پیام نگارنده کتاب “شاهی که آخر شد” بهسازندگان سریال تاریخی
خبرگزاری تسنیم- مجتبی برزگر: عباس سلیمینمین، چهره برجسته و نامآشنای عرصه پژوهش و تاریخنگاری، پس از سالها مداقه در اسناد و رویدادهای تاریخی، با انتشار جلد نخست از مجموعه سهجلدی «شاهی که آخر شد» بار دیگر به عرصه تألیف بازگشته است.
این اثر که پژوهشی جامع در باب زندگی محمدرضا پهلوی از تولد تا سقوط است، در جلد اول به واکاوی ریشههای روانشناختی زیادهخواهی پهلویها و تحلیل مستندِ علل فروپاشی ارتش در شهریور 1320 میپردازد.
سلیمینمین با ترسیم نقشه راهی برای تولیدکنندگان آثار هنری و نمایشی، آنها را به عبور از روایتهای صرفاً اطلاعاتی و تمرکز بر «گرههای تاریخی» برای خلق آثار آگاهیبخش دعوت میکند.
طبق وعده مؤلف، جلدهای دوم و سوم این مجموعه نیز به ترتیب در سالهای آینده رونمایی خواهد شد تا پازل شناخت بیشائبه از دوران پهلوی تکمیل شود.
.
در ابتدا کتاب «شاهی که آخر شد» را برای مخاطبانی که قصد مطالعه آن را دارند معرفی کنید.
کتاب «شاهی که آخر شد» درباره زندگی محمدرضا پهلوی از تولد تا سقوط حکومت پهلوی است که در سه جلد تدوین شده است. جلد نخست که اکنون منتشر شده، دوران تولد تا رسیدن او به سلطنت را بررسی میکند. در این جلد به مسائل مختلفی که در این دوره تأثیرگذار بودهاند پرداختهایم. نکتهای که شاید برای نخستین بار در این کتاب مطرح شده، بررسی روانشناختی پهلویها در فصل اول است؛ اینکه حرص، آز و زیادهخواهیهای افراطی این خاندان در عرصههای مختلف از چه ریشههای روانشناختی ناشی میشود.
برای جلدهای دوم و سوم چه برنامهای دارید؟
جلد دوم، که به فصل دوم کتاب مربوط میشود، اگر توفیق باشد سال آینده منتشر خواهد شد و جلد سوم نیز سال بعد از آن ارائه میشود. اهمیت این موضوع از آن جهت است که اتفاقات و تحولات سالهای اخیر نشان داده جوانان ما نیاز دارند شناخت دقیقتری از دوران پهلوی داشته باشند. این ضرورت هم در حوزه کتاب و هم در تولید آثار نمایشی و سینمایی وجود دارد.
به عنوان پژوهشگر این حوزه، چه توصیهای به نویسندگان و سازندگان آثار تصویری دارید؟
این کتاب تلاش میکند به جای انباشتن حجم زیادی از اطلاعات، شناخت ایجاد کند. ما در آن صرفاً روایتگری نکردهایم، بلکه با تکیه بر اسناد، موضوعاتی را مطرح کردهایم که بدون شعار بتواند تصویری جامع از پهلویها ارائه دهد. برای نمونه، یکی از پرسشهای مهم تاریخی مربوط به شهریور 1320 است؛ اینکه چرا ارتش ایران حتی یک ساعت هم در برابر نیروهای بیگانه مقاومت نکرد.
کشوری که درگیر جنگی بسیار سنگین بود نمیتوانست به طور جدی در ایران درگیر شود، اما در همان ابتدا ترک مخاصمه اعلام شد و سربازان نیز به سرعت از پادگانها مرخص شدند؛ اتفاقی که نوعی ذلت تاریخی برای ملت ایران رقم زد.
در کتاب تلاش کردهایم ریشههای این مسئله را بررسی کنیم. در حالی که گفته میشود رضاخان در رأس ارتشی مقتدر قرار داشت، بررسی اسناد نشان میدهد ارتش در آن زمان بسیار متزلزل بوده است.
حتی از نظر تجهیزات و امکانات اولیه نیز مشکلات جدی وجود داشت. برای مثال ارتش برای جابهجایی نیروها و تأمین تدارکات گاهی ناچار بود خودروهای مردم را مصادره کند. از سوی دیگر، نارضایتیهای جدی در درون ارتش وجود داشت؛ از جمله پرداختنشدن حقوق، دزدیده شدن جیره غذایی سربازان و برخوردهای خشونتآمیز با معترضان در ارتش.
این مسائل موجب شده بود که نه ارتش در کنار فرماندهی قرار گیرد، نه فرماندهی در کنار ارتش، و نه مردم در کنار هر دوی آنها. در کتاب با استناد به منابع داخلی و خارجی به این موضوعات پرداختهایم تا مخاطب بتواند درک کند چرا چنین رخدادهایی در تاریخ ایران اتفاق افتاده است.
اگر بخواهید توصیهای کوتاه به نویسندگان و سازندگان آثار فرهنگی داشته باشید، چه میگویید؟
توصیه من این است که به جای ارائه حجم زیادی از اطلاعات، بر «گرههای تاریخی» تمرکز کنند. تعداد این گرهها زیاد نیست، اما اگر با بررسی همه منابع و اسناد داخلی و خارجی بهدرستی روشن شوند، میتوانند بینش تاریخی دقیقی در مخاطب ایجاد کنند.
چنین رویکردی میتواند در آثار تصویری نیز جهش شناختی برای مخاطبان، بهویژه جوانان، ایجاد کند.
علاقهمندان چگونه میتوانند این کتاب را تهیه کنند؟
علاقهمندان میتوانند کتاب را از «دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران» که ناشر آن است تهیه کنند.
انتهای پیام/
