پاسخ کتاب «شاهی که آخر شد» به پروژه قدیمی تطهیر پهلوی
به گزارش خبرگزاری تسنیم ـ مجتبی برزگر: محمدحسین صفارهرندی از چهرههای شناختهشده در عرصه فرهنگ و سیاست ایران است؛ شخصیتی که بسیاری او را با دوران مسئولیتش در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به یاد میآورند.
او در سالهای بعد نیز ریاست شورای نظارت بر صداوسیما را بهعهده داشت و همواره در حوزههای فکری و فرهنگی حضوری فعال داشته است.
صفارهرندی علاوه بر فعالیتهای اجرایی، بهعنوان پژوهشگر و صاحبنظر در حوزه تاریخ معاصر شناخته میشود و نام او با توجه و اهتمام به انتشار و معرفی آثار مهم و ماندگار در این حوزه گره خورده است.
در گفتوگویی که خبرنگار تسنیم با او انجام داده است، صفارهرندی درباره کتاب تازه عباس سلیمینمین با عنوان «شاهی که آخر شد» و اهمیت بازخوانی مستند تاریخ پهلوی سخن گفته است.
محمدحسین صفارهرندی در گفتوگو درباره کتاب تازه عباس سلیمینمین با عنوان «شاهی که آخر شد» با اشاره به ریشههای تاریخی تحریف روایت پهلوی میگوید: اوایل دهه 70، و حتی شاید اواخر دهه 60، برخی از سرکردگان جریان ضدانقلاب به این جمعبندی رسیدند که مبارزه مستقیم، چه مسلحانه و چه سیاسی، دیگر پاسخگو نیست، به همین دلیل راهبرد خود را تغییر دادند و تصمیم گرفتند به لایههای زیرین جامعه نفوذ کنند و باورها و برداشتهای مردم را هدف بگیرند.
.
او ادامه میدهد: تشخیص آنها این بود که بهترین ابزار برای این کار، تاریخ است، صراحتاً میگفتند؛ “اگر تاریخ را ـ بهتعبیر خودشان «درست» ـ منتقل کنیم، مخاطبان کاری را که ما در مبارزه سیاسی میخواهیم، خودشان انجام میدهند.”، اما معنای واقعی این حرف، تحریف تاریخ بود؛ یعنی اگر تاریخ را دستکاری کنیم و روایت جعلی آن را به جامعه منتقل کنیم، مخاطب بهتدریج دستآموز همان جریان میشود.
صفارهرندی با اشاره به بازتاب این پروژه در رسانههای فارسیزبان خارج از کشور میگوید: بخشی از اتفاقات تلخی که امروز شاهد آن هستیم، ریشه در همان بذر منحوسی دارد که آن زمان کاشته شد، برنامههایی که در برخی شبکههای فارسیزبان ضدانقلاب، یا حتی رسانههایی مانند بیبیسی، درباره رژیم گذشته ساخته میشود، تصویری کاملاً معکوس از واقعیتهای تاریخی ارائه میدهد؛ نوعی بزک و تصفیهپردازی از پهلوی.
او توضیح میدهد: نوجوان یا جوانی که هیچ تصویر ذهنی از گذشته این کشور ندارد، با دیدن این روایتها به این باور میرسد که گویا ایران در دوره پهلوی در شرایطی بسیار پیشرفته و درخشان قرار داشته است و انقلاب همهچیز را نابود کرده است. این باور جعلی، متأسفانه بهتدریج در ذهن بخشی از جامعه جا افتاده است.
وزیر پیشین فرهنگ و ارشاد اسلامی در ادامه با ذکر یک مثال میگوید: زمانی که یکی از بزرگترین و باشکوهترین پلهای ساختهشده بهدست ایرانیها در منطقه غرب آسیا، در جریان بمباران آمریکا و اسرائیل تخریب شد و خبر آن منتشر شد، بسیاری تازه متوجه شدند که چه تاریخ جعلیای به آنها تحویل داده شده است، آنجا بود که روشن شد جمهوری اسلامی مترادف با عقبماندگی نیست، بلکه نماد پیشرفت است.
صفارهرندی در پایان تأکید میکند: همین تحریفهای تاریخی بود که بر ذهن نسل جوان اثر گذاشت، اما این نسل، نسلی است که بهدنبال کشف حقیقت است. کتابهایی مانند «شاهی که آخر شد» میتوانند در بازگشت به روایت مستند و واقعی تاریخ نقش مهمی ایفا کنند و انشاءالله مسیر شناخت درست گذشته را برای جوانان هموار سازند.
انتهای پیام/+
