سیدجواد میری؛ تمدن غرب دیکتاتورساز است
به گزارش خبرگزاری تسنیم؛ سیدجواد میری، جامعهشناس و عضو پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در گفتوگوی اختصاصی با تسنیم درباره کتاب از امنیت سرزمینی تا مقاومت سیارهای با عبور از این نگاه کلاسیک، تلاش میکند صورتبندی متفاوتی از نسبت میان امنیت، جنگ و مقاومت ارائه دهد؛ روایتی که در آن جنگ تنها یک رویداد نظامی نیست و مقاومت نیز صرفاً در میدان نبرد تعریف نمیشود.
میری در آغاز این گفتوگو با اشاره به ضرورت تغییر زاویه نگاه به مفهوم امنیت گفت: «وقتی ما از امنیت سرزمینی صحبت میکنیم، در واقع از یک پارادایم مشخص سخن میگوییم؛ پارادایمی که در آن دولت-ملت واحد اصلی تحلیل است و مرزهای جغرافیایی اهمیت محوری دارند. در چنین چارچوبی، مسئله اصلی این است که یک دولت چگونه از سرزمین، حاکمیت و تمامیت ارضی خود حفاظت میکند. این نگاه در جای خودش اهمیت دارد، اما مسئله این است که جهان امروز دیگر فقط جهان دولتها و مرزهای بسته نیست. ما با شبکهای از ارتباطات مواجهیم که اتفاقی را که در یک نقطه رخ میدهد، به سرعت به نقاط دیگر متصل میکند. بنابراین اگر بخواهیم جنگهای امروز را با مفاهیم قرن گذشته توضیح دهیم، طبیعی است که بخشی از واقعیت از دست ما خارج شود.»
وی افزود: «به همین دلیل من معتقدم باید در مفهوم امنیت بازاندیشی کنیم. امنیت دیگر صرفاً مسئله تانک، موشک، ارتش یا مرز نیست. امنیت اقتصادی، امنیت اجتماعی، امنیت فرهنگی، امنیت زیستمحیطی و امنیت انسانی همه به یکدیگر متصل هستند. ممکن است یک کشور از نظر نظامی قدرتمند باشد، اما جامعه آن با بحرانهای عمیق اقتصادی یا اجتماعی مواجه باشد و مردم احساس امنیت نکنند. بنابراین باید پرسید امنیت برای چه کسی، در برابر چه تهدیدی و در چه مقیاسی؟ همین پرسشها ما را از مفهوم محدود امنیت سرزمینی به سوی فهم گستردهتری از امنیت هدایت میکند.»
میری در ادامه با اشاره به جنگ رمضان تأکید کرد که هیچ جنگی را نمیتوان تنها از لحظه آغاز رسمی آن مورد مطالعه قرار داد. به گفته او، جنگ یک رویداد نیست، بلکه باید آن را در بسیاری از موارد به عنوان نتیجه یک فرآیند تاریخی و اجتماعی دید. وی گفت: «یکی از مشکلاتی که در تحلیل جنگها وجود دارد این است که ما معمولاً به نقطه آغاز درگیری نگاه میکنیم و تصور میکنیم جنگ از همان لحظه شروع شده است. در حالی که جنگها معمولاً محصول مجموعهای از فرآیندهای تاریخی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی هستند. اگر بخواهیم جنگ رمضان را بفهمیم، باید به پیشینه تاریخی، به مناسبات قدرت، به شکلگیری ساختارهای سیاسی و به روندهایی که در طول زمان ایجاد شدهاند توجه کنیم. نمیتوان یک جنگ را از تاریخ آن جدا کرد. رویدادی که امروز میبینیم، معمولاً روی سطح اتفاق افتاده، اما ریشههای آن در لایههای عمیقتری قرار دارد.»
میری ادامه داد: «از این منظر، منازعه را باید در چند سطح همزمان مطالعه کرد. یک سطح، سطح محلی است؛ یعنی آنچه در میدان و میان جوامع اتفاق میافتد. سطح دوم، سطح ملی و سیاسی است؛ یعنی نقش دولتها و ساختارهای قدرت. سطح سوم، سطح منطقهای است و بعد از آن باید مناسبات جهانی را ببینیم. این سطوح از یکدیگر جدا نیستند. اگر یکی را حذف کنیم، تحلیل ما دچار نقص میشود. به همین دلیل در کتاب تلاش کردهام از نگاه تکسطحی فاصله بگیرم و مسئله را در مقیاسهای مختلف ببینم.»
میری با اشاره به مسئله استعمار و تأثیر آن بر ساختارهای سیاسی و اجتماعی جهان گفت: «وقتی درباره بحرانهای امروز صحبت میکنیم، نمیتوانیم تاریخ استعمار را نادیده بگیریم. استعمار فقط یک اتفاق مربوط به قرنهای گذشته نیست که تمام شده باشد و ما امروز هیچ اثری از آن نبینیم. بسیاری از ساختارهای قدرت، نابرابریهای اقتصادی، مناسبات سیاسی و حتی تقسیمبندیهای جغرافیایی که امروز با آنها مواجه هستیم، در بستر تاریخ استعمار شکل گرفتهاند یا دستکم از آن تأثیر پذیرفتهاند. بنابراین اگر تاریخ را از تحلیل حذف کنیم، ممکن است تصور کنیم با یک حادثه ناگهانی مواجه هستیم، در حالی که آن حادثه در یک ساختار تاریخی بزرگتر قرار دارد.»
وی ادامه داد: «البته وقتی از استعمار صحبت میکنیم، نباید فقط به شکل کلاسیک آن فکر کنیم. قدرت در جهان معاصر اشکال متفاوتی پیدا کرده است. اقتصاد، فناوری، رسانه، تولید دانش، نظام مالی و حتی کنترل روایتها میتوانند ابزار قدرت باشند. بنابراین باید ببینیم قدرت چگونه بازتولید میشود و چه کسانی امکان تولید روایت، تولید دانش و تعریف واقعیت را در اختیار دارند. اینجا است که بحث جنگ فقط به میدان نظامی محدود نمیماند و وارد حوزههای اجتماعی، فرهنگی و رسانهای میشود.»
میری در بخش دیگری از این گفتوگو به نقش رسانه در جنگهای معاصر پرداخت و گفت: «امروز جنگ فقط در میدان فیزیکی رخ نمیدهد. بخش مهمی از جنگ در حوزه ادراک و روایت اتفاق میافتد. اینکه یک واقعه چگونه روایت شود، چه واژههایی برای توصیف آن انتخاب شود، چه تصاویری منتشر شود و چه چیزی برجسته یا حذف شود، بر ادراک افکار عمومی تأثیر میگذارد. به همین دلیل رسانه را نمیتوان صرفاً یک وسیله انتقال خبر دانست. رسانه در بسیاری از موارد بخشی از فرآیند تولید واقعیت اجتماعی است. مخاطب فقط با یک واقعه مواجه نمیشود؛ با روایتی مواجه میشود که از آن واقعه ساخته شده است.»
وی افزود: «به همین دلیل اگر بخواهیم جنگ رمضان را به صورت جدی مطالعه کنیم، باید ببینیم این جنگ چگونه در رسانههای مختلف بازنمایی میشود و چه روایتهایی درباره آن ساخته میشود. اینجا دیگر بحث فقط بر سر این نیست که چه اتفاقی در میدان افتاده است؛ مسئله این است که مردم جهان چگونه آن اتفاق را میبینند و چگونه درباره آن قضاوت میکنند. بنابراین جنگ روایتها را باید به عنوان یکی از ابعاد مهم منازعات معاصر مورد توجه قرار داد.»
میری سپس به مفهوم مقاومت پرداخت و توضیح داد که مقاومت را نمیتوان صرفاً در چارچوب نظامی تعریف کرد. وی گفت: «اگر مقاومت را فقط به سلاح و میدان نظامی محدود کنیم، معنای گسترده مقاومت را از دست دادهایم. مقاومت میتواند در عرصه فرهنگ اتفاق بیفتد، در حفظ زبان و هویت، در تولید دانش، در هنر، در روایت تاریخی و حتی در شیوهای که یک جامعه درباره خودش و آیندهاش فکر میکند. وقتی یک جامعه تلاش میکند هویت خود را حفظ کند یا اجازه ندهد روایت دیگری به جای تاریخ و تجربه زیسته آن بنشیند، این نیز میتواند نوعی مقاومت باشد. بنابراین باید مقاومت را یک پدیده اجتماعی، فرهنگی و تاریخی بدانیم که شکلهای مختلفی پیدا میکند.»
وی ادامه داد: «در واقع، هرچه ساختارهای قدرت پیچیدهتر میشوند، شکلهای مقاومت هم پیچیدهتر میشوند. اگر قدرت فقط در یک ارتش یا یک دولت متمرکز بود، میشد مقاومت را هم عمدتاً در مقابل همان ساختار تعریف کرد؛ اما امروز قدرت در شبکههای مختلف اقتصادی، سیاسی، رسانهای و فناورانه توزیع شده است. بنابراین مقاومت نیز میتواند در همین شبکهها شکل بگیرد. اینجاست که مفهوم مقاومت از سطح نظامی فراتر میرود و به یک مفهوم گسترده اجتماعی تبدیل میشود.»
میری درباره تعبیر مقاومت سیارهای که در عنوان کتاب نیز مورد توجه قرار گرفته است، توضیح داد: «وقتی از مقاومت سیارهای صحبت میکنم، منظورم این نیست که قرار است هویتهای ملی یا تفاوتهای تاریخی ملتها نادیده گرفته شود. اتفاقاً هویتهای محلی و ملی همچنان اهمیت دارند. مسئله این است که انسان امروز در جهانی زندگی میکند که مسائل آن دیگر در مرزهای سیاسی متوقف نمیشوند. بحران محیط زیست، تغییرات اقلیمی، مهاجرت، جنگ، فقر، نابرابری و حتی بحرانهای اقتصادی به یکدیگر متصل شدهاند. بنابراین لازم است مقیاس نگاه خودمان را تغییر دهیم و ببینیم چگونه مسائل محلی میتوانند پیامدهای منطقهای و جهانی داشته باشند.»
او افزود: «مقاومت سیارهای به این معناست که ما باید بتوانیم نسبت خودمان را با سرنوشت مشترک انسانها و حتی با سرنوشت سیاره بازتعریف کنیم. اگر یک بحران زیستمحیطی در نقطهای از جهان اتفاق بیفتد، ممکن است پیامد آن در نقطهای دیگر ظاهر شود. اگر جنگی باعث جابهجایی گسترده جمعیت شود، پیامدهای آن میتواند فراتر از مرزهای محل جنگ باشد. بنابراین ما به یک نگاه چندمقیاسی نیاز داریم؛ نگاهی که هم امر محلی را ببیند، هم امر ملی و منطقهای را و هم ارتباط همه این سطوح را با جهان درک کند.»

این جامعهشناس در ادامه بر اهمیت رویکرد میانرشتهای در تحلیل جنگ و مقاومت تأکید کرد و گفت: «علوم انسانی اگر بخواهد مسائل پیچیده جهان امروز را بفهمد، نمیتواند در مرزهای سخت رشتهها باقی بماند. برای فهم جنگ باید تاریخ را دید، جامعهشناسی را دید، اقتصاد را دید، سیاست و روابط بینالملل را دید و در کنار آنها مطالعات فرهنگی، رسانهای و محیط زیستی را هم مورد توجه قرار داد. جنگ یک مسئله تکرشتهای نیست. اگر فقط از منظر علوم سیاسی نگاه کنیم، یک بخش از مسئله را میبینیم؛ اگر فقط از منظر اقتصاد نگاه کنیم، بخش دیگری را میبینیم. آنچه لازم داریم، قرار دادن این قطعات در کنار یکدیگر است.»
میری گفت: «یکی از مسائلی که در علوم انسانی باید جدی بگیریم، مسئله مقیاس است. ما گاهی یک پدیده را فقط در مقیاس ملی بررسی میکنیم و بعد متوجه میشویم که عوامل منطقهای و جهانی در آن نقش داشتهاند. گاهی هم برعکس، آنقدر روی ساختارهای جهانی تمرکز میکنیم که انسان و جامعه محلی را فراموش میکنیم. نگاه چندمقیاسی به ما اجازه میدهد این دو را در کنار هم ببینیم. جامعهای که در یک نقطه جغرافیایی زندگی میکند، هم تاریخ خودش را دارد و هم درون یک نظام جهانی قرار گرفته است. فهم درست مسئله زمانی اتفاق میافتد که این دو سطح را همزمان ببینیم.»
وی همچنین بر ضرورت توجه به مفهوم امنیت انسانی تأکید کرد و گفت: «اگر امنیت را فقط امنیت دولت بدانیم، انسان ممکن است در این تعریف گم شود. در حالی که در نهایت، دولت و مرز و ساختار سیاسی برای زندگی انسانها معنا پیدا میکنند. بنابراین باید ببینیم مردم در زندگی روزمره خودشان چه میزان احساس امنیت دارند. آیا از نظر اقتصادی امنیت دارند؟ آیا از نظر فرهنگی احساس ثبات میکنند؟ آیا آینده فرزندانشان را قابل پیشبینی میدانند؟ آیا محیط زیست آنها در معرض نابودی قرار دارد؟ این پرسشها نشان میدهد که امنیت یک مفهوم بسیار گستردهتر از آن چیزی است که در ادبیات سنتی روابط بینالملل تعریف میشود.»
میری در ادامه گفت: «وقتی از امنیت انسانی صحبت میکنیم، در واقع داریم مرکز ثقل تحلیل را جابهجا میکنیم. به جای اینکه فقط بپرسیم دولت چگونه از مرزهایش دفاع میکند، میپرسیم انسان چگونه میتواند زندگی امن، معنادار و با ثباتی داشته باشد. این تغییر نگاه بسیار مهم است، زیرا بسیاری از تهدیدهای جهان امروز مستقیماً متوجه مرزها نیستند، بلکه متوجه کیفیت زندگی انسانها هستند. فقر، تخریب محیط زیست، بحرانهای اقتصادی، مهاجرت و جنگ همگی میتوانند امنیت انسان را تهدید کنند، حتی اگر مرزهای یک کشور در ظاهر دستنخورده باقی مانده باشد.»
وی در ادامه با تأکید بر اینکه مفهوم سیارهای نباید به معنای حذف امر محلی تلقی شود، اظهار داشت: «ما نباید تصور کنیم که برای رسیدن به یک نگاه جهانی، باید از جامعه و انسان واقعی فاصله بگیریم. اتفاقاً امر جهانی از دل امر محلی شکل میگیرد. جهان سیارهای مجموعهای از انسانها و جوامعی است که در مکانهای مشخص زندگی میکنند. بنابراین هر تحلیل جهانی باید بتواند به تجربه انسان واقعی بازگردد. اگر نتوانیم این ارتباط را برقرار کنیم، مفهوم سیارهای تبدیل به یک مفهوم انتزاعی خواهد شد.»
میری درباره نسبت جنگ و آینده جهان نیز گفت: «یکی از پرسشهای مهم این است که آیا ما میتوانیم همچنان جنگ را فقط به عنوان مسئلهای میان دولتها ببینیم یا باید پیامدهای آن را در سطح وسیعتری بررسی کنیم. جنگ میتواند ساختارهای اقتصادی را تغییر دهد، میتواند موجهای مهاجرتی ایجاد کند، میتواند بر محیط زیست تأثیر بگذارد، میتواند روایتهای فرهنگی و هویتی را دگرگون کند و حتی بر نسلهای آینده اثر بگذارد. بنابراین جنگ وقتی آغاز میشود، فقط یک میدان نظامی را تحت تأثیر قرار نمیدهد؛ شبکهای از پیامدها ایجاد میکند که ممکن است سالها ادامه پیدا کند.»
وی افزود: «به همین دلیل من معتقدم که تحلیل جنگ نیازمند یک نگاه تاریخی و آیندهنگر است. باید هم بپرسیم این وضعیت از کجا آمده و هم اینکه چه پیامدهایی میتواند برای آینده داشته باشد. اگر فقط درگیر لحظه باشیم، امکان دیدن روندها را از دست میدهیم. علوم انسانی باید بتواند از سطح خبر و رویداد عبور کند و ساختارها و روندهای بلندمدت را مورد مطالعه قرار دهد.»
میری در پایان این گفتوگوی اختصاصی با اشاره به هدف اصلی کتاب از امنیت سرزمینی تا مقاومت سیارهای گفت: تلاش من در این کتاب این بوده که یک پرسش را جدیتر مطرح کنم: آیا مفاهیمی که برای فهم جهان گذشته ساختهایم، هنوز برای فهم جهان امروز کافی هستند؟ من فکر میکنم باید درباره بسیاری از این مفاهیم دوباره بیندیشیم. امنیت، مقاومت، جنگ، دولت، جامعه و حتی مفهوم انسان در جهان امروز با شرایط متفاوتی مواجه شدهاند. بنابراین مسئله فقط ارائه یک تعریف جدید نیست؛ مسئله تغییر زاویه دید است.»
وی ادامه داد: «اگر بخواهیم جنگ رمضان و منازعات مشابه را بفهمیم، باید بتوانیم هم تاریخ را ببینیم، هم سیاست را، هم اقتصاد را، هم فرهنگ و رسانه را و هم آینده را. باید بدانیم که هیچ پدیدهای در جهان امروز کاملاً منفرد نیست. آنچه در یک نقطه رخ میدهد، در شبکهای از روابط گستردهتر معنا پیدا میکند. از این منظر، عبور از امنیت سرزمین ی به مقاومت سیارهای به معنای عبور از یک مفهوم به مفهوم دیگر نیست؛ بلکه تلاشی برای گسترش میدان دید ماست.»
میری تأکید کرد: «مسئله اصلی این است که انسان را دوباره در مرکز تحلیل قرار دهیم و در عین حال فراموش نکنیم که انسان امروز بخشی از یک جهان بههمپیوسته است. اگر امنیت، جنگ و مقاومت را جدا از این پیوندها ببینیم، به تحلیلهای ناقص خواهیم رسید. اما اگر بتوانیم سطوح محلی، ملی، منطقهای و جهانی را در کنار یکدیگر قرار دهیم، آنگاه امکان فهم دقیقتری از جهان معاصر پیدا میکنیم؛ جهانی که در آن مرزها همچنان اهمیت دارند، اما دیگر تمام واقعیت را توضیح نمیدهند.
انتهای پیام/
