» فرهنگ و تاریخ باستان » فرمانده موشکی جهان اسلام هستم/سردار از پهلو ترکش خورده بود
فرمانده موشکی جهان اسلام هستم/سردار از پهلو ترکش خورده بود

فرمانده موشکی جهان اسلام هستم/سردار از پهلو ترکش خورده بود

مهر ۳, ۱۴۰۵ 1016

فرهنگی

خبرگزاری تسنیم، گروه فرهنگی – صادق وفایی: سردار شهید محمود باقری، فرمانده نیروی موشکی هوافضای سپاه ازجمله فرماندهان نسبتا گمنام این‌یگان بود که نام و آوازه‌اش در سایه شهیدان بزرگی چون حسن طهرانی مقدم و امیرعلی حاجی‌زاده، کمتر دیده شده و این‌شرایط، اتفاقا بر مبنای خواست او جاری بوده و هست چون شهید باقری به هیچ وجه دوست نداشت دیده شود و کتابی هم که مرضیه اعتمادی در قالب مجموعه «آسمان‌دار» درباره‌اش نوشته، با نام «مردی که نمی‌خواست دیده شود» منتشر شده است.

مجموعه مورد اشاره که تا به حال 4 جلد از آن توسط انتشارات شهید کاظمی منتشر شده، درباره فرماندهان هوافضای سپاه پاسداران است و کتاب «مردی که نمی‌خواست دیده شود» آن، دربرگیرنده «روایت‌هایی از زندگی شهید محمود باقری فرمانده موشکی هوافضای سپاه» است.

در مطلبی که در ادامه می‌آید، بنا داریم مروری بر مطالب و خاطرات کتاب مورد اشاره و زندگی شهید باقری داشته باشیم.

مشروح این‌نوشتار در ادامه می‌آید؛

دو برادر موشکی که شهید شدند

شهید محمود باقری رکن‌آبادی متولد سال 1342 در روستای رکن‌آباد میبد در استان یزد است که شب عید غدیر سال 1404 یعنی شب عید غدیر که سحرگاه فردایش به شهادت رسید، آهسته در گوش برادرش سردار جواد باقری به نجوا گفت: «جنگ می‌شه، همه ما رو هم می‌زنن. خیلی کار داریم داداش!»

فردای آن‌شبی که این‌جملات بیان شدند، شهید محمود باقری به شهادت رسید و برادرش جواد نیز که از نیروهای یگان موشکی سپاه بود، چندماه بعد در جنگ رمضان (40 روزه) به شهادت رسید.

فرمانده موشکی جهان اسلام هستم/سردار از پهلو ترکش خورده بود

نوجوان کشاورز، عضو سپاه می‌شود

محمود باقری در 11 سالگی در رکن‌آباد میبد، کشاورزی می‌کرد و وقتی شانزده‌هفده‌ساله شد، به تهران آمد و عضو فعال بسیج مسجد صاحب‌الزمان (عج) شد که به موجب این‌عضویت، شب‌ها در کوچه‌های محله مهرآباد جنوبی پست می‌داد و توشه‌اش از آن‌روزها و آن‌پایگاه بسیج، دوستی با شهید علی‌اکبر صادقی فرمانده بسیج مسجد بود که باعث شد محمود، فرم ثبت‌نام سپاه را پر کند.

یکی از خاطرات اولیه شهید باقری از حضور در سپاه و روزهای پیش از عضویت در یگان موشکی، مربوط به اسفند 1363 است که مشغول نگهبانی روی بلندی‌های سفید از برف اسلام‌آباد غرب بوده و علت حضورش در آن‌منطقه را نمی‌دانسته تا آن‌که دقایقی بعد، با دیدن آتش یک‌موشک بزرگ، متوجه می‌شود مشغول محافظت از موضع پرتاب یک‌موشک بوده است.

او فروردین‌ماه 1364 با حضور در پادگان شهید منتظری کرمانشاه، به عضویت یگان موشکی سپاه درآمد و آموزش‌های اولیه خود را زیر نظر مهدی سیوندیان و حسن طهرانی‌مقدم پشت سر گذاشت.  

آن 17 شبانه‌روز سخت و آزادی از منت لیبی!

یکی از خاطرات مهم یگان موشکی سپاه که محمود باقری هم در آن حضور دارد، 17 شبانه‌روزی است که اپراتورهای لیبیایی شلیک موشک، از ایران رفته و قطعات حساس لانچر و موشک را هم با خود برده بودند. در نتیجه نیروهای موشکی ناچار شدند در حالی‌که هر روز تهدیدات و تلفات بیشتری بر سر مردم ایران آوار می‌شد، شبانه‌روز کار کنند تا در نهایت پس از 17 شبانه‌روز در 21 اسفند 1365 موفق به شلیک موشک به سمت مواضع صدام حسین در عراق و از منت لیبیایی‌ها بی‌نیاز شوند.

فرمانده موشکی جهان اسلام هستم/سردار از پهلو ترکش خورده بود

یک نقشه‌بردار حرفه‌ای

قدم بعدی محمود باقری در یگان موشکی سپاه، نقشه‌برداری حرفه‌ای بود که برای عبور از این‌مرحله، یک‌دوره آموزشی 6 ماهه را در دانشکده عمران خواجه‌نصیر پشت سر گذاشت و پس از آن بود که گروهان نقشه‌بردرای موشکی سپاه شکل گرفت. محمود باقری هم جانشین این‌گروهان شد.

در همان‌دوران بود که حسن طهرانی‌مقدم به‌عنوان فرمانده یگان موشکی، اجازه نمی‌داد نیروهایش بی‌کار بمانند و اگر اوقات فراغتی برایشان پیش می‌آمد، آن‌ها را به واحد توپخانه سپاه در فاو، شلمچه و پالایشگاه آبادان می‌فرستاد.

کمی بعد که باقری، علم نجوم را هم برای جهت‌یابی و نقشه‌یابی آموخته بود، مسئول تیم نقشه‌برداری گروهان شد.

اتفاق مهم بعدی زندگی محمود باقری، برگزاری مراسم عقد و پیمان ازدواجش بود که 22 خرداد 1366 انجام شد.

فرماندهی پادگان خرم‌آباد

سال 1366 که احتمال حمله عراق به پادگان موشکی شهید منتظری کرمانشاه بالا رفت، تصمیم حسن طهرانی‌مقدم، تخلیه پادگان و انتقال به لرستان بود. پادگان خرم‌آباد، بیابان پهناوری بود که امکاناتی نداشت و «حسن‌آقا»‌ مدیریت آن را به محمود باقری سپرد.

شهید باقری با قبول مسئولیت، باید همزمان با فرماندهی پادگان خرم‌آباد، نقشه‌برداری تونل‌های موشکی را هم انجام می‌داد. او سال آخر جنگ کنکور داده و در دانشگاه صنعتی شریف برای تحصیل در رشته فیزیک قبول شد. پس از پایان جنگ هم دو ترم سر کلاس نشست اما با توصیه شهید طهرانی‌مقدم، تغییر رشته داد و سر کلاس کارشناسی نقشه‌برداری نقشه‌برداری در دانشگاه خواجه نصیر نشست.

فارغ‌التحصیلی از رشته نقشه‌برداری زیرزمینی

شرایط اضطراری و برگزاری جلسه فوری سردار طهرانی‌مقدم، حاجی‌زاده و محمود باقری باعث شد با استادی مشورت کنند که هرسه‌نفر در دانشگاه شاگردی‌اش را کرده بودند و به این‌ترتیب، واحد فشرده «نقشه‌برداری زیرزمینی» را در منزل آن‌استاد پاس کردند.

فرمانده موشکی جهان اسلام هستم/سردار از پهلو ترکش خورده بود

فرمانده موشکی جهان اسلام هستم

اوایل دهه 1390 قرار بود فعالیت موشکی سپاه قدس گسترش پیدا کند و محمود باقری به‌عنوان «فرمانده موشکی جبهه مقاومت» به لبنان رفت تا با سیدحسن نصرالله دیدار و از میدان بازدید کند.

راویان تاریخ می‌گویند در آن‌روزها، وضعیت موشکی جهان اسلام خوب نبود و رهبر شهید انقلاب دستور داده بود کمک به حزب‌الله و جبهه مقاومت ریشه‌ای باشد؛ طوری‌که بتوانند در امر موشکی مستقل شوند و دست‌شان روی زانوی خودشان باشد.

به این‌ترتیب قرار، بر خودکفایی بود و مسئولیت این‌کار به عهده محمود باقری گذاشته شده بود. در دیداری هم که سردار باقری با سیدحسن نصرالله داشت، صحبت‌هایی از شفاعت رسول‌الله (ص) جد سید به میان آمد. نتیجه آن‌گفتگوها و فعالیت‌های سردار باقری در لبنان هم، مقاومتی شد که مواضع اسرائیل را مورد هدف قرار می‌داد و با وجود قطع‌شدن راه ارتباطی سوریه و سقوط بشار اسد، ادامه پید اکرد.

سردار محمود باقری 41 سال در مجموعه موشکی هوافضای سپاه خدمت کرد و همیشه به راننده و محافظ‌هایش می‌گفت: «من فرمانده موشکی جهان اسلامم. اگر دیر به جلسه برسیم، اگر نظم نداشته باشیم، اگر رفتار مناسبی نداشته باشیم، این‌عنوان زیر سوال می‌ره. محمود باقری که اهمیتی نداره.»

یکی دیگر از جملات ثابت شهید باقری به اطرافیانش این بود: «فرمانده موشکی خود آقاست.» و منظورش رهبر شهید انقلاب بود. همچنین همیشه به فرزندانش می‌گفت «خیر دنیا و آخرت در اطاعت از رهبریه.»

فرمانده موشکی جهان اسلام هستم/سردار از پهلو ترکش خورده بود

فرمانده‌ای که تشویقی را دوست نداشت

محمود باقری 44 ساله بود که فرمانده موشکی سپاه شد و نیروهایش در تمام سال‌های گذشته تا روزی که شهید شد، در وضعیت آماده‌باش بودند. برایشان رزمایش‌های سنگینی برگزار می‌کرد که هرکدامشان یک‌جنگ واقعی با تمام دشواری‌هایش بودند و هر بار انگار از میدان نبرد به خانه برگشته‌اند.

یکی از درس‌های باقری از فرمانده و استادش حسن طهرانی‌مقدم، این بود که تشویقی‌گرفتن، نیت خالص خودش و نیروهایش را خراب می‌کند و باعث می‌شود به‌مرور کار از مسیر درست بیرون برود.

سردار چه‌کسانی را عزل می‌کرد؟

راویان می‌گویند تعریف استفاده نادرست از بیت‌المال در ادبیات حاج‌محمود باقری و نیروهای هوافضا، چیز دیگری بود. یکی از نمونه‌های این‌رویکرد، مربوط به استفاده یک‌فرمانده از نخاله‌های یک‌پایگاه موشکی است. مسیر قانونی ماجرا این‌گونه است که پول فروش نخاله‌ها و دور ریزهای پایگاه موشکی، به حساب کل مجموعه موشکی ریخته شود و بعد طبق صلاح‌دید، در جایی که بیشترین اولویت را دارد هزینه می‌شود.

اما یکی از فرماندهان، پول این‌ماجرا را نه برای شخص خود که خرج مصارف داخلی مجموعه‌اش کرده بود. سردار باقری هنگام بازدید از آن‌پایگاه، متوجه این‌موضوع شد و همان‌جا از آن‌فرمانده پرسید: «تو از کجا خبر داشتی که فلان پایگاه دورافتاده در جنوب کشور احتیاجات ضروری‌تر از شما نداشته؟»

به این‌ترتیب آن‌فرمانده عزل شد.

تنها مورد پارتی‌بازی

سردار باقری هم مانند فرمانده‌اش امیرعلی حاجی‌زاده که سکان نیروی هوافضای سپاه را به دست داشت، در هیچ‌زمینه‌ای پارتی‌بازی نکرد مگر اعزام  فرزندش به جبهه. همان‌طور که سردار حاجی‌زاده پسرش را به‌عنوان مدافع حرم به سوریه فرستاد، سردار باقری هم سال 1394 با اعزام پسرش محمد به سوریه موافقت کرد و سرباز اعزامی، 30 ماه در منطقه جنگی سوریه ماند.

سردار شهید حاجی‌زاده، عادت داشت در همه اوقات – به جز زمان‌هایی که سید مجید موسوی حضور داشت – حاج‌محمود باقری را به‌عنوان پیشنماز جماعت معرفی کند. شهید باقری هم که چاره‌ای نداشت، جلو می‌ایستاد و پیشنماز می‌شد.

فرمانده موشکی جهان اسلام هستم/سردار از پهلو ترکش خورده بود

سردار از پهلو ترکش خورد

راویان خاطرات و دوستان شهید می‌گویند علاقه عجیبی به روضه حضرت زهرا (س) داشت و هنگام شهادت هم مانند حضرت فاطمه (س)، از پهلو ترکش خورده بود. روز ترکش‌خوردن و شهادتش هم، سی و هشتمین سالگرد ازدواجش بود.

سردار محمود باقری، 20 دقیقه پیش از شهادت، تلفنی با سیدمجید موسوی صحبت کرده و به او اطمینان داده بود «همه‌چیز آماده است و جای هیچ‌نگرانی نیست.»

انتهای پیام/

 
 

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

  • ×