زدگی پرهیز داشت و دامن نقد ناب خود را با عوام‌فریبی نمی‌آلود، سطح سخن را به‌مناسبت مجلسی که در آن به ارائه دیدگاه‌های خود می‌پرداخت، گاه ناگزیر پایین می‌آورد؛ اما عوامانه‌اش نمی‌کرد، در آثار گوناگون خود، به شبهه‌هایی که به گزاره‌ها و مسائل کلامی، فقهی و تاریخی اسلام وارد می‌شد، عالمانه، منطقی و فنی نقد می‌کرد و نمی‌گذاشت شبهه‌ها عرصه را بر او و جامعه علمی و دینی که خاستگاهش بود، تنگ کنند.

تسنیم: بر اساس این نگاه، یک «ناقد تراز» از نظر خود شهید مطهری چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟ آن شاخصه‌هایی که یک منتقد را از یک هوچی‌گر یا مغرض جدا می‌کند، کدام‌اند؟

ـ از نگاه استاد، نخستین و بنیادی‌ترین ویژگی ناقد، بازشناسی سخن درست از نادرست است. نقدگری و سره‌ازناسره‌شناسی کاری است بس ظریف و باید کسی به این میدان گام بگذارد که به‌درستی بتواند حق را میان انبوهی از ناحق‌ها بازشناسد.
دوم، اصلاح‌گرانه بودن نقد است؛ ناقد می‌باید به آهنگ درمان درد و نجات بیمار از گرداب، گام بردارد. شهید از عالمانی که از انتقاد می‌پرهیزند، نکوهش می‌کند و می‌گوید: «چطور از انتقادی که اصلاح و رفع عیب است و درمان بیماری، پرهیز می‌کنید؟».
سوم، منطقی بودن نقد؛ ناقد باید در دایره منطق و به‌دور از هیجان‌ها و تعصب‌های کور حرکت کند. نقد منطقی، واقع‌گرایانه است و از آلودگی به سَبّ و لعن به‌دور است.
چهارم، استقبال از نقد؛ ناقد باید خود از نقد نهراسد و زمینه را برای نقد خود و اندیشه‌هایش فراهم آورد. حضرت رسول اکرم(ص) چون خود ناقد بود، تلاش می‌ورزید فرهنگ نقدپذیری را رواج دهد و از خود شروع می‌کرد.
پنجم، حسن نیت و حسن تشخیص؛ هدف ناقد باید پاک و بی‌آلایش باشد و هرگز به‌دنبال از میان برداشتن رقیب نباشد. نقدی که از سینه‌ای بی‌کینه و زلال سرچشمه گرفته باشد، ماندگار می‌شود، افزون بر این، ناقد باید اهل فن باشد و زوایای اندیشه مورد نقد را به‌درستی بشناسد.
ششم، دریافت از منبع اصلی؛ شهید همواره دغدغه داشت که مبادا آنچه را نقد می‌کند، از نویسنده نباشد یا ترجمه‌ای نادرست از آن ارائه شده باشد.
هفتم، توجه به پیشینه؛ بهترین راه برای نمایاندن زیبایی‌های احکام اسلامی، بیان پیشینه تاریخی آنهاست، چنان که استاد در دفاع از حجاب، نخست آیین‌های سخت پیشین را از زبان تاریخ‌نگاران می‌نمایاند و سپس حکم آسان و خردپسند اسلام را رهنمون می‌شود.
هشتم، احترام در نقد؛ نقد برای بالا بردن دانش است، نه هتک حرمت. استاد در نقد، کار به سابقه سیاسی یا اعتقادی صاحب اندیشه ندارد؛ تنها اندیشه او را بوته نقد می‌گذارد، همین روش احترام‌آمیز سبب شد اندیشه‌های برهانی او در دل‌ها رسوخ کند.
و نهم و آخر، انصاف در نقد که پایه و رکن نقد است. نقد بدون انصاف، نه برافراشته می‌ماند و نه جاذبه‌ای می‌آفریند. استاد چون نگاهش زلال بود به هر اثری عادلانه می‌نگریست و حتی وقتی اندیشه یکی از محبوب‌ترین نویسندگان نزد جوانان را نقد می‌کرد، به‌دلیل انصاف، نه‌تنها جایگاه خود را از دست نمی‌داد که روزبه‌روز بر اعتبارش افزوده می‌شد.

تسنیم: شما به «انصاف» و «احترام» در نقد اشاره کردید، آیا می‌توانید نمونه‌های عینی از سیره عملی شهید مطهری در این دو زمینه بیاورید؛ به‌ویژه جایی که طرف مقابل، فردی ناآشنا به مبانی یا حتی معاند بود؟

ـ بهترین نمونه شاید برخورد استاد با یک استاد مارکسیست هوچی‌گر در دانشکده الهیات تهران باشد. آن استاد به‌جای بحث علمی، به هتک حرمت اسلام و دانشجویان مسلمان می‌پرداخت. شهید مطهری به رئیس دانشکده نامه می‌نویسد و از این که بارها پیشنهاد مناظره و گفت‌وگوی علمی با او را داده است، سخن می‌گوید و تأکید می‌کند که «مسائل فکری باید از راه بحث و گفت‌وگو حل شود». جالب اینجاست که استاد، ناتوانی علمی، پریشان‌گویی و حتی بیماری روحی و روانیِ آن استاد مارکسیست را می‌دانست و آگاه بود که دست‌هایی از او «ببر کاغذی» ساخته‌اند، با این حال، هرگز تن به هوچی‌گری نداد و درِ گفت‌وگو را نبست.

نمونه دیگر، نقد استاد بر آثار دکتر شریعتی، به‌ویژه کتاب «اسلام‌شناسی» است. با وجود آنکه شریعتی میان جوانان محبوبیتی فراوان داشت و بسا نقد او می‌توانست واکنش‌های تند برانگیزد، استاد با انصاف کامل، هم زیبایی‌ها و هم کاستی‌ها را نمایاند. نقد او چنان کارشناسانه و منصفانه بود که نه‌تنها تنش پدید نیاورد، بلکه جویندگان حقیقت را از التقاط و درهم‌آمیختگی فکری رهانید. این همان راز ماندگاری نقدهای استاد است؛ نقدی که از سر کینه نباشد، در دل و ذهن جا باز می‌کند.

تسنیم: یکی دیگر از شاخصه‌هایی که فرمودید «توجه به پیشینه» و «دریافت از منبع اصلی» بود، چرا این دو ویژگی برای شهید مطهری این‌قدر اهمیت داشت و ایشان چگونه آنها را در عمل به‌کار می‌گرفت؟

ـ استاد به‌درستی می‌دانست که بسیاری از داوری‌های نادرست درباره احکام اسلامی، ریشه در ناآگاهی از پیشینه تاریخی دارد. اگر کسی نداند در عصر جاهلیت و در تمدن‌های کهن، نظام‌های سخت و طاقت‌فرسایی بر روابط اجتماعی، پوشش زنان، برده‌داری و… حاکم بوده است، هرگز نمی‌تواند ارزش احکام آسان و فطرت‌محور اسلام را به‌درستی بفهمد، ازاین‌رو، شهید مطهری در نقد مخالفان حجاب، نخست پرده از آن آیین‌های دست‌وپاگیر برمی‌دارد و با استناد به تاریخ‌نگاران معتبر نشان می‌دهد که اسلام چه‌تحولی شگرف پدید آورد، همچنین، استاد همواره نگران تحریف و نقل نادرست بود، در نقد دیدگاه‌ها، بی‌تاب تلاش می‌کرد به منبع اصلی و ترجمه درست دست یابد، چه‌بسا می‌دیدند کسانی از روی غرض سیاسی، سخنی را به نویسنده‌ای می‌بندند و او نمی‌پذیرفت تا از منبع اطمینان‌بخش به حقیقت برسد، این دو ویژگی، نقدهای او را از گزند مغالطه و سطحی‌نگری مصون می‌داشت.

تسنیم: به‌عنوان آخرین پرسش؛ آیا خود شهید مطهری در نقد تمدن و فرهنگ غرب نیز همین روش منصفانه و احترام‌آمیز را به‌کار می‌گرفت، یا ایشان در نقد غرب یک‌طرفه و چشم‌بسته عمل می‌کرد؟

ـ استاد در نقد غرب، همان سیره انصاف و احترام را پی می‌گرفت و هرگز یک‌طرفه سخن نمی‌گفت. او هم خوبی‌ها را می‌دید و هم کاستی‌ها را بی‌پرده باز می‌گفت. جالب آنکه زمانی که ناقد کتاب «مسئله حجاب» به او خرده گرفت که چرا اشاره به برخی ویژگی‌های مثبت اروپاییان کرده است، استاد در پاسخ فرمود: «اروپایی‌ها ضرب‌المثل فضیلت نیستند، خود این کتاب و سایر آثار نویسنده‌اش، همیشه از آنها انتقاد کرده است، ولی ضرب‌المثل صراحت و نظم هستند و ما هم نباید به‌خاطر این که آنها را دشمن داریم، انکار کنیم.»، این جمله کوتاه، تمام فلسفه نقد مطهری را بازمی‌تاباند؛ می‌توان غرب را به‌سبب غفلت از خود حقیقی انسان و فراموشیِ خودآگاهی پیغمبرانه نقد کرد، اما فضیلت‌هایی چون «صراحت» و «نظم» را هم از او آموخت و به‌رسمیت شناخت، این همان انصافی است که کاخ اندیشه استاد را برپا و ماندگار کرده است.
آنچه بیان شد، بخشی از سیره استاد در باب نقد بود که ارائه آن می‌تواند راه‌گشای اهل تحقیق باشد و باب نقد سره از ناسره را بگشاید.

انتهای پیام/+

 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×